آزمایش‌های پزشکی آرش صادقی، زندانی محبوس در زندان رجایی‌شهر نشان می‌دهند که او به سرطان استخوان مبتلاست. سازمان عفو بین‌الملل قبلا در بیانیه‌ای خواستار درمان فوری این فعال مدنی شده بود.

پزشکان تومور استخوانی آرش صادقی را نوع بدخیم سرطان "کندرو سارکوم" تشخیص داده‌اند. خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، می‌نویسد این فعال مدنی یک هفته پیش در بیمارستان تحت معاینه و آزمایش‌قرار گرفته و به گفته پزشک مربوطه باید هر چه زودتر تحت عمل جراحی قرار گیرد.

هرانا به نقل از یک "منبع آگاه" می‌نویسد: «محل رشد تومور استخوان بازوی راست تا زیر ترقوه و کتف است و پزشکان گفته‌اند که پس از عمل جراحی مشخص خواهد شد نیاز به عمل جراحی مجدد یا شیمی‌درمانی و پرتودرمانی خواهد بود یا خیر.»

آرش صادقی در ۳۰ تیر ۹۷ و پس از مشخص شدن ابتلا به تومور استخوان با تدابیر امنیتی از کرج به بیمارستانی در تهران منتقل شده بود اما پذیرش نشد. هرانا می‌نویسد: «مسئولان این بیمارستان با بیان این که دکتر حضور ندارد از پذیرش صادقی خودداری کرده و در درمان او تعلل کردند.»

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در توئیتر نسبت به وضعیت آرش صادقی ابراز نگرانی کرده و نوشته که هر تعلل در مداوای او در مراکز درمانی خارج از زندان می‌تواند خطری غیرقابل جبران در پی داشته باشد.

عفو بین‌الملل قبلا بیانیه‌ای داده و با احتمال سرطانی بودن تومور استخوانی، خواستار اقدام فوری درمانی برای آرش صادقی شده بود.

آرش صادقی و همسرش گلرخ ایرانی، هر دو زندانی هستند. صادقی به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی، توهین به رهبری، تشکیل گروه‌های غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام" به ۱۵ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شده است. گلرخ ایرانی نیز به دلیل نوشتن داستانی منتشر نشده درباره سنگسار به شش سال زندان محکوم شده است.

صادقی بارها در اعتراض به وضعیت خودش و همسرش، اعتصاب غذا کرده است. او به ویژه پس از اعتصاب غذایی ۷۰روزه در زمستان ۹۵، به مشکلات جدی گوارشی و نارسایی شدید قلب دچار شد. او این اعتصاب را وقتی شکست که گلرخ ایرایی به مرخصی آمد.

او در آخرین اعتصاب غذا در بهمن ۹۶ در زندان رجایی شهر، دچار خون‌ریزی روده و تنگی نفس ناشی از عفونت ریه شد.

عفو بین‌الملل ژانویه ۲۰۱۷ بیانیه‌ای داد و با انتقاد از تاخیر در آزاد کردن آرش صادقی و گلرخ ایرایی، از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بود از بازی با جان این زندانیان دست بردارند.

آرش صادقی ۳۹ سال سن دارد و پیش از دستگیری‌های متعدد، از سلامتی کامل برخوردار بود.

او که پیش از انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸ در ستاد "دعوت از خاتمی" فعالیت داشت، پس از انتخابات در تیر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و دو ماه بعد بدون تفهیم اتهام رسمی آزاد شد. ماموران امنیتی بار دیگر در آذر ۱۳۸۸ صادقی را بازداشت و بعد از یک ماه آزاد کردند.

او برای سومین‌بار در سال ۱۳۸۹ بازداشت شد. این بار دادگاه او را به یک سال حبس تعزیری و ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرد. آرش صادقی اما خودش را برای اجرای حکم به زندان معرفی نکرد. ماموران به منزل مسکونی او هجوم برده و بر اثر این هجوم مادر صادقی دچار سکته قلبی شد و فوت کرد.

دی ۱۳۹۰ آرش صادقی برای چهارمین‌ بار بازداشت شد. در خرداد ۱۳۹۱ پدربزرگ آرش صادقی نیز به دلیل مصاحبه‌هایی که برای آزادی نوه‌اش با رسانه‌ها داشت، بازداشت شد. حکم کنونی آرش صادقی ۱۵ سال حبس قطعی و ۴ سال حبس تعلیقی است که در تابستان ۹۵ صادر شده است.

