محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که از دوشنبه ۱۱ تیرماه ۹۷ دست به اعتصاب غذا زده بود،روز گذشته دوشنبه ۲۵ تیر ، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

به دنبال بحرانی شدن وضعیت جسمی محمود بهشتی در روز سیزدهم اعتصاب غذا و افت شدید فشار به همراه ضعیف شدن نبض و احتمال بروز التهاب و عفونت پانکراس و هشدارهای پزشکی داخل و خارج زندان، طی بیست و چهار ساعت گذشته تشکل های صنفی و شورای هماهنگی و فعالان صنفی و مدنی نسبت به بروز صدمات جسمی غیرقابل برگشت به قوه قضاییه و نیروهای امنیتی هشدار جدی دادند و ضمن محکوم نمودن عملکرد فراقانونی وبی توجهی دادستانی به حقوق قانونی زندانیان صنفی وسیاسی و دخالت آشکار ضابط قضایی در پرونده های معلمان دربند، از آقای بهشتی خواستند که به اعتصاب غذا پایان دهند.

آقای بهشتی نیز در پاسخ به درخواست شورای هماهنگی ، تشکل های صنفی و کانون تهران و نگرانی های هم بندان و دوستان و خانواده، عصر روز گذشته ۲۵ تیر ۹۷ به اعتصاب خود پایان داد.

این معلم محبوس در زندان اوین با نگارش نامه‌ای  خطاب به مردم ایران پایان اعتصاب خود را اعلام کرد.

متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:

به نام خداوند جان و خرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

هم‌میهنان گرامی

شما که با وجود همه مشکلات و مصیبت‌های روزمره نگذاشته‌اید گرد بی‌تفاوتی، مشعل حق‌خواهی و انسان دوستی را خاموش نماید.

وقتی که در دهمین روز اعتصاب غذا، مجبور به اطلاع‌رسانی شدم، تصور نمی‌کردم که در اندک زمانی موج نگرانی‌های وجدان‌های بیدار شما عزیزان، مرا ناچار به شکستن اعتصاب غذا نماید.

آری شما چون همیشه پیروز گشتید واین حقیر تسلیم مهربانی شما بزرگواران.

اما این ماجرا، بازنده‌های بزرگی داشت. کسانی که در برابر درخواست مصرانه‌ام برای اجرای قانون و همچنین تحریک حس نوع دوستی مقاومت کردند و تلنگری که به وجدان‌های به خواب رفته‌شان زده شده بود را نادیده گرفتند وبه خیال خود پیروز گشتند و با وجودی که وظیفه انسانی، مبتنی بر فطرت، حکم می‌کرد تا از توان قانونی خود برای پاسخ به کسانی که فریاد دادخواهی سر داده بودند استفاده نمایند، سر در لاک فرو برده و سکوت و بی اعتنایی اختیار کردند و جا دارد به آنها دست مریزاد گفته و عرض نمایم:

عالیجنابان، این شکست پیروزگونه بر شما خجسته باد!

در خاتمه ضمن سپاس از تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی به ویژه تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان که از هیچ تلاشی برای انتقال پیام اعتراض مطرح شده دریغ نکرده‌اند سپاسگزار و بابت نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و زحماتی که به واسطه این اعتصاب غذا برای تک تک عزیزان ایجاد کرده‌ام عذرخواهی می‌نمایم و به این وسیله اعلام می‌دارم که عصرامروز دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در پاسخ به درخواست‌های بزرگوارانه شما عزیزان و همچنین پس از حضور دادیار ناظر بر زندان و گفت‌وگوی شفاف و صریح با وی و حل و فصل برخی مشکلات، اعتصاب غذایم را شکستم و درصورت موافقت دادستانی، پیگیری‌های لازم برای رفع خطرات مربوط به صدمات وارده به کلیه و پانکراس در بیرون از زندان انجام خواهد گرفت.

کانون صنفی معلمان تهران طی بیانیه‌ای ضمن اعتراض شدید خود نسبت به قوه ‌قضاییه به دلیل عدم اجرای قانون و اعتراض به بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی دادیار ناظر بر زندان اوین و اعلام حمایت از خواسته‌های به‌حق و قانونی محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی، از محمود بهشتی تقاضا کرده بود تا هرچه سریعتر به اعتصاب خود پایان دهد.

در بخش از این بیانیه آمده: «اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای زندانیان به اصطلاح سیاسی به ویژه محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و البته عبدالفتاح سلطانی، وکیل آزاده، رعایت نشده است، اما اکنون که هر سه نفر آنها بیش از یک سوم مدت محکومیت (؟!) خود را گذرانده‌اند و واجد شرایط آزادی مشروط هستند، در ظلمی مضاعف این حق نیز از آنان سلب گردیده است.»

