Iran Democratic Front - موارد پالایش شده بر اساس تاریخ: سه شنبه, 26 تیر 1397

دراویش گنابادی بازداشت شده در حوادث گلستان هفتم توسط شعب ۱۵ و ۲۶ دادگاه انقلاب تهران مجموعا به تحمل ۶۹ سال حبس، ۴۴۴ ضربه شلاق، ۱۴ سال تبعید، ۴ سال ممنوع‌الخروجی و ۸ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شدند. اتهامات این افراد “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی”، “اقدام علیه امنیت ملی”، “اخلال در نظم” و “تمرد از دستور پلیس” عنوان شده است.

وسایت مجذوبان نور که اخبار مربوط به دراویش گنابادی را منعکس می‌کند تا کنون نام ده‌ها بازداشتی را که محاکمه و محکوم شده‌اند منتشر کرده است. بیشتر بازداشتی‌ها به احکام زندان، تبعید و شلاق محکوم شده‌اند.

«اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «اخلال در نظم» و «تمرد از دستور پلیس» و «اخلال در نظم و آسایش عمومی جامعه» از جمله اتهاماتی است که علیه دستگیر شدگان مطرح شده‌ است.

اسامی محکومان این پرونده به شرح زیر است؛

رضا رضایی: ۱۳ سال حبس تعزیری، ۱۴۸ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید به میرجاوه

اکبر بیرانوند: ۷ سال حبس تعزیری، ۲ سال تبعید به زهک سیستان و بلوچستان و ۲ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی

علی بهادری: ۷ سال حبس تعزیری، ۲ سال تبعید به میرجاوه و ۲ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی

سیامک سهرابی: ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید

ایرج مدحی: ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید

رامین اشکوه: ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید و محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی

بیژن سلطانی: ۷ سال حبس تعزیری

فرهنگ بوذری خرازی: ۶ سال حبس، ۷۴ضربه شلاق و ۲ سال ممنوع‌الخروجی

فرنام فرهنگ: ۶ سال حبس تعزیری

مهرداد عینی: ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوع‌الخروجی از کشور و محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی

منتشرشده در اخبار حقوق بشر

قاسم آبسته،زندانی سنی مذهب محبوس در زندان رجایی شهر کرج به علت عدم پیگیریهای درمانی و اعزام به مراکز درمانی خارج از بیمارستان و همچنین بی توجهی مسئولان زندان به مشکلات جسمی اش در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می برد.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران، سید قاسم آبسته زندانی سنی مذهب که در زندان رجایی شهر کرج دوران حبس خود را سپری می کند به علت عدم پیگیریهای درمانی و اعزام به مراکز درمانی خارج از بیمارستان و همچنین بی توجهی مسئولان زندان به مشکلات جسمی اش  امروز سه شنبه ۲۶ تیر ماه در اعتراض به این وضعیت در اعتصاب غذا بسر می برد.

یک منبع آگاه در این خصوص به گزارشگر جبهه دموکراتیک ایرن گفت: «این زندانی عقیدتی _ سیاسی در نهمین سال بلاتکلیفی خود با توجه به اینکه مدتی است که به سرطان تیروئید مبتلا شده و‌ بشدت سلامتی وی در معرض خطر است و طبق گزارشات پزشکی احتمال خفگی وی نیز امکان دارد، اما تا به حال از اعزام ایشان به بیمارستان و مراکز درمانی خودداری شده و برای مداوای این زندانی سنی مذهب تا به حال هیچگونه اقدامی صورت نگرفته است.»

این منبع آگاه در ادامه افزود: «آقای آبسته طی مکاتبات مکرر با ریاست بهداری زندان و رئیس زندان و قاضی ناظر بر زندان با شرح وخامت جسمانی خود و اشاره به آزمایشات و‌ گزارشات پزشکی جهت مداوای هرچه سریعتر نامه نگاری هایی انجام داده اما هیچ جوابی به ایشان داده نشده و او را به مراکز درمانی خارج از زندان منتقل نکرده اند.»