وضعیت آتنا (فاطمه) دائمی و گلرخ ابراهیمی ایرایی دو کنشگر محبوس در بند زنان زندان اوین ناگوار گزارش شده است.

مسئولین قضایی با آزادی مشروط آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در بند زنان زندان اوین موافقت نمی کنند، این در حالی است که این فعال مدنی به دلیل مشکلات درد در ناحیه سینه نیاز به درمان فوری در مراکز تخصصی خارج از زندان را دارد، همچنین گلرخ ابراهیمی از مشکلات جسمی و نگرانی از وضعیت همسرش آرش صادقی رنج می برد.

به گزارش جبهه دموکراتیک به نقل از کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، با آزادی مشروط آتنا دائمی که سه سال از پنج سال حبس خود را سپری کرده تاکنون موافقت نشده است. این فعال مدنی با مشکلاتی از قبیل درد در ناحیه سینه و لمسی صورت مواجهه است که نیاز به درمان فوری و معاینه زیر نظر متخصص در مراکز درمانی خارج از زندان را دارد.

یک منبع آگاه نزدیک به خانواده آتنا دائمی به گزارشگر کمپین گفت: «آتنا در زندان قرچک در بند مادران دچار شوک عصبی یا ضرب‌خوردگی شده و همین مسئله باعث ازکارافتادن یکی از عصب‌های صورتش شده است و از طرف دیگر از درد در ناحیه سینه رنج می برد که باید متخصص وی را معاینه کند که تاکنون یک بار نیز معاینه نشده است.»

این منبع آگاه افزود: «پدر آتنا که پیگیر کارهای وی است تاکنون موفق به دیدار با رستمی دادیار ناظر زندان نشده چون وی در هفته دو روز حضور دارد و هر بار از ملاقات با پدر آتنا سرباز می‌زند.»

این منبع آگاه در مورد آزادی مشروط آتنا دائمی به کمپین گفت: « از پنج سال حبس آتنا سه سال آن سپری‌شده و با وجود این که چندین بار پدر آتنا و وکیل او آقای بهزادی درخواست آزادی مشروط داده‌اند. اما تاکنون با آزادی مشروط وی موافقت نشده است.»

این منبع همچنین در مورد وضعیت گلرخ ابراهیمی ایرایی به کمپین گفت: «گلرخ در زندان قرچک در زمان اعتصاب غذا و پس از آن چندین بار بیهوش و به بیمارستان منتقل شده است. او از مشکلات معده، روده و کاهش شدید وزن و افت فشار و قند رنج می برد.گلرخ در رابطه با وضعیت همسرش آرش صادقی که جدیدا مشکوک به ابتلا سرطان است تحت فشار روانی شدیدی قرار دارد.»

آتنا (فاطمه) دائمی و گلرخ ابراهیم ایرایی، دو کنشگر مدنی که ۴ بهمن ۱۳۹۶، همراه با ضرب و شتم، به زندان قرچک ورامین، منتقل شده بودند، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، به بند زنان زندان اوین بازگردانده شدند.

گفتنی است آتنا دائمی و گلرخ ایرایی دو فعال مدنی در اعتراض به انتقال غیرقانونی به زندان قرچک ورامین همراه با ضرب و شتم و فحاشی از سوی ماموران امنیتی از ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ با انتشار نامه‌ای دست به اعتصاب غذا زده بودند.

این دو کنشگر مدنی با بی‌توجهی مسوولان قضایی نسبت به اعتصاب غذایشان در زندان شهر ری (قرچک)، از روز ۲۱ بهمن با پرهیز از خوردن مایعات، اعتصاب غذای خود را به اعتصاب خشک تبدیل کردند.

آتنا دائمی در ۲۶ بهمن‌ماه ۹۶، در پی درخواست جمعی از مدافعان حقوق بشر، پس از گذشت ۱۳ روز به اعتصاب خود که ۶ روز آن اعتصاب خشک بود پایان داد.

عفو بین‌الملل پیش تر با انتشار بیانیه‌ای از مقامات ایران آزادی آتنا دائمی،‌ گلرخ ابراهیمی و آرش صادقی از زندان را خواستار شده بود.