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران از دوشنبه (۱۱ تیرماه) در اعتراض به نحوه برخورد قوه قضاییه و دادستانی با زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذای زده بود.

این معلم زندانی، پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷ در نامه ای از زندان اوین، اعتصاب غذای خود را علنی کرد و گفت: «تأسف خودم را نسبت به آن دسته از مسئولان قضائی که اعطای مرخصی زندانیان صنفی ، سیاسی و عقیدتی را محدود و مسدود کرده اند اعلام می دارم.»

محمود بهشتی لنگرودی ۱۰ روز نخست این اعتصاب غذا را برای نشان دادن حسن نیت و ایجاد فرصت پاسخگویی برای مسوولین، بدون اعلام در رسانه ها و بدون اطلاع به همکاران سپری کرد، اما به دلیل عدم تحقق وعده های مسوولین زندان و همینطور بی پاسخ ماندن خواسته هایش اعتصاب غذای خود را رسانه ای کرد.

بهشتی لنگرودی از اعضای ارشد هیئت مدیره و دبیر کل سابق کانون صنفی معلمان ایران است که از سال ۸۳ تاکنون چندین بار به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و ماهها در انفرادی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه مورد بازجویی  و تشکیل پرونده و محکومیت در دادگاههای (غیر علنی) انقلاب اسلامی قرار گرفت. او در سه دادگاه درسالهای ۸۵و ۸۹ و ۹۴ به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی وخارجی, و تبلیغ علیه نظام  (بدون مستندات قانونی) توسط قاضی صلواتی و مقیسه مجموعا به ۱۴ حبس محکوم شده است که شامل ۴سال تعلیقی ، ۵سال تعزیری و ۵ سال حکم بدوی است.

این فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که در ۳ پرونده مجزا در شعبه های ۱۵ و ۲۸ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۴ سال حبس محکوم شده بود، با اعمال ماده ۱۳۴ از طرف شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، حکم وی به ۵ سال حبس کاهش یافت.

«محمود بهشتی لنگرودی» در خرداد ۱۳۳۹ در شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنیا آمد. در همین شهر بزرگ شد و به مدرسه رفت. در سال ۱۳۶۲ در رشته ادبیات عرب، مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و از‌‌ همان سال به صورت حق‌التدریسی در آموزش و پرورش مشغول به کار شد، تا اینکه هفت سال بعد توانست به استخدام رسمی در بیاید. در‌‌ همان سال ۶۲ و با آغاز معلمی با آدینه مرادعلی بیگی نیز ازدواج کرد. ازدواجی که ابوذر و سارا ثمره آن هستند. بهشتی لنگرودی به گفته خود از سال ۱۳۷۸ فعالیت‌های صنفی خود را در جهت بهبود وضعیت صنفی معلمان آغاز کرد. فعالیتی که برای او هزینه‌های سنگین در پی داشت و در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ بار‌ها پای او را به دادگاه و زندان باز کرد.

منبع

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که از دوشنبه ۱۱ تیرماه ۹۷ دست به اعتصاب غذا زده بود،روز گذشته دوشنبه ۲۵ تیر ، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

به دنبال بحرانی شدن وضعیت جسمی محمود بهشتی در روز سیزدهم اعتصاب غذا و افت شدید فشار به همراه ضعیف شدن نبض و احتمال بروز التهاب و عفونت پانکراس و هشدارهای پزشکی داخل و خارج زندان، طی بیست و چهار ساعت گذشته تشکل های صنفی و شورای هماهنگی و فعالان صنفی و مدنی نسبت به بروز صدمات جسمی غیرقابل برگشت به قوه قضاییه و نیروهای امنیتی هشدار جدی دادند و ضمن محکوم نمودن عملکرد فراقانونی وبی توجهی دادستانی به حقوق قانونی زندانیان صنفی وسیاسی و دخالت آشکار ضابط قضایی در پرونده های معلمان دربند، از آقای بهشتی خواستند که به اعتصاب غذا پایان دهند.

آقای بهشتی نیز در پاسخ به درخواست شورای هماهنگی ، تشکل های صنفی و کانون تهران و نگرانی های هم بندان و دوستان و خانواده، عصر روز گذشته ۲۵ تیر ۹۷ به اعتصاب خود پایان داد.

این معلم محبوس در زندان اوین با نگارش نامه‌ای  خطاب به مردم ایران پایان اعتصاب خود را اعلام کرد.

متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:

به نام خداوند جان و خرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

هم‌میهنان گرامی

شما که با وجود همه مشکلات و مصیبت‌های روزمره نگذاشته‌اید گرد بی‌تفاوتی، مشعل حق‌خواهی و انسان دوستی را خاموش نماید.