براساس گزارشهای سازمان های حقوق بشری، قاسم آبسته در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. او هشت ماه در این بازداشتگاه در سلول انفرادی به سر برد و سپس به زندان اوین منتقل و مدت شش ماه نیز در این زندان در سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ و ۲۰۹ اوین دروان بازجویی را بدون دسترسی به وکیل و تماس با خانواده سپری کرده است.

این زندانی سنی مذهب،پس از ۱۴ ماه بلاتکلیفی در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات ارومیه و تهران و تحمل فشارهای شدید جسمی و روحی نخست به بند ۳۵۰ زندان اوین و پس از ۲۰ روز در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

او با اتهاماتی از قبیل محاربه از طریق هواداری از گروه‌های سلفی روبرو شده است، اتهامی که خود این زندانی آن را رد می کند و بر بی اساس بودن آن تاکید دارد.آقای آبسته در خردادماه سال ۹۵ توسط قاضی مقیسه به اعدام محکوم شد با اینحال دستگاه قضایی از نقض حکم بدوی و ارجاع آن به شعبه هم ارز خبر داده است.

در حال حاضر قاسم آبسته به مدت ۹ سال است که بلاتکلیف در زندان رجایی شهر زندانی است.

قاسم آبسته متأهل و دارای دو فرزند است.

 

منتشرشده در اخبار حقوق بشر

سازمان گزارشگران بدون مرز، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷، در اطلاعیه‌ایی خواستار آزادی فوری امیرحسین میراسماعیلی، روزنامه‌نگار روزنامه جهان صنعت، شد.

گزارش‌گران بدون مرز (RSF) در بیانیه‌ای بازداشت امیر حسین میراسماعیلی روزنامه‌نگار روزنامه جهان صنعت را به تاریخ ۲۱ «۲۰» تیر ۱۳۹۷، محکوم می کند و خواهان آزادی فوری او است.

این خبرنگار گمان می رود در پی انتشار توییتی درباره کمک کمیته امداد امام خمینی به مردم غزه در ماه رمضان بازداشت شده است. کمیته امداد امام خمینی یکی از نهادهای خیریه و قدرتمند ایران و تحت مهار علی خامنه‌ای است، ثروت و سرمایه‌ای چشمگیر دارد. افزون بر ایران در برخی از کشورهای دیگر از این میان فلسطین، سومالی و افغانستان و… شعبه‌ دارد.

امیر حسین میراسماعیلی در پاسخ به توییتی نوشته بود که این « نهاد از پول گردآوری شده مردم ایران به ساکنان غزه کمک کرده است.» فعالیت‌های خارج از کشور کمیته امداد امام خمینی در ایران و به ویژه در ماه‌های اخیر و با شدت گرفتن بحران اقتصادی که بنا بر آمار رسمی دست‌کم بیست میلیوین نفر در زیر خط فقر زندگی می‌کنند، معترضان زیادی دارد.

گفتنی است، امیرحسین میراسماعیلی که پیش از این در تاریخ سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷، بازداشت و پنج‌شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ،با قید وثیقه آزاد شده بود، این بار ۲۰ تیرماه ۹۷ به اتهام توییتی درباره کمیته امداد، بازداشت و به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شد.

گزارش‌گران بدون مرز یا گزارش‌گران بی سرحد (RSF) انجمنی جهانی در دفاع از آزادی اطلاع رسانی بر مبنای اصل ١٩ اعلامیه جهانی حقوق بشر است. این سازمان در ژوئن ۱٩٨۵ در فرانسه تاسیس شد و به شکل روزمره برای آزادی روزنامه‌نگاران و همکاران رسانه‌ای که به دلیل فعالیت حرفه‌ای خود زندانی شده‌اند تلاش می‌کند.