آتنا (فاطمه) دائمی ۲۹ ساله، در بیست‌ و‌ نهم مهرماه سال ۱۳۹۳، بازداشت و ۸۶ روز در سلول انفرادی بند دو الف تحت بازجویی بود. وی در تاریخ ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۳ پس از پایان بازجویی ها به بند زنان زندان اوین منتقل شده بود.

این زندانی پس از چندین بار به تعویق افتادن جلسه دادگاه نهایتا در تاریخ ٢٣ اسفندماه ٩٣، در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با حضور وکیل خود و دیگر متهمین این پرونده مورد محاکمه قرار گرفت. وی به دلیل فعالیت های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم» به ۱۴ سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر و با اعمال ماده ۱۳۴ به ۵ سال حبس کاهش یافت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ به همراه همسرش (آرش صادقی) بازداشت شد. سپس در اردیبهشت ماه ۹۴ به اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر بدون حضور وی تایید شد.

خانم ابراهیم ایرایی، ۳ آبان ماه ۱۳۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی توسط ماموران امنیتی جهت اجرای حکم ۶ سال حبس تعزیری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

این فعال حقوق بشر با استناد به داستانی منتشر نشده در نقد سنگسار و با درنظرگرفتن سنگسار به عنوان مقدسات به توهین به مقدسات متهم شد. از دیگر مصادیق اتهامی وی می‌توان به کشف حجاب و ترویج بی حجابی از طریق گذاشتن عکس های بدون روسری در کنار همسرش در فیسبوک، مخالفت با حکم قصاص، امضای بیانیه هایی در مخالفت با مجازات اعدام، شرکت در تجمعات حمایت از زندانیان سیاسی و دیدار با زندانیان سیاسی اشاره کرد.

با احتساب کاهش حبس به مناسبت عید نوروز، حکم این فعال مدنی از ۶۰ ماه به ۳۰ ماه کاهش یافت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی در نامه ای سرگشاده ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت وخیم جسمانی همسرش و «فضای اختناق و سرکوب ایجاد شده» تاکید کرده «از جامعه پزشکان توقع دارم نسبت به مرگ تدریجی و مظلومانه همسرم واکنش نشان دهند». این بی خبری درحالی است که مجوز رسمی جهت ملاقات هفتگی و همینطور هفته ای یکبار تلفن بند به بند بین این زوج با امضا نماینده دادستان و دادیار پیشین ناظر بر زندان آقای حاجیلو صادر شده است، اما با فشار نهادهای امنیتی این تماس ها پس از بازداشت مجدد خانم ایرایی دیگر صورت نگرفته است. در این نامه، خانم ایرایی از اعتصاب مجدد آرش صادقی، بی قانونی های صورت گرفته، تخلفات قرارگاه سپاه و همچنین بازداشت خانم اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی گفته است.

 

متن کامل این نامه

“حدود یکماه از شکستن اعتصاب ٧٢روزه همسرم میگذرد، با وجود تایید پزشک قانونی زندان و معاینات انجام شده در دو بار اعزام چند ساعته ایشان به بیمارستان، که گواه بر نیاز مبرم به بستری شدن و مداوای ایشان تحت نظارت پزشکان متخصص بوده، همچنان از اعزام و حتی مرخصی درمانی وی ممانعت به عمل می آورند.

آرش اعتصاب غذایش را شکست و پس از آن با خلف وعده دادستان و مسئولین مواجه شد. طبق قانون از جهت آنکه دادستانی تخلف در ادله و مستندات ارائه شده مبنی بر اتهام اهانت و توهین به مقدسات مندرج در پرونده ام را پذیرفته بود، باید تا زمان اعاده دادرسی با توقف حکم آزاد می بودم اما نهایتا با تضمین دادستان مبنی بر تمدید مرخصی تا زمان پایان دادرسی مجدد در پرونده من و با توجه به وخامت حال آرش، با پذیرش شرایط مرخصی، در هفتادو دومین روز از زندان خارج شدم و آرش نیز به اعتصاب غذایش پایان داد.