وقتی که در دهمین روز اعتصاب غذا، مجبور به اطلاع‌رسانی شدم، تصور نمی‌کردم که در اندک زمانی موج نگرانی‌های وجدان‌های بیدار شما عزیزان، مرا ناچار به شکستن اعتصاب غذا نماید.

آری شما چون همیشه پیروز گشتید واین حقیر تسلیم مهربانی شما بزرگواران.

اما این ماجرا، بازنده‌های بزرگی داشت. کسانی که در برابر درخواست مصرانه‌ام برای اجرای قانون و همچنین تحریک حس نوع دوستی مقاومت کردند و تلنگری که به وجدان‌های به خواب رفته‌شان زده شده بود را نادیده گرفتند وبه خیال خود پیروز گشتند و با وجودی که وظیفه انسانی، مبتنی بر فطرت، حکم می‌کرد تا از توان قانونی خود برای پاسخ به کسانی که فریاد دادخواهی سر داده بودند استفاده نمایند، سر در لاک فرو برده و سکوت و بی اعتنایی اختیار کردند و جا دارد به آنها دست مریزاد گفته و عرض نمایم:

عالیجنابان، این شکست پیروزگونه بر شما خجسته باد!

در خاتمه ضمن سپاس از تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی به ویژه تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور و شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان که از هیچ تلاشی برای انتقال پیام اعتراض مطرح شده دریغ نکرده‌اند سپاسگزار و بابت نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و زحماتی که به واسطه این اعتصاب غذا برای تک تک عزیزان ایجاد کرده‌ام عذرخواهی می‌نمایم و به این وسیله اعلام می‌دارم که عصرامروز دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در پاسخ به درخواست‌های بزرگوارانه شما عزیزان و همچنین پس از حضور دادیار ناظر بر زندان و گفت‌وگوی شفاف و صریح با وی و حل و فصل برخی مشکلات، اعتصاب غذایم را شکستم و درصورت موافقت دادستانی، پیگیری‌های لازم برای رفع خطرات مربوط به صدمات وارده به کلیه و پانکراس در بیرون از زندان انجام خواهد گرفت.

کانون صنفی معلمان تهران طی بیانیه‌ای ضمن اعتراض شدید خود نسبت به قوه ‌قضاییه به دلیل عدم اجرای قانون و اعتراض به بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی دادیار ناظر بر زندان اوین و اعلام حمایت از خواسته‌های به‌حق و قانونی محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی، از محمود بهشتی تقاضا کرده بود تا هرچه سریعتر به اعتصاب خود پایان دهد.

در بخش از این بیانیه آمده: «اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای زندانیان به اصطلاح سیاسی به ویژه محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و البته عبدالفتاح سلطانی، وکیل آزاده، رعایت نشده است، اما اکنون که هر سه نفر آنها بیش از یک سوم مدت محکومیت (؟!) خود را گذرانده‌اند و واجد شرایط آزادی مشروط هستند، در ظلمی مضاعف این حق نیز از آنان سلب گردیده است.»

محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران از دوشنبه (۱۱ تیرماه) در اعتراض به نحوه برخورد قوه قضاییه و دادستانی با زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذای زده بود.

این معلم زندانی، پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷ در نامه ای از زندان اوین، اعتصاب غذای خود را علنی کرد و گفت: «تأسف خودم را نسبت به آن دسته از مسئولان قضائی که اعطای مرخصی زندانیان صنفی ، سیاسی و عقیدتی را محدود و مسدود کرده اند اعلام می دارم.»

محمود بهشتی لنگرودی ۱۰ روز نخست این اعتصاب غذا را برای نشان دادن حسن نیت و ایجاد فرصت پاسخگویی برای مسوولین، بدون اعلام در رسانه ها و بدون اطلاع به همکاران سپری کرد، اما به دلیل عدم تحقق وعده های مسوولین زندان و همینطور بی پاسخ ماندن خواسته هایش اعتصاب غذای خود را رسانه ای کرد.

بهشتی لنگرودی از اعضای ارشد هیئت مدیره و دبیر کل سابق کانون صنفی معلمان ایران است که از سال ۸۳ تاکنون چندین بار به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و ماهها در انفرادی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه مورد بازجویی  و تشکیل پرونده و محکومیت در دادگاههای (غیر علنی) انقلاب اسلامی قرار گرفت. او در سه دادگاه درسالهای ۸۵و ۸۹ و ۹۴ به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی وخارجی, و تبلیغ علیه نظام  (بدون مستندات قانونی) توسط قاضی صلواتی و مقیسه مجموعا به ۱۴ حبس محکوم شده است که شامل ۴سال تعلیقی ، ۵سال تعزیری و ۵ سال حکم بدوی است.

این فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران که در ۳ پرونده مجزا در شعبه های ۱۵ و ۲۸ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۴ سال حبس محکوم شده بود، با اعمال ماده ۱۳۴ از طرف شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، حکم وی به ۵ سال حبس کاهش یافت.

«محمود بهشتی لنگرودی» در خرداد ۱۳۳۹ در شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنیا آمد. در همین شهر بزرگ شد و به مدرسه رفت. در سال ۱۳۶۲ در رشته ادبیات عرب، مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و از‌‌ همان سال به صورت حق‌التدریسی در آموزش و پرورش مشغول به کار شد، تا اینکه هفت سال بعد توانست به استخدام رسمی در بیاید. در‌‌ همان سال ۶۲ و با آغاز معلمی با آدینه مرادعلی بیگی نیز ازدواج کرد. ازدواجی که ابوذر و سارا ثمره آن هستند. بهشتی لنگرودی به گفته خود از سال ۱۳۷۸ فعالیت‌های صنفی خود را در جهت بهبود وضعیت صنفی معلمان آغاز کرد. فعالیتی که برای او هزینه‌های سنگین در پی داشت و در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ بار‌ها پای او را به دادگاه و زندان باز کرد.

شش تن از زنان درویش زندانی در زندان قرچک در اعتراض به برخوردهای ناهنجار مأموران زندان به اعتصاب غذا دست زده‌اند. آنها عبارتند از: شکوفه یداللهی، الهام احمدی، سپیده مرادی، نازیلا نوری، مریم فرسیابی و معصومه براکوهی.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از کمپین حقوق بشر ایران، شش زن درویش از تاریخ ۲۱ خرداد ماه در زندان قرچک به اعتصاب غذا دست زده‌اند.

مادر سپیده مرادی درویش زندانی به کمپین حقوق بشر در ایران گفت شش نفر از ده نفر زن درویش در زندان قرچک در اعتراض به برخورد‌های بد ماموران زندان قرچک ورامین و ادامه حصر نورعلی تابنده رهبر دراویش از تاریخ دوشنبه ۲۱ خرداد ماه به اعتصاب غذای تر دست زده‌اند.

دراویش گنابادی در روز ۳۰ بهمن ۹۶ در اعتراض به محاصره خانه نورعلی تابنده، رهبرشان در خیابان هفتم پاسداران تهران تجمع کردند که این تجمع با دخالت نیروی انتظامی و ماموران لباس شخصی به آشوب کشیده شد.

در آن شب و صبح روز بعد طبق گفته دراویش بیش از ۳۰۰ تن از درویشان بازداشت شدند و ۱۷۰ نفر آنها به دلیل شدت ضرب و شتم پس از بازداشت به چهار بیمارستان منتقل شدند. همه آنها پس از مداوای سرپایی و دیگر بازداشتی‌ها، به دو زندان اوین و فشافویه منتقل شدند و زنان نیز به زندان قرچک فرستاده شدند.

صدیقه خلیلی، مادر سپیده مرادی درباره رفتار ماموران زندان قرچک با این زندانیان گفت: «روز ۲۱ خرداد ماه وقتی بچه‌ها بیرون بند بودند یکی از ماموران در بند را می‌بندد و آنها به اجبار سه روز و سه شب در سالن باریکی بین بند و حیاط باقی می‌مانند. در همان روز بچه‌ها دست به اعتصاب غذا زدند. سه روز بعد روز چهارشنبه ۲۳ خرداد ماه ماموران اجازه بازگشت آنها را به بند می‌دهند اما بلافاصله چهار پنج نفر از زندانیان پرخطر به تحریک ماموران بند برای درگیری به سراغشان می‌روند. بچه‌ها هم طبق گفته خودشان شروع به یا علی گفتن می‌کنند. بعد هم گارد ویژه به داخل بند می‌ریزد و ماموران زن با شوکر و باتوم به جان آنان می‌افتند.»

خانم خلیلی در ادامه گفت: «سپیده آن قدر ترسیده بود که دچار تشنج می‌شود و او را به بهداری زندان منتقل می‌کنند. با باتوم به سر و صورت خانم یداللهی زده‌اند که هنوز پس از درگیری‌های بازداشت حالش خوب نیست. خانواده آویشا جلال‌الدین می‌گویند گردن و دستش آسیب دیده، خانم برکوهی را با موهایش بر زمین می‌کشند.»

به گفته مادر سپیده مرادی پس از ضرب و شتم زنان درویش هر کدام از آنها به یک بند جداگانه فرستاده می‌شوند.