منتشرشده در اخبار حقوق بشر

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که از دوشنبه ۱۱ تیرماه ۹۷ دست به اعتصاب غذا زده بود،روز گذشته دوشنبه ۲۵ تیر ، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

به دنبال بحرانی شدن وضعیت جسمی محمود بهشتی در روز سیزدهم اعتصاب غذا و افت شدید فشار به همراه ضعیف شدن نبض و احتمال بروز التهاب و عفونت پانکراس و هشدارهای پزشکی داخل و خارج زندان، طی بیست و چهار ساعت گذشته تشکل های صنفی و شورای هماهنگی و فعالان صنفی و مدنی نسبت به بروز صدمات جسمی غیرقابل برگشت به قوه قضاییه و نیروهای امنیتی هشدار جدی دادند و ضمن محکوم نمودن عملکرد فراقانونی وبی توجهی دادستانی به حقوق قانونی زندانیان صنفی وسیاسی و دخالت آشکار ضابط قضایی در پرونده های معلمان دربند، از آقای بهشتی خواستند که به اعتصاب غذا پایان دهند.

آقای بهشتی نیز در پاسخ به درخواست شورای هماهنگی ، تشکل های صنفی و کانون تهران و نگرانی های هم بندان و دوستان و خانواده، عصر روز گذشته ۲۵ تیر ۹۷ به اعتصاب خود پایان داد.

این معلم محبوس در زندان اوین با نگارش نامه‌ای  خطاب به مردم ایران پایان اعتصاب خود را اعلام کرد.

متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:

به نام خداوند جان و خرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

هم‌میهنان گرامی

شما که با وجود همه مشکلات و مصیبت‌های روزمره نگذاشته‌اید گرد بی‌تفاوتی، مشعل حق‌خواهی و انسان دوستی را خاموش نماید.

وقتی که در دهمین روز اعتصاب غذا، مجبور به اطلاع‌رسانی شدم، تصور نمی‌کردم که در اندک زمانی موج نگرانی‌های وجدان‌های بیدار شما عزیزان، مرا ناچار به شکستن اعتصاب غذا نماید.

آری شما چون همیشه پیروز گشتید واین حقیر تسلیم مهربانی شما بزرگواران.

اما این ماجرا، بازنده‌های بزرگی داشت. کسانی که در برابر درخواست مصرانه‌ام برای اجرای قانون و همچنین تحریک حس نوع دوستی مقاومت کردند و تلنگری که به وجدان‌های به خواب رفته‌شان زده شده بود را نادیده گرفتند وبه خیال خود پیروز گشتند و با وجودی که وظیفه انسانی، مبتنی بر فطرت، حکم می‌کرد تا از توان قانونی خود برای پاسخ به کسانی که فریاد دادخواهی سر داده بودند استفاده نمایند، سر در لاک فرو برده و سکوت و بی اعتنایی اختیار کردند و جا دارد به آنها دست مریزاد گفته و عرض نمایم:

عالیجنابان، این شکست پیروزگونه بر شما خجسته باد!

در خاتمه ضمن سپاس از تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی به ویژه تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان که از هیچ تلاشی برای انتقال پیام اعتراض مطرح شده دریغ نکرده‌اند سپاسگزار و بابت نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و زحماتی که به واسطه این اعتصاب غذا برای تک تک عزیزان ایجاد کرده‌ام عذرخواهی می‌نمایم و به این وسیله اعلام می‌دارم که عصرامروز دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در پاسخ به درخواست‌های بزرگوارانه شما عزیزان و همچنین پس از حضور دادیار ناظر بر زندان و گفت‌وگوی شفاف و صریح با وی و حل و فصل برخی مشکلات، اعتصاب غذایم را شکستم و درصورت موافقت دادستانی، پیگیری‌های لازم برای رفع خطرات مربوط به صدمات وارده به کلیه و پانکراس در بیرون از زندان انجام خواهد گرفت.

