یک کاسبکار کُرد براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی حکومت ایران در ثلاث‌باباجانی از توابع کرمانشاه جان خود را از دست داد.



به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از کردپا، امروز دوشنبه شانزدهم مردادماه، یک کاسبکار کُرد درپی شلیک مستقیم نیروهای نظامی حکومت ایران در نزدیکی روستای "کانی دانیال" از توابع شهرستان ثلاث‌باباجانی جان باخت.

خبرنگار کردپا هویت این کاسبکار کُرد را "محمدباهر قیطولی" اهل پاوه و ساکن ثلاث‌باباجانی اعلام کرد.

گفته می‌شود، نیروهای نظامی حکومت ایران به ظن حمل کالای قاچاق خودروی شخصی این شهروند کُرد مورد تیراندازی قرار داده‌اند.

این کاسبکار کُرد متأهل می‌باشد.

در همین رابطه نیز، یک کولبر کُرد به نام "وحید بروکانلو" درپی شلیک مستقیم نیروهای هنگ مرزی در ماکو به شدت زخمی و به بیمارستان انتقال یافت.

این کولبر کُرد به دلیل اصابت گلوله به ناحیه پشت دچار جراحات شدید شده است.

به گفته صالح نیکبخت، وکیل سرشناس کُرد، براساس قانون حکومت اسلامی ایران، "اگر فردی سرنشین یک خودرو باشد، ابتدا باید لاستیک ماشین را هدف گلوله قرار داد و سپس راننده را دستگیر کرد".

این وکیل می‌گوید: در بسیاری موراد دیده شده که نیروهای نظامی این ماده‌ی قانونی را رعایت نکرده و مستقیما سرنشینان خودرو را هدف تیراندازی قرار می‌دهند.

روز یکشنبه ۱۵ مردادماه ۹۶ در دادگستری شوش از کارگران نیشکر هفت تپه تعهد کتبی مبنی بر عدم اعتراض و عدم شرکت در تجمع و اعتصاب گرفته شد.


بر اساس گزارشهای رسیده، پس از احضار کارگران نیشکر هفت تپه، روز یکشنبه ۱۵ مرداد ماه، پنجاه و سه کارگر نیشکر هفت تپه در شعبه یکم دادیاری دادگاه شوش حاضر شدند. این کارگران به اتهام شرکت در اعتصابات اخیر و همچنین تحریک کارگران تفهیم اتهام شده و از آنها تعهد کتبی گرفته شد که از این پس در تجمعات اعتراضی و اعتصابها شرکت نکنند. آنها تهدید شدند که اعتراضهایشان عمل سیاسی محسوب شده و عواقبش را خواهند دید.
این کارگران با سپردن کفالت و فیش حقوقی به طور موقت آزاد شدند. سندیکای کارگران کشت و صنعت هفت تپه با انتشار بیانیه ای پرونده سازی برای تمامی کارگران و دیگر مزد بگیران را محکوم کرد.

رسول بداقی فعال صنفی معلمان که روز نهم مرداد پس از دو ماه حبس از ندامتگاه بزرگ تهران (زندان فشافویه) آزاد شده، این زندان را «جهنمی در کویر» توصیف می کند.

 

او به کمپین حقوق بشر در ایران راجع به وضعیت اسف بار زندان فشافویه گفت: «خود زندانیان به زندان تهران بزرگ می‌گویند فینال زندان‌های ایران، ولی من اسمش را گذاشته‌ام جهنمی در کویر، چون در کویر حسن آباد قم قرار گرفته و مخصوصا در تابستان یک جهنم بدون آب و وسایل خنک کننده است.»

در ادامه متن کامل مصاحبۀ وی با کمپین حقوق بشر را بخوانید :

رسول بداقی در مصاحبه با کمپین گفت شکنجه روحی و روانی که در مدت زندان دو ماهه در ندامتگاه تهران بزرگ متحمل شده بیش از هفت سال زندان و تحمل انفرادی در زندان‌های اوین تهران و رجایی شهر بوده است. این فعال صنفی معلمان گفت: «بندی که من بودم قرنطینه دو بود، هر سالن ۶ اتاق دارد و یک اتاق ۱۲ متری برای ۳۰ زندانی، آب گرم اصلا نداشتیم و آب سرد هم فقط یک ساعت در روز، ۱۷۰ زندانی هر سالن باید از یک توالت در طول روز استفاده می‌کردند و وضعیت درمان و بهداشت هم به طوری بود که من سالم وارد زندان شدم و بعد از دو ماه با گلودرد عفونی و چرکی خارج شدم.»