صدیقه خلیلی به کمپین حقوق بشر ایران گفت: «از روز دوشنبه تا امروز خانواده‌ها هر روز در مقابل زندان قرچک تجمع کردند. بارها از روز چهارشنبه که خبر ضرب و شتم آنها به گوشمان رسیده از ماموران زندان و حتی آقای محمدی رییس زندان علت این اتفاق را پرسیده‌ایم اما آنها مرتب به ما گفته‌اند کذب محض است. اما چند مامور هم با این جمله که از ما نشنیده بگیرید خبر را تایید کردند.»

خانم خلیلی همچنین گفت از روز چهارشنبه تاکنون دوبار توانسته فرزندش را ملاقات کند، یک بار روز یکشنبه که روز ملاقات‌های هفتگی زندانیان با خانواده‌هایشان است و بار دیگر ظهر امروز سه‌شنبه ۲۹ خرداد ماه پس از پایان تحصن خانواده‌ها در مقابل زندان قرچک.

 متن زیر توسط جعفر عظیم زاده در حمایت از محمود بهشتی لنگرودی و ضرورت مبارزه متحدانه برای مقابله با موج جدید سرکوب فعالین صنفی نگاشته شده است که به طور کامل منتشر می شود:

 

اسماعیل عبدی را با جسمی آسیب دیده از اعتصاب غذا بی رحمانه به زندان انداختند، معلم برجسته، محسن عمرانی دوران حبس ظالمانه ای را میگذراند، علی اکبر باغانی این معلم مقاوم و ایستاده بر آرمانش پس از سالها تحمل زندان در تبعید است و اینک محمود بهشتی لنگرودی را برای گذراندن چهارده سال حبس به زندان فراخوانده اند و معلمان مسئول و آگاهی چون رضا مسلمی را به یکسال حبس و طاهر قادرزاده را به 91 روز حبس  تعلیقی محکوم کرده اند. 

چنین تعرضی به پیشگامان مبارزات صنفی معلمان به موازات اعمال فشار بر فعالین کارگری  از طریق زندانی کردن مجدد رضا شهابی، احضار علی نجاتی برای تحمل شش ماه حبس  و احضار دهها نفر از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به دادگاه امری اتفاقی نیست و نشان از دور جدید سرکوب مطالبات حق طلبانه معلمان و کارگران کشور در پس جایگری روحانی بر اریکه قدرت دارد. 

همین چند روز پیش بود که کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در گزارش خود از فجایع معدن آق دره بر صدور و اجرای حکم شلاق علیه کارگران رنجدیده این معدن مهر تایید زد و دولت روحانی به عنوان قوه مجریه کشور که اختیار نهادهای انتظامی و امنیتی کشور را بدست دارد بطور ریاکارانه ای با گرفتن ژست دولت تدبیر و امید در حال اتخاذ تدابیر امنیتی بیشتر برای مقابله با اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و میلیونها مردم ناراضی ایران از وضعیت مصیبت بار موجود است. 

تحت چنین شرایطی و در حالیکه در این مملکت تحمیل فقر و فلاکت بر ما کارگران و معلمان و سرکوب اعتراضات بر حق مان پایانی ندارد تنها راه برای برون رفت از چنین وضعیت دردناک و غیر قابل تحملی،  ایجاد صفی متحد و قدرتمند از ما کارگران و معلمان و عموم انسانهای عدالت طلب و آزادیخواه با پرچم مشترک خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و برداشته شده اتهامات امنیتی از پرونده های همه فعالین صنفی و مدنی زندانی و تحت تعقیب قضائی است.

جعفر عظیم زاده

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه همزمان با سازمان آموزش بین الملل، با ابراز نگرانی نسبت به سلامتی اسماعیل عبدی خواهان آزادی او شدند.

ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگار، که از شامگاه ۱۹ اسفند ماه در بازداشت به سر می‌برد گفت که این روزنامه نگار در بند ۲۰۹ زندان اوین دست به اعتصاب غذای خشک زده و وضعیت جسمانی اش بعد از ۲۴ روز اعتصاب به شدت وخیم است.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران به نقل از کمپین حقوق بشر در ایرن، خانم کرمانشاهی که شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ تلفنی با هنگامه شهیدی در زندان تماس تلفنی داشته به کمپین گفت که او در حضور بازجویش گفته است “اگر اتفاقی برای من بیفتد آقای رئیس جمهور و وزارت اطلاعات و دادستانی و قوه قضائیه مسول مرگ من هستند.”

هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح طلب که برای شرکت در مراسم ختم مادربزرگ خود از تهران به مشهد رفته بود شامگاه ۱۹ اسفند ماه از سوی ماموران امنیتی در مشهد و با پرواز هوایی به تهران منتقل شد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین فرستاده شده است. این روزنامه نگار از زمان بازداشت در اعتراض به بازداشت غیرقانونی خود دست به اعتصاب غذا زده است. او در نامه‌ای که با دستخط خودش چند روز پس از بازداشتش منتشر شد نوشته بود که تا آزادی خود دست از اعتصاب برنمی‌دارد. ۲۴ روز بعد از بازداشت هنگامه شهیدی، مادر او به کمپین گفت که دخترش از روز بازداشت در اعتصاب غذا به سر می برده و حالا اعتصاب اش را تبدیل به اعتصاب خشک کرده است.

ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی، شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ در مصاحبه با کمپین از تماس تلفنی این روزنامه نگار از بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داد و گفت: «امروز هنگامه زنگ زد، خیلی اوضاعش خراب بود. قلبش درد می کند، توان راه رفتن ندارد، می گفت من نهایت سه چهار روز بتوانم دوام بیاورم. اعتصاب خشک را شروع کرده است. گفت وصیت نامه ام را داده ام دست بازجو. گفتم هنگامه نکن این کار را من طاقت نمی آورم. گفت در دو برگ وصیت نامه ام را به بازجو داده و گفته ام که باید به دست خانواده ام بدهد. به بهداری و بازجو هم گفته‌ام اگر اتفاقی برای من بیافتد شما باید جواب بدهید. کسانی که در راس کار هستند باید جواب دهند. آقای رئیس جمهور و وزارت اطلاعات و دادستانی و قوه قضائیه مسول مرگ من هستند.»

به گفته خانم کرمانشاهی، «هنگامه در حضور بازجویش حرف می زد نمی دانم بازجویش به او چی میگفت اما هنگامه گفت که دیگر توان راه رفتن ندارد و خودش را روی زمین می کشد. به من گفت اینها را به همه بگو و مدیون من هستی اگر نگویی. گفت بگو به من یک ملاقات هم نداده اند در حالیکه به یک اعدامی هم ملاقات می دهند. گفت من جرمی مرتکب نشده ام و هیچ چیزی را قبول نمی کنم.»

مادر هنگامه شهیدی به کمپین گفت: «هنگامه گفت زیر ساعت‌ها بازجویی دهنم خشک می شود، اینقدر بازجویی می شوم توان ندارم. گفت خیلی چیزها به من می گویند که جرمت این است اما من هیچ کدام را قبول نکردم. امروز حتی اگر بمیرم هم نمی گذارم سرم به من بزنند. داشتند او را می بردند بهداری که گذاشته بودند زنگ بزند و بازجویش کنارش بود وقتی حرف می زد گفت نمی گذارم از امروز سرم هم بزنند. از همه حلالیت طلبید گفت لباس سفید بپوش مرغ سحر برایم بخوان. گفتم هنگامه نکن .. گفت یک ماه بیشتر نمی توانند بازداشت موقت نگه دارند و یا باید توی خانه باشم یا توی قبرستان هستم و اعضای بدنم را اهدا کنید.»

خانم کرمانشاهی که برای پی گیری پرونده دخترش بارها به دادسرای رسانه مراجعه کرده به کمپین گفت: «اصلا کسی در دادسرا نیست همه رفته‌اند تعطیلات و نیستند. در تعطیلات یک هفته‌ای رفتم دادستانی و بازپرس هنگامه یعنی آقای قاسم زاده نبود. چند دقیقه ای آقای قطبی (رئیس دادسرای رسانه) را توانستم ببینم گفتم این بچه وضعیت اش خراب است و می گوید چون من کاری نکرده‌ام و جرمی ندارم لب به هیچ چیزی نمی زنم. آقای قطبی گفت باید بازپرس‌اش بیاید و تا پانزدهم هم بازپرس‌اش نمی‌آید.»

به گفته مادر هنگامه شهیدی، این روزنامه نگار همچنان به صورت رسمی از داشتن وکیل هم محروم است. خانم کرمانشاهی به کمپین گفت: «من اصلا نمی دانم جرم بچه‌ام چی است نه خودش می‌داند و نه ما. آقای ترک همدانی، وکیل هنگامه هم که به دادسرا می‌رود می گویند هنوز صلاحیت او برای وکالت پرونده هنگامه تایید نشده. یعنی هنگامه هنوز به صورت رسمی وکیل هم ندارد. آقای همدانی چهاردهم فروردین باز هم مراجعه خواهد کرد. به هنگامه هم گفتم که من تازه قلبم بالون زده ام و حالم از امروز صبح حالم خراب تر شده. نگران هنگامه هستم و نمی دانم چه باید بکنم هیچ کسی نیست که جوابی بدهد. هنوز پرونده روی میز بازپرس هنگامه است و هنوز ما نمی دانیم جرم اش چی است.”

تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری می‌گوید: «در جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی و همچنین جرائم سازمان یافته که مجازات آنها مشمول ماده ۳۰۲ این قانون است در مرحله تحقیقات مقدماتی طرفین دعوا وکیل با وکلای خود را از بین وکلای رسمی دادگستری که مورد تایید رییس قوه قضاییه باشد انتخاب می‌نماید. اسامی وکلای مذبور توسط رییس قوه اعلام می‌گردد.»

مادر هنگامه شهیدی، روز چهارشنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۳۹۵ به کمپین گفته بود که این روزنامه نگار مشکل قلبی دارد دو سه ماه پیش به خاطر وضعیت قلبش، پزشکان او را حتی از فضای مجازی هم منع کرده بودند و همه گوشی‌هایش را قطع کرده بود و هیچ کاری نمی کرد.

هنگامه شهیدی در نامه‌ای «سرگشاده» خطاب به حسن روحانی، رییس جمهور ایران که در روزهای پیش از بازداشت خود نوشته و روز سه شنبه ۲۴ اسفند ماه در صفحه اینستاگرامش منتشر شده است، در اعتراض به عملکرد حسن روحانی و بازداشت مجدد روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در ماه های نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری نوشته است: «شما قرار بود در روزهای پس از خفقان دوره احمدی نژاد راه نفس اصلاح طلبان باشید نه اینکه مانند احمدی نژاد برای رسیدن به ریاست جمهوری نفس آنها را نیز ببرید.»

این روزنامه نگار با اشاره به اینکه «این نامه سرگشاده» وقتی منتشر می شود که «به طور قطع اینجانب در یکی از بازداشتگاه‌های «وزارت اطلاعات یا سازمان اطلاعات سپاه تحت شدیدترین بازجویی‌ها هستم» از حسن روحانی به عنوان رییس جمهور و رییس قوه مجریه خواسته است تا در مقابل «پرونده سازی‌های بیهوده برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی- اجتماعی این کشور بایستد.»

او همچنین با اشاره به اخراج خودش از دانشگاه آزاد رودهن به عنوان مدرس نوشته است: «کجای این منشور می گوید یک استاد دانشگاه را از حق تدریس محروم و تهدید به اسیدپاشی کنند و به علت پی گیری «حقوق شهروندی» از دست رفته اش از «کمیسیون امنیت ملی مجلس» و نهادهای ذی ربط، برایش حکم بازداشت صادر کنند تا صدایش خفه شود؟»

ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه کرمانشاهی روز چهارشنبه ۲۵ اسفند ماه به کمپین گفته بود: «هنگامه در دانشگاه ورامین تدریس میکرد که از سوی سپاه او را بیرون کردند و خیلی هم تهدید کردند انگار از ۴ – ۵ ماه پیش ماجرا شروع شده بود انگار نزدیک انتخابات است و می‌خواهند کاری بکنند. من که زیاد نمیدانم. من یک معلم بازنشسته هستم و خودم هم مشکل قلبی دارم که الان به خاطر هنگامه بدتر هم شده است.»

هنگامه شهیدی پیش از این در تاریخ ۱۹ مهرماه ۱۳۹۵ از سوی برخی از افراد تندرو از تدریس در دانشگاه آزاد واحد ورامین– پیشوا منع و اخراج شد. او از ترم زمستان (بهمن ماه ۱۳۹۴) به عنوان مدرس واحد حقوق بین الملل (۱) در دانشگاه آزاد واحدورامین- پیشوا مشغول به تدریس بود. او برای ترم پاییز سال ۱۳۹۵ به عنوان مدرس واحد حقوق بین الملل (۲) قرار بوده در این دانشگاه تدریس کند که در اولین روز تدریس، روز دوشنبه ۱۹ مهرماه، پس از اتمام دو کلاس، از دانشگاه اخراج شد.

پایگاه خبری ندای پیشوا ، از وب‌سایت‌های محلی شهرستان پیشوا، روز ۱۸ مهرماه سالجاری (۹۵)، یک روز قبل از اخراج هنگامه شهیدی از دانشگاه، در خبری با انتقاد از عملکرد دانشگاه آزاد واحد ورامین نوشت که این دانشگاه در «اقدامی تاسف برانگیز»، هنگامه شهیدی را که در «جریان فتنه سال ۸۸ دستگیر» و به شش سال حبس محکوم شده بود به عنوان «استاد برای آینده سازان ایران اسلامی» به کار گرفته است.

هنگامه شهیدی، روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملی، مشاور مهدی کروبی درجریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود. او روز ۹ تیرماه ۸۸ و در جریان بازداشت‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد و به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری وقت(محمود احمدی نژاد) در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به شش سال حبس» محکوم شد. این حکم در تاریخ شش اسفند ماه ۸۸ در دادگاه تجدید نظر تایید شد. خانم شهیدی اما به دلیل بیماری قلبی اواخر خرداد ماه ۱۳۹۱ با قرار وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی به مرخصی پزشکی آمد و در مهرماه ۱۳۹۲ با پذیرش آزادی مشروط توسط دادگاه، محکومیتش پایان یافت.