کانون صنفی معلمان تهران طی بیانیه‌ای ضمن اعتراض شدید خود نسبت به قوه ‌قضاییه به دلیل عدم اجرای قانون و اعتراض به بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی دادیار ناظر بر زندان اوین و اعلام حمایت از خواسته‌های به‌حق و قانونی محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی، از محمود بهشتی تقاضا کرده بود تا هرچه سریعتر به اعتصاب خود پایان دهد.

در بخش از این بیانیه آمده: «اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای زندانیان به اصطلاح سیاسی به ویژه محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و البته عبدالفتاح سلطانی، وکیل آزاده، رعایت نشده است، اما اکنون که هر سه نفر آنها بیش از یک سوم مدت محکومیت (؟!) خود را گذرانده‌اند و واجد شرایط آزادی مشروط هستند، در ظلمی مضاعف این حق نیز از آنان سلب گردیده است.»

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران از دوشنبه (۱۱ تیرماه) در اعتراض به نحوه برخورد قوه قضاییه و دادستانی با زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذای زده بود.

این معلم زندانی، پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷ در نامه ای از زندان اوین، اعتصاب غذای خود را علنی کرد و گفت: «تأسف خودم را نسبت به آن دسته از مسئولان قضائی که اعطای مرخصی زندانیان صنفی ، سیاسی و عقیدتی را محدود و مسدود کرده اند اعلام می دارم.»

محمود بهشتی لنگرودی ۱۰ روز نخست این اعتصاب غذا را برای نشان دادن حسن نیت و ایجاد فرصت پاسخگویی برای مسوولین، بدون اعلام در رسانه ها و بدون اطلاع به همکاران سپری کرد، اما به دلیل عدم تحقق وعده های مسوولین زندان و همینطور بی پاسخ ماندن خواسته هایش اعتصاب غذای خود را رسانه ای کرد.

بهشتی لنگرودی از اعضای ارشد هیئت مدیره و دبیر کل سابق کانون صنفی معلمان ایران است که از سال ۸۳ تاکنون چندین بار به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و ماهها در انفرادی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه مورد بازجویی  و تشکیل پرونده و محکومیت در دادگاههای (غیر علنی) انقلاب اسلامی قرار گرفت. او در سه دادگاه درسالهای ۸۵و ۸۹ و ۹۴ به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی وخارجی, و تبلیغ علیه نظام  (بدون مستندات قانونی) توسط قاضی صلواتی و مقیسه مجموعا به ۱۴ حبس محکوم شده است که شامل ۴سال تعلیقی ، ۵سال تعزیری و ۵ سال حکم بدوی است.

این فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که در ۳ پرونده مجزا در شعبه های ۱۵ و ۲۸ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۴ سال حبس محکوم شده بود، با اعمال ماده ۱۳۴ از طرف شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، حکم وی به ۵ سال حبس کاهش یافت.

«محمود بهشتی لنگرودی» در خرداد ۱۳۳۹ در شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنیا آمد. در همین شهر بزرگ شد و به مدرسه رفت. در سال ۱۳۶۲ در رشته ادبیات عرب، مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و از‌‌ همان سال به صورت حق‌التدریسی در آموزش و پرورش مشغول به کار شد، تا اینکه هفت سال بعد توانست به استخدام رسمی در بیاید. در‌‌ همان سال ۶۲ و با آغاز معلمی با آدینه مرادعلی بیگی نیز ازدواج کرد. ازدواجی که ابوذر و سارا ثمره آن هستند. بهشتی لنگرودی به گفته خود از سال ۱۳۷۸ فعالیت‌های صنفی خود را در جهت بهبود وضعیت صنفی معلمان آغاز کرد. فعالیتی که برای او هزینه‌های سنگین در پی داشت و در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ بار‌ها پای او را به دادگاه و زندان باز کرد.