پس از گذشت تنها چهار روز از خروج من از زندان، توسط نماینده دادستان و دادیار ناظر بر زندان آقای حاج مرادی مطلع شدم دادستان بر خلاف تضمین داده شده با تمدید مدت مرخصی من مخالفت نموده است. پس از خلف وعده ایشان من طبق صحبتی که در مدت حبسم با دادیار پیشین ناظر بر زندان آقای حاجیلو داشتم، از بازگشت به زندان خودداری نمودم. ایشان علاوه بر دادستان، در حضور رئیس زندان اوین تضمین نموده بودند که به جای توقف حکم با شرایط مرخصی از زندان خارج شوم و با تمدید مرخصی تا زمان اعاده دادرسی آزاد بمانم.

این خلف وعده در مورد خود من و عدم اعزام آرش به بیمارستان در حالی بود که حتی حسب موافقت مسئولین با مرخصی استعلاجی(درمانی) همسرم اقدام به تهیه سند جهت مرخصی ایشان نموده بودم تا پیگیری روند درمان وی را خارج از زندان ادامه دهیم. اما در این مورد هم در کمال حیرت، با وجود انجام کلیه مراحل سند گذاری و تودیع وثیقه در حالی که پیش تر در روزنامه های شرق و ایران نیز مشخصا اعلام شده بود آرش صادقی به مرخصی می آید، همه درها بسته ماند و آرش تا امروز همچنان در زندان بدون رسیدگی و مداوای خاصی به سر می برد و روز بروز بر وخامت حالش افزوده می شود.

سلامت همسرم با خلف وعده مسئولین برای همیشه از دست رفته است. حال بیم آن دارم که به جهت بی تفاوتی و عدم کفایت وعده مسئولین جانش را از دست بدهد.

به جهت عدم مراجعه به زندان صبح یکشنبه ۳ بهمن ۹۵ دو تیم برای بازداشت به منزلمان وارد شدند. یک تیم از دادستانی و یک تیم از قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران. تیم سپاه با همراهی همان شخصی که ۳ آبان امسال به منزلمان یورش آورده بودند، مجددا اقدام به بازداشتم نمودند.

این درحالی است که بابت هتاکی، اهانت و تحقیر این فرد، پیشتر معترض بودم اما نه تنها واکنشی به اعتراضم ندیدم، بلکه مجددا این فرد را به همراه افراد دیگری از ارگان مذکور باز هم بدون ارائه مجوزی بازداشتی همانند گذشته در منزلمان می دیدم. این بار علاوه بر من، رفیقم را نیز بدون ارائه مجوز و حکمی بازداشت و با ماشینی که متعلق به تیم سپاه بود از محل بازداشت دور نمودند.

نمی دانستم میهمان خانه ام را به کجا منتقل می کنند. فقط می دانستم نه تنها برای بازداشت او مجوزی ندارند، بلکه حتی از حضور وی در خانه مان نیز بی خبر بوده اند.

مامور هتاکی که سوم آبان از هیچ اهانتی به من فروگذاری نکرده بود، چند روز بعد برای بازداشت آتنا دائمی به منزل ایشان هجوم برد و با همان شیوه آتنا را نیز مورد اهانت قرار داد.

حال مجددا در منزل ما حاضر شده بود. این درحالی است که می دانیم بازداشت جهت اجرای حکم ارتباطی به ارگان خاصی ندارد و باید توسط تیم اعزامی اجرای احکام انجام شود. اما متاسفانه در پرونده خود و دوستانم شاهد بوده ام قرارگاه ثارالله سپاه با عنوان شاکی خصوصی طرح شکایت می کند و بعد با تیم اعزامی متشکل از اعضای قرارگاه، اقدام به بازداشت و در مراحل بعدی اقدام به بازجویی و تعیین اتهامات می نماید.

آنچه به وضوح از جانب ابوالقاسم صلواتی قاضی دادگاه بدوی من انجام گرفت گواه بر این بود که در مرحله صدور احکام نیز ارگان مذکور اعمال نفوذ داشته و حتی بعد از آن جهت اجرای حکم، تمام قد وارد عمل می شوند. شرایط افراد طی دوران حبس نیز با رصد کامل ضابطین (بازجویان) و اعمال نظر آنان در کلیه موارد همراه می باشد.

این مساله به هر گونه ای که پیگیری می شود، نهایتا به عدم استقلال قوه قضائیه و دادستانی ختم می شود.

با طرح شکایت علیه خانواده بازداشت شدگان و کشته شدگان، بیم آن می رود که فضای اختناق و اعمال نظرات شخصی و سلیقه ای بیشتر گردد و پرونده های گشوده شده برای هر فرد، دامنگیر اعضای خانواده شود.