رسول بداقی ادامه داد: «اگرچه ظرفیت اسمی زندان مرکزی تهران بزرگ ۱۵۰۰۰ زندانی است ولی عملا چیزی حدود دو برابر ظرفیت در بعضی از بندها نگهداری می‌شوند: «من همه بندها را ندیدم ولی اگر اتاق خودمان را قیاس بگیریم، در اتاقی که تخت برای ۱۲ نفر وجود داشت، ۲۵ تا ۳۰ نفر می‌خوابیدند، یعنی در همین بند قرنطینه بیشتر از دو برابر ظرفیت نگهداری می‌شدند».

وی گفت مراقبت‌های بهداشتی در ندامتگاه تهران بزرگ جدی گرفته نمی‌شود و زندانیان با نوعی جیره‌بندی آب روبرو هستند: «بهداشت آنجا شوخی است چون حتی آب نیست و بدون آب حتی نمی‌شود زندگی کرد، زندان تهران بزرگ روزی فقط یک ساعت آب سرد وصل می‌شود و باید آب ذخیره کنید برای طول روز یعنی جیره‌بندی، کسانی که خیلی به بهداشت اهمیت می‌‌دهند به اصطلاح خودشان دوش آفتابه می‌گیرند، یعنی با یک آفتابه آب در هواخوری دوش می‌گیرند. به دلیل ازدحام و نبودن آب شپش و ساس در اتاق‌ها کاملا عادی است.»

این فعال کانون صنفی معلمان درباره وضعیت درمان و معالجه بیماران زندانی نیز گفت زندان امکانات اولیه برای مداوای زندانیان بیمار را ندارد: «در این زندان حتی بیمارانی که ایدز و هپاتیت مثبت هستند هم نه از بقیه تفکیک شده‌اند و نه مراقبت دیگری از آنان می‌شود، خودشان و همه بند هم می‌دانند ولی برای کسی اهمیت ندارد، چیزی به نام مراجعه به بهداری هم در صورتی وجود دارد که کاملا از پا بیفتید و بقیه شما را برسانند به بهداری و آنجا نهایتا یک سرمی وصل کنند. من وقتی برای گلودرد به زندانبان گفتم باید بروم بهداری، خنده اش گرفت و همان تبدیل به یک عفونت چرکی سخت شد که الان بعد آزادی دنبال درمانش هستم، سیگار و مواد مخدر به صورت ۲۴ ساعته در اتاق‌ها و سالن‌ها مصرف می‌شود و انگار کل سالن در مه فرو رفته.»

ندامتگاه تهران بزرگ برای سهولت اداره زندان و ارتباط نداشتن با زندانی‌ها از خود زندانیان برای برقراری نظم استفاده می‌کند، رسول بداقی در این ارتباط گفت در هر سالن این زندان حدود ده زندانی با اتهامات خطرناک با گرفتن امتیازاتی وظیفه برقراری نظم را به عهده دارند: «هر سالن وکیل بند و چند زندانی دارد به اسم انتظامات که معمولا از زندانیان قلدر و با اتهامات خطرناکند، این انتظامات در هر سالن اتاق و تلفن و دستشویی و حمام جداگانه دارند، مثلا یک دستشویی برای ۱۷۰ زندانی و یک دستشویی هم برای ده دوازده نفری که به عنوان انتظامات به زندانبان کمک می‌کنند، و انتظامات در مقابل این امتیازها زندانیان را سرکوب و حتی تنبیه می‌کند.»

بداقی گفت زندانیان در ندامتگاه تهران بزرگ هم از نظر روانی و هم از نظر روحی شکنجه می‌شوند: «توهین و تحقیر و فحاشی که آن قدر طبیعی است که حتی رئیس زندان هم از پشت بلندگو به همه زندانیان فحش رکیک خواهر و مادر می‌داد، کتک زدن زندانیان به بهانه‌های متفاوت هم عادی بود، چه زندانبان‌ها و چه انتظامات و زندانیان قدرتمندتر، مثلا موقع آمار صبحگاهی زندانیان را مجبور می‌کردند یک یا دو ساعت روی دو زانو بایستند و حق نداشتند بنشینند یا بایستند، فقط سلیقه‌ای بود که کدام زندانبان کمتر اذیت می‌کرد یا بیشتر.»

رسول بداقی، معلم ۴۷ ساله و کارشناس مدیریت آموزشی که پدر سه فرزند است، تا پیش از بازداشت شدن به دلیل فعالیت‌های صنفی و سیاسی‌اش در سال ۱۳۸۸، به عنوان یک معلم رسمی در دبیرستان‌های اسلامشهر از توابع استان تهران تدریس می‌کرد ولی در حین تحمل حبس از کار اخراج شد.

رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان که به دلیل فعالیت‌های صنفی و سندیکایی بین سال‌های ۸۸ تا ۹۵ زندانی و از کار در آموزش و پرورش نیز اخراج شد، نوزدهم اردیبهشت ۹۵ کمی پس از آزادی و زمانی که برای دیدار همکار زندانی و بیمارش، محمود بهشتی لنگرودی، به بیمارستان رفته بود، توسط مأموران نیروی انتظامی مضروب و بازداشت و پس از سه روز به قید کفالت آزاد شد.

رسول بداقی به کمپین گفت دادگاه در این پرونده او را نهایتا به اتهام تمرد از ماموران دولت حین انجام وظیفه، به صورت غیابی به چهار ماه زندان محکوم کرده و او در ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ به ندامتگاه تهران بزرگ منتقل شده و در نهم مرداد آزاد شده است.

این فعال صنفی معلمان به کمپین گفت دادگاه به دلیل تاخیر نیم ساعته حکم را به صورت غیابی صادر کرده است: «پرونده یک سال به تاخیر افتاد از طرف دادگاه شهید قدوسی در ونک و ما هر بار رفتیم موکول شد به زمان دیگری، دست آخر در یکی از همین روزها من با نیم ساعت تاخیر به دادگاه رسیدم ولی این بار حاضر نشدند محاکمه را تجدید کنند و دادگاه حکم چهار ماه زندان غیابی صادر کرد، من به صورت کتبی اعتراض کردم و دفاعیات خودم را نوشتم ولی بیفایده بود و دادگاه تجدیدنظر هم همین حکم را تایید کرد.»

رسول بداقی ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ پس از احضار از سوی دادسرای اوین، راهی زندان تهران بزرگ شده و تا پس از آزادی در تاریخ نهم مرداد، زندانی شدن خود را رسانه‌ای نکرده است. این معلم اخراج شده دلیل رسانه‌ای نشدن ورودش به زندان را تمرکز بر وضعیت معلمان زندانی با حبس طولانی و جلوگیری از ایجاد نگرانی در بین همکارانش عنوان کرد: «خواستم توان و تمرکز کانون صنفی و معلمان روی دفاع از معلمانی مانند اسماعیل عبدی و محسن عمرانی باشد که زندانی هستند و دوم این که نخواستم همکاران را نگران کنم و دلایلی مانند این.»

ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ یا زندان فشافویه که سال ۱۳۹۴ به بهره‌برداری رسیده، در جنوبی‌ترین منطقه استان تهران (۳۲ کیلومتری جنوب تهران) در حسن آباد قم واقع شده و در واقع برای نگهداری ۱۵ هزار تن از محکومان مواد مخدر ساخته شده است.

خانواده مریم (نسیم) نقاش زرگران، نوکیش مسیحی که روز سه ‏شنبه دهم مرداد پس از پایان دوران محکومیتش از زندان آزاد شد، نگران پرونده سازی جدیدی بر علیه این زندانی عقیدتی هستند.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از محبت نیوز، این زندانی درست دقایقی قبل از آزادی در اتفاقی کم سابقه به دادسرای مستقر در زندان برده شده بود.

مریم نقاش زرگران در آنجا با صفی از کارکنان بهداری زندان از راننده آمبولانس تا مسئول بهداری روبرو شده است و به او گفته‌اند به دلیل توهین به پرسنل بهداری برای او پرونده جدیدی تشکیل خواهد شد، هر چند این موضوع مانع آزادی او از زندان نشد.
همچنان مریم نقاش زرگران که قرار بود روز هفتم مرداد ماه از زندان آزاد شود و خانواده‏‌ی او برای استقبال از فرزندشان به زندان اوین مراجعه کرده بودند، اما پس از ساعت‌ها معطلی به آنها خبر می‌دهند که نامه آزادی او نیامده و آزاد نخواهد شد و نهایاتا این زندانی در تاریخ دهم امرداد با سه روز تاخیر از زندان اوین آزاد می شود.

سپس در حالی که مریم نقاش زرگران در انتظار آزادی به سر می بُرد پرسنل زندان او را به جای درب خروجی  زندان به شعبه ۱ در دادسرای مقدسی واقع در زندان اوین منتقل کردند.
بازپرس این شعبه به نوکیش مسیحی مریم نقاش زرگران اطلاع داده است به دلیل “توهین به پرسنل” ، پرونده جدیدی برای او مفتوح شده و قرار وثیقه ای به مبلغ ۵۰ میلیون تومان هم برای او صادر شدهاست.

گفته میشود موضوع “توهین به پرسنل” مربوط به روزی است که در آن پای خانم زرگران در زندان آسیب دید و بعد از انتقال به بهداری به دلیل رفتار غیرمودبانه ریاست بهداری جدال لفظی بین این دو شکل گرفته بود.
بازپرس پرونده علیرغم ادعای تشکیل پرونده و صدور وثیقه، ادعا می کند فعلن نیازی به تودیع وثیقه نیست و ایشان میتواند آزاد شود تا زمانی که مجدد با وی تماس گرفته شود.