منتشرشده در اخبار حقوق بشر

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که از دوشنبه ۱۱ تیرماه ۹۷ دست به اعتصاب غذا زده بود،روز گذشته دوشنبه ۲۵ تیر ، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

به دنبال بحرانی شدن وضعیت جسمی محمود بهشتی در روز سیزدهم اعتصاب غذا و افت شدید فشار به همراه ضعیف شدن نبض و احتمال بروز التهاب و عفونت پانکراس و هشدارهای پزشکی داخل و خارج زندان، طی بیست و چهار ساعت گذشته تشکل های صنفی و شورای هماهنگی و فعالان صنفی و مدنی نسبت به بروز صدمات جسمی غیرقابل برگشت به قوه قضاییه و نیروهای امنیتی هشدار جدی دادند و ضمن محکوم نمودن عملکرد فراقانونی وبی توجهی دادستانی به حقوق قانونی زندانیان صنفی وسیاسی و دخالت آشکار ضابط قضایی در پرونده های معلمان دربند، از آقای بهشتی خواستند که به اعتصاب غذا پایان دهند.

آقای بهشتی نیز در پاسخ به درخواست شورای هماهنگی ، تشکل های صنفی و کانون تهران و نگرانی های هم بندان و دوستان و خانواده، عصر روز گذشته ۲۵ تیر ۹۷ به اعتصاب خود پایان داد.

این معلم محبوس در زندان اوین با نگارش نامه‌ای  خطاب به مردم ایران پایان اعتصاب خود را اعلام کرد.

متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:

به نام خداوند جان و خرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

هم‌میهنان گرامی

شما که با وجود همه مشکلات و مصیبت‌های روزمره نگذاشته‌اید گرد بی‌تفاوتی، مشعل حق‌خواهی و انسان دوستی را خاموش نماید.

وقتی که در دهمین روز اعتصاب غذا، مجبور به اطلاع‌رسانی شدم، تصور نمی‌کردم که در اندک زمانی موج نگرانی‌های وجدان‌های بیدار شما عزیزان، مرا ناچار به شکستن اعتصاب غذا نماید.

آری شما چون همیشه پیروز گشتید واین حقیر تسلیم مهربانی شما بزرگواران.

اما این ماجرا، بازنده‌های بزرگی داشت. کسانی که در برابر درخواست مصرانه‌ام برای اجرای قانون و همچنین تحریک حس نوع دوستی مقاومت کردند و تلنگری که به وجدان‌های به خواب رفته‌شان زده شده بود را نادیده گرفتند وبه خیال خود پیروز گشتند و با وجودی که وظیفه انسانی، مبتنی بر فطرت، حکم می‌کرد تا از توان قانونی خود برای پاسخ به کسانی که فریاد دادخواهی سر داده بودند استفاده نمایند، سر در لاک فرو برده و سکوت و بی اعتنایی اختیار کردند و جا دارد به آنها دست مریزاد گفته و عرض نمایم:

عالیجنابان، این شکست پیروزگونه بر شما خجسته باد!

در خاتمه ضمن سپاس از تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی به ویژه تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان که از هیچ تلاشی برای انتقال پیام اعتراض مطرح شده دریغ نکرده‌اند سپاسگزار و بابت نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و زحماتی که به واسطه این اعتصاب غذا برای تک تک عزیزان ایجاد کرده‌ام عذرخواهی می‌نمایم و به این وسیله اعلام می‌دارم که عصرامروز دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در پاسخ به درخواست‌های بزرگوارانه شما عزیزان و همچنین پس از حضور دادیار ناظر بر زندان و گفت‌وگوی شفاف و صریح با وی و حل و فصل برخی مشکلات، اعتصاب غذایم را شکستم و درصورت موافقت دادستانی، پیگیری‌های لازم برای رفع خطرات مربوط به صدمات وارده به کلیه و پانکراس در بیرون از زندان انجام خواهد گرفت.