آرش پیشتر بر اثر حضور لباس شخصی ها در منزل شان، مادرش را از دست داد. شاهدیم اعضای خانواده ها نیز طی سال های گذشته تا همین اواخر بازداشت، احضار یا محکوم به حبس، جرایم نقدی و حتی شلاق شده اند و از حریم امنی برخوردار نبوده و نیستند. هیچ مقام مسئولی نیز در برابر اعتراضات پاسخگو نمی باشد.

شهناز اکملی مادر مصطفی کریم بیگی که در روز عاشورای ۸۸ با شلیک مستقیم گلوله جان باخت از جمله مادرانی است که حتی از حق برگزاری آزادنه مراسم یادبود برای فرزندش محروم بوده و همیشه با اعمال فشار نیروهای امنیتی مواجه بوده است و هرگز خواسته اش که همانا مشخص شدن هویت امران و عاملان قتل فرزندش بوده، محقق نشده است.

اعمال فشارها و اذیت و آزارها بر خانواده ها به حدی بوده است که حتی حرمت مزار کشته شدگان را نیز نگه نداشتند و به ضرب گلوله یا غیره مزار کشته شدگان را به کرات درهم شکستند.

و بازهم هیچ مقامی پاسخگوی این بی حرمتی ها و زخم های خانواده ها نبوده است.

حال این حریم نا امن تنگ تر و فضای اختناق وسیع تر شده به حدی که از بازداشت و بازجویی مهمان خانه مان نیز واهمه ای ندارند.

این بی قانونی ها و عدم شفاف سازی حوزه قدرت ارگان ها و نهادها و عدم استقلال قوه قضائیه و عدم اراده یا ناتوانی در انجام تعهدات و تضمین ها که نمونه اش موافقت دادستان در پذیرش درخواست همسرم و خلف وعده ایشان پس از چند روز، بدون هیچ گونه توضیحی و همین طور پذیرش اعزام آرش به مرخصی و امضای نماینده دادستان بر برگه های مرخصی و انجام و اتمام کلیه مراحل وثیقه گذاری و نهایتا عدم اعزام ایشان با وخامت حال مشهود نشان از عدم استقلال و نبود توان اجرایی و اعمال نفوذ قدرتی مافوق قوا را دارد و این بدان معناست که روزبروز عرصه بر فعالین و خانواده هایشان تنگ تر می شود.

در اینجا آنچه لازم به ذکر می باشد این است که همسرم را در تاریخ ۱۸ دی ماه به بیمارستان طالقانی اعزام نمودند و پس از انجام آزمایش آندوسکپی و آزمایشات لازم توسط پزشکان، بیمارستان دستور بستری شدن ایشان را صادر کرد. اما در کمال حیرت، پس از چد ساعت حدود ۱۲ نیمه شب همسرم توسط تعدادی لباس شخصی از بیمارستان مرخص و به زندان بازگردانده شد. این درحالی بود که به جهت شرایط بحرانی آرش، پزشکان طبق سوگند حرفه ای شان از ترخیص وی امتناع نمودند و نهایتا با ارعاب و اجبار انترن جوانی حکم ترخیص همسرم را امضا نمود.

حال با توضیحات داده شده و آنچه که پیشتر بیان شد، نگران وضعیت جسمی آرش هستم. علاوه بر تایید پزشکان بیمارستان طالقانی و آزمایشات انجام شده در بیمارستان شهدای تجریش، پزشکی قانونی زندان اوین نیز بحرانی بودن حال همسرم را تایید و لزوم بستری و مداوای ایشان را در دستور دارند اما همچنان همسرم در زندان بدون مداوا و مراقبت خاصی روز بروز به صدمات جبران ناپذیر بیشتری دچار می شود.

از جامعه پزشکان توقع دارم نسبت به مرگ تدریجی و مظلومانه همسرم واکنش نشان دهند. در صورت بروز اتفاقی ناگوار برای همسرم، مسئولیت جان ایشان به عهده قوه قضائیه که توقع استقلال از آن می رود و همچنین ارگان سپاه می باشد.