دیروز ١٠ فروردين ١٣٩٦خانواده احمدرضا جلالى زندانى سياسى محبوس در بند ٢٠٩ زندان اوين موفق به ملاقات با وى شدند ، آقاى جلالى در اعتراض به شرايط بلاتكليفى خود همچنان در اعتصاب غذا بسر مي‌برد.

خانواده هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، روز پنج‌شنبه، ۱۹ اسفندماه، بار دیگر در شهر مشهد بازداشت و به بند ۲۰٩ زندان اوین در تهران منتقل شده است.

مهدی کوخیان فعال اهل ملکان از دو روز پیش در اعتراض به خلف وعده مسئولین و افزایش مبلغ وثیقه، مجددا در زندان مراغه دست به اعتصاب غذا با دوختن لبانش کرده است. این زندانی سیاسی به طور سمبلیک برای «خودداری از شنیدن توهین های مسئولین مربوط» اقدام به «دوختن گوشهایش» نیز کرده است.

 

یک منبع نزدیک به آقای کوخیان دراین باره گفت: “مهدی مجددا از روز سه شنبه ۱۲ بهمن اعتصاب کرده هم دهان و هم گوشهایش را دوخت، گفته گوشهایم را میدوزم که صدایشان و توهین هایشان را نشنوم.”

این منبع مطلع در ادامه تاکید کرد: “متاسفانه ماموران اطلاعات در چند مرتبه به طور خودسر به منزل مهدی رفته اند و ترس و رعب برای ساکنان منزل ایجاد کرده اند. مهدی در این مدت ۳ بار خونریزی معده کرده کلیه هایش عفونت کرده و خودش هم که مشکل معده داشته وضعش بدتر شده. قرار شده بود یک وثیقه ۱۰۰ میلیونی بگذارد و فعلا آزاد شود ولی دادستان پیمان محمدپور حرف خودش را نقض کرد و وثیقه را ۳۰۰ میلیون کرد. مهدی هم از ظهر سه شنبه اعتصابش را با دوختن دهان و گوشش شروع کرده. گفت یا نتیجه میگیرم یا همینجا میمیرم.”

لازم به ذکر است مورخ ۲۹ آذرماه مهدی کوخیان و کریم‌ چایچیان دو شهروند اهل ملکان در منزل خود توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شدند. ماموران مراجعه کننده ضمن تفتیش منزل آنها اقدام به توقیف وسایل شخصی الکترونیکی و ارتباطی این دو شهروند نمودند.

آقایان کوخیان و چایچیان از هنگام انتقال از اماکن ملکان به زندان مراغه (مورخ ۱ دی ماه) در این زندان با دوختن لبان خود دست به اعتصاب غذا زده و به بخش قرنطینه زندان منتقل شدند.

کریم چایچیان در ساعات پایانی روز پنجم دی ماه از زندان مراغه آزاد شد، اما آقای کوخیان با تداوم اعتصاب غذا به سلول های انفرادی اداره اطلاعات سپاه منتقل شد.

پیش از این گزارش شده بود مهدی کوخیان در بازداشتگاه اداره اطلاعات سپاه پاسداران تبریز مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

این فعال مدنی تا ۳ روز بعد از انتقال به این بازداشتگاه، لبهای خود را دوخته نگه داشته بود. اما بازجویان این اداره نظامی با اجبار و ضرب و شتم لبهایش را باز کردند اما وی هم‌چنان به اعتصاب غذای خود ادامه داده بود.

نهایتا روز یکشنبه سوم بهمن ماه، مهدی کوخیان از بازداشتگاه اداره اطلاعات سپاه تبریز به زندان مراغه منتقل شد. برای وی قرار وثیقه ۱۰۰ صادر شده بود. این انتقال درحالی انجام شد که آقای کوخیان در تاریخی نامشخص در بازداشتگاه این نهاد به اعتصاب غذای خود پایان داده بود.

علت اصلی دستگیری این افراد فعالیت در کانال تلگرامی “شهر خبر ملکان” بوده است.

منبع

هرانا

فرزند عیسی سحرخیز، فعال سیاسی و روزنامه نگاری که از شنبه ۲۵ دی ماه دست به اعتصاب غذا زده‎است، گفت “پدرش پس از ۱۲ روز اعتصاب غذا به شدت دچار کاهش وزن شده‎است”. آقای سحرخیز در اعتراض به شش ماه حکم مضاعف دست به اعتصاب غذا در بیمارستان مرکز قلب تهران زده و فقط سرم و آشامیدنی به او خورانده می‎شود.

صفحه1 از3
Go to top