کانون صنفی معلمان تهران طی بیانیه‌ای ضمن اعتراض شدید خود نسبت به قوه ‌قضاییه به دلیل عدم اجرای قانون و اعتراض به بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی دادیار ناظر بر زندان اوین و اعلام حمایت از خواسته‌های به‌حق و قانونی محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی، از محمود بهشتی تقاضا کرده بود تا هرچه سریعتر به اعتصاب خود پایان دهد.

در بخش از این بیانیه آمده: «اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای زندانیان به اصطلاح سیاسی به ویژه محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و البته عبدالفتاح سلطانی، وکیل آزاده، رعایت نشده است، اما اکنون که هر سه نفر آنها بیش از یک سوم مدت محکومیت (؟!) خود را گذرانده‌اند و واجد شرایط آزادی مشروط هستند، در ظلمی مضاعف این حق نیز از آنان سلب گردیده است.»

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران از دوشنبه (۱۱ تیرماه) در اعتراض به نحوه برخورد قوه قضاییه و دادستانی با زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذای زده بود.

این معلم زندانی، پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷ در نامه ای از زندان اوین، اعتصاب غذای خود را علنی کرد و گفت: «تأسف خودم را نسبت به آن دسته از مسئولان قضائی که اعطای مرخصی زندانیان صنفی ، سیاسی و عقیدتی را محدود و مسدود کرده اند اعلام می دارم.»

محمود بهشتی لنگرودی ۱۰ روز نخست این اعتصاب غذا را برای نشان دادن حسن نیت و ایجاد فرصت پاسخگویی برای مسوولین، بدون اعلام در رسانه ها و بدون اطلاع به همکاران سپری کرد، اما به دلیل عدم تحقق وعده های مسوولین زندان و همینطور بی پاسخ ماندن خواسته هایش اعتصاب غذای خود را رسانه ای کرد.

بهشتی لنگرودی از اعضای ارشد هیئت مدیره و دبیر کل سابق کانون صنفی معلمان ایران است که از سال ۸۳ تاکنون چندین بار به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و ماهها در انفرادی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه مورد بازجویی  و تشکیل پرونده و محکومیت در دادگاههای (غیر علنی) انقلاب اسلامی قرار گرفت. او در سه دادگاه درسالهای ۸۵و ۸۹ و ۹۴ به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی وخارجی, و تبلیغ علیه نظام  (بدون مستندات قانونی) توسط قاضی صلواتی و مقیسه مجموعا به ۱۴ حبس محکوم شده است که شامل ۴سال تعلیقی ، ۵سال تعزیری و ۵ سال حکم بدوی است.

این فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که در ۳ پرونده مجزا در شعبه های ۱۵ و ۲۸ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۴ سال حبس محکوم شده بود، با اعمال ماده ۱۳۴ از طرف شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، حکم وی به ۵ سال حبس کاهش یافت.

«محمود بهشتی لنگرودی» در خرداد ۱۳۳۹ در شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنیا آمد. در همین شهر بزرگ شد و به مدرسه رفت. در سال ۱۳۶۲ در رشته ادبیات عرب، مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و از‌‌ همان سال به صورت حق‌التدریسی در آموزش و پرورش مشغول به کار شد، تا اینکه هفت سال بعد توانست به استخدام رسمی در بیاید. در‌‌ همان سال ۶۲ و با آغاز معلمی با آدینه مرادعلی بیگی نیز ازدواج کرد. ازدواجی که ابوذر و سارا ثمره آن هستند. بهشتی لنگرودی به گفته خود از سال ۱۳۷۸ فعالیت‌های صنفی خود را در جهت بهبود وضعیت صنفی معلمان آغاز کرد. فعالیتی که برای او هزینه‌های سنگین در پی داشت و در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ بار‌ها پای او را به دادگاه و زندان باز کرد.

منبع

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

منتشرشده در اخبار حقوق بشر
Go to top