حال پس از گذشت یک هفته از آخرین بازداشتم با وجود آنکه مجوز رسمی جهت ملاقات هفتگی و همینطور هفته ای یکبار تلفن بند به بند با آرش را دارم که با امضا نماینده دادستان و دادیار پیشین ناظر بر زندان آقای حاچیلو صادر شده است، اما همچنان در بی خبری کامل از ایشان به سر می برم و نمی دانم چه قدرتی بالاتر از مقام نماینده دادستان بر شرایط مان حاکم است که اینگونه از حق و حقوق مان نیز محروم مان می کنند و برایمان زندان در زندان می سازند

لبریز می شویم از خشم،

برپا می خیزیم،

و خروشمان،

بر باد می دهد بنیان بیداد را،

تو می مانی،

با خلقی روبرویت،

که ایستاده اند،

در آن هنکامه ای،

که هیچ راه گریزت نخواهد بود.

گلرخ ایرایی

بهمن ۹۵

بند زنان زندان اوین”

آرش صادقی کنشگر مدنی زندانی که در شصت و چهارمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود به سر می برد، شب گذشته درپی بالاآوردن مکرر خون، و وخامت شدید وضعیت جسمی اش نیمه بیهوش به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد. 

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران آرش صادقی شب گذشته در اثر تپش قلب، تنگی نفس و افت فشار شدید و حالت تهوع و بالا آوردن مقادیر زیادی خون به بیمارستان طالقانی منتقل شد.

وی شب گذشته به حدی خون بالا آورد که در حالت نیمه بیهوش قرار گرفته است. 

پزشکان بیمارستان وضعیت وی را بسیار وخیم گزارش کرده اند و برای او دستور انجام اندوسکوپی و سرام تراپی صادر کرده اند اما آرش صادقی با وصل سرم مخالفت کرده است , سپس ماموران زندان اوین وی را بدون آنکه روی او کاری صورت دهند از بیمارستان طالقانی در همان نیمه جان به زندان اوین بازگردانده اند. 

آقای صادقی که در شصت و چهارمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را به سر می برد، از مشکلاتی همچون افت فشار خون، حالت تهوع، تپش قلب، تنگی نفس، بالا آوردن لخته خون، بی خوابی مفرط، کاهش وزن شدید و لاغری مفرط، پوسته پوسته شدن پوست بدن، بریده بریده گفتن کلمات، غلظت خون بالا و خطر ایست قلبی، مشکلات معدوی و کلیوی که همگی از عوارض اعتصاب غذاست، رنج می برد. 

این در حالی است که مسئولین هیچ گونه واکنشی نسبت به خواسته ها و وضعیت وخیم جسمانی وی نشان نداده اند.

 

 

امروز در آستانه شصتمین روز از اعتصاب اعتراضی ام به بی قانونی، خشونت و بی رحمی هستم.

شب گذشته آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین برای دومین بار از شروع اعتصاب غذايش به علت حالت تهوع شدید، بالا اوردن لخته های خون، تپش قلب و تنگی تنفس شدید حوالی ساعت دو و نیم بامداد به بیمارستان طالقانی به صورت اورژانسی منتقل شد! 

پزشکان بیمارستان وضعیت آرش صادقی را به شدت خطرناک توصیف کرده اند و توصیه کرده اند وی باید تحت مراقبت،درمان و سرم تراپی قرار گیرد. 

اما این زندانی سیاسی با سرم تراپی مخالفت کرده و او را بدون درمان به زندان بازگردانده اند! 

آرش صادقی که در چهل و هشمين روز اعتصاب غذا به سر میبرد طی این مدت دو بار به علت شرایط وخیم جسمی به بیمارستان و چندین بار متوالی به علت افت فشار شدید، و تپش قلب و تنگی تنفس شدید به بهداری منتقل شده که با دستگاه اکسیژن به وی رسیدگی شد. 

آرش صادقی از مشکلات شدید معدوی و کلیوی، افت فشار شدید، کاهش قدرت تلکم، بالا اوردن لخته های خون، کاهش وزن 18کیلو گرمي، تپش قلب و تنگی تنفس شدید، پوست پوست شدن بدن(در اثر فقر شدید ویتامین) که همگی از عوارض اعتصاب غذاست رنج میبرد! 

این درحالیست که مسئولین زندان اوین هیچ گونه واکنشی نسبت به خواسته ها و وضعیت وخیم جسمانی آرش صادقی نشان نداده اند.

Go to top