موارد پالایش شده بر اساس تاریخ: چهارشنبه, 28 اسفند 1398

بی‌تردید هیچ کدام از تحلیلگران مسائل ایران نمی‌تواند ادعا کند یک سال پیش، یا حتی یک ماه پیش در چنین روزی، تحولات روزهای اخیر را پیش بینی می‌کرده است.

در یکی از جدیدترین تحولات، قوه قضائیه اعلام کرده که "محکومان جرایم امنیتی کمتر از پنج سال مشمول عفو قرار گرفته اند". البته بسیاری از زندانیان سیاسی -که در دستگاه قضایی ایران "امنیتی" نامیده می شوند- حکم های سنگین تر از این دارند و هنوز، مشخص نیست فرمان اخیر شامل همه زندانیان زیر پنج سال خواهد شد یا نه. ولی قابل انکار نیست که سیستم قضایی-امنیتی ایران، پیشتر در مقابل آزادی همین گروه از زندانیان به شدت مقاومت می کرده است.

از سوی دیگر، پس از هفته‌ها تردید در مورد تعطیلی موقت حرم های امام هشتم شیعیان و فاطمه معصومه و نیز مسجد جمکران، برای اولین بار این مکان‌های مذهبی با حضور نیروی انتظامی بسته شده‌اند. تحولی که توام با لغو بی‌سابقه مراسم نمازجمعه در مراکز استان‌ها و طیفی از شهرهای دیگر، و نیز تعطیلی نمازهای جماعت در بسیاری از مساجد ایران -از جمله در سرتاسر استان تهران- بوده است.

 

لازم به توضیح نیست که تعطیلی موقت این اماکن و مراسم، علی رغم مقاومت نیروهای بسیار متنفذی صورت گرفته که پیشتر، حتی سخن گفتن از چنین تعطیلی هایی را نیز عبور از خط قرمزهای قطعی معرفی می کردند. نیروهایی که در هفته های پیش، به ترویج نظریه های توطئه در مورد ساختگی بودن خبر شیوع کرونا می پرداختند، یا مبلّغ درمان های غیرمادی یا سنتی برای این بیماری بودند. از قضا در هفته ها و روزهای اخیر، جماعتی از همین گروه، شامل برخی چهره های حکومتی، به گونه ای نمادین قربانی کرونا شده اند.

چنین تحولات بی سابقه ای، ناشی از پی بردن تدریجی حکومت ایران به ابعاد "واقعی" بحران کرونا بوده که گذشته از هشدارهای جهانی، در گمانه زنی اخیر برخی نهادهای رسمی داخل نیز نمود داشته. و البته یکی از ابعاد واقعی این بحران، هزینه های اقتصادی آن است.

مقابله با کرونا، در تمام کشورهایی که این بیماری گسترش شدید داشته، حکایت انتخابی سخت میان قرنطینه نکردن (به همراه پذیرش ریسک گسترش بیماری) و قرنطینه کردن است (که هزینه های اقتصادی "عظیم" دارد). برای درکی بهتر از هزینه های قرنطینه کردن، کافی است یادآوری که این سازوکار، به معنی توقف اشتغال بخش بزرگی از جمعیت است؛ که یا باید حداقلی از هزینه های زندگی آنها از سوی حکومت تعیین شود، و یا اگر به حال خود رها شوند، آماده انفجار اجتماعی خواهند بود.

به سختی می توان تصور کرد که هزینه های هر دو انتخاب فوق، با اتکا به منابع موجود جمهوری اسلامی ایران، یا با ادامه روال "عادی" اقتصادی کشور، قابل تامین باشد. در نتیجه سوال اصلی این خواهد بود که آیا حکومت ایران، برای تقبل هزینه های بحران کرونا به سمت اتخاذ تصمیم های اقتصادی "بی سابقه"، در حد تصمیم های سیاسی-اجتماعی هفته اخیر خواهد رفت؟ مثلا آیا باید در بودجه بندی نهادهای حکومتی، یا در حوزه روابط بین المللی ایران، انتظار اتفاقات بی سابقه را داشت؟

چنین پرسش‌هایی، به ویژه در پس زمینه این پیش بینی کلی مطرح می شوند که برای جمعی از کشورهای جهان، دوران قبل و بعد از کرونا کاملا متفاوت خواهد بود. برداشتی که ترجمه بومیَش، این پرسش ساختاری می شود که آیا ایران بعد از کرونا، با ایران پیش از کرونا تفاوت معنی داری خواهد داشت؟

واقعیت آن است که ما نمی توانیم به راحتی جواب این سوال ها را حدس بزنیم. همان طور که یک ماه پیش کسی نمی توانست حدس بزند که روزی حرم های مشهد و قم یا نمازهای جمعه و جماعات تعطیل شوند یا حکومت، برای خلوت کردن زندان ها، به سراغ جمعی از زندانیان سیاسی هم برود.

ولی فارغ از سمت و سوی تحولات آینده، تجربه کرونا تاکیدی مجدد بر این قاعده مهم است که محدود ماندن تحلیلگران به بازخوانی الگوهای تجربه شده در گذشته، ممکن است آنها را در مواجه با "اتفاقاتی که ممکن است برای نخستین بار بیفتند" غافلگیر کند.

به عبارت دیگر، اگرچه ذهن تحلیلگران تمایلی طبیعی به دسته بندی اتفاقات قدیمی و استخراج الگوهای تکراری از آنها دارد -که حتما ضروری است- همواره باید بخشی از ساختار تحلیل ها را، به احتمال بروز "سناریوهای بی سابقه" در آینده اختصاص داد.

سناریوهایی که البته، تضمینی وجود ندارد که لزوما تحولات آینده را، از جمله در دوران "پسا کرونا"، به جهتی همسو با دیدگاه ها یا تمایلات سیاسی تحلیلگران هدایت کنند.

منتشرشده در اخبار حقوق بشر
Go to top