حالا خانواده نقاش زرگران نگران هستند که با توجه به رویه غیرمعمول پرسنل زندان در زمان آزادی این زندانی و رفتار خارج از قانون بازپرس شعبه ۱ از جمله عدم نیاز به تودیع قرار، مشخص نیست این واقعه یک پرونده سازی جدید برای این زندانی است که چهار سال گذشته را در زندان به سر برده بود یا صرفن شکلی از آزار و اذیت روانی او است.

مریم (نسیم) نقاش زرگران، بیش از چهار سال در زندان بود که دو ماه آخر را به عنوان جریمه غیبت از مرخصی در زندان نگه داشته شد. غیبتی که با اجازه مسوولان زندان صورت گرفته بود و در ادامه مرخصی درمانی او بود و قرار بود منتهی به آزادی مشروط او شود اما نه تنها به زندان فراخوانده شد بلکه مدت زمانی را هم که در مرخصی بود به عنوان غیبت منظور کردند.

 

جبهه دموکراتیک ایران برون مرزی طی بیانیه ای در مورد دور جدید سرکوب ها به بهانه مقابله با جنبش های مردمی می گوید : "ایران با تمام سرمایه هایش متعلق به مردم ایران است."

 

 جبهه دموکراتیک ایران برون مرزی طی بیانیه ای از همه سربازان کشور در هر لباسی چه ارتشی، چه سپاه و بسیج و نیروی انتظامی  می خواهد که کنار مردم و بر علیه حکومت قرار بگیرند چرا که آزادی و رهایی مردم ایران از استبداد جمهوری اسلامی نزدیک است.

متن کامل :

 

جبهه دموکراتیک ایران برون مرز

با نمایش ترقه بازی دور جدیدی از سرکوب جنبش ها آغاز شده است.

نقش سپاه و بسیج در دور جدید

رشد سریع اعتراضات مردمی بر علیه دستگاههای حکومتی و وحشت از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، خامنه ای و سپاه را واداشت در مقابل تحرکات اجتماعی ضد حکومتی، با نظامی کردن مطلق فضای سیاسی و اجتماعی کشور، از رشد سریع جنبش ها جلوگیری نموده و آنها را سرکوب نمایند. ترس و وحشت حکومت بیش از آنکه متوجه منطقه و غرب باشد متوجه خیزشهای اجتماعی است که بنیان حکومت را بر خواهد انداخت. تجربیات تاریخی نشان داده است که سرکوب نظامی در هنگامی که بخش عظیمی از جامعه دچار فقر و تنگدستی و گرسنگی شده اند واکنشی معکوس و دفاعی مشروع از سوی جامعه ایجاد میکند. جمهوری اسلامی در حال تعیین روش و ابزار سرنگونی خود است و سرکوب نظامی روشی است که در مقابل نارضایتی های عمومی اختیار کرده است.

جمهوری اسلامی توان اداره کشور را هیچ وقت نداشته است و امروز که به بن بست مطلق اداره آن رسیده است، بجای تلاش برای رویکرد به سوی جامعه، با برکشیدن سلاح و رها کردن نیروهای خود سر با فرمان "آتش به اختیار" این دور جدید سرکوب را آغاز کرده است، جمهوری اسلامی با این اقدام تبه کارانه و احیای مجدد حکومت نظامی و سرکوب جامعه، نمی تواند عمر و بقای خود را طولانی تر کند.سقوط حکومت به هزاران دلیلی امری قطعی است ، اما حکومت با  استفاده از ابزار سرکوب، دوره پایانی حکومت خود را بسیار بد رقم خواهد زد و در تاریخ از خود چهره ای هیولایی و خونریز برجای خواهد گذاشت.

 کشور ایران با تمام سرمایه هایش متعلق به مردم ایران است و نیروهای نظامی، ارتش، سپاه و بسیج  و نیروی انتظامی با سرمایه و پول مردم زندگی میکنند. این کشور به حکومتی چنین فاسد تعلق ندارد. زمان طولانی است حکومت راه خود را از مردم جدا کرده و در مقابل آنها قرار گرفته است. از انقلابی که در مردم بیم و امید ایجاد کرده بود بجز مشتی فاسد و اختلاسگر و متجاوز به حقوق مردم باقی نمانده است . جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و چندان دور نیست که از جمهوری اسلامی بجز نامی ننگین برجای نحواهد ماند. زمان تصمیم برای نیروهای نظامی کشور فرا رسیده است. بدنه سپاه و بسیجیان از مردم هستند و حق ندارند در مقابل مردم دست به سلاح ببرند. آنها نباید سرنوشت خود را با نابودی حتمی جمهوری اسلامی گره بزنند. حکومتها می روند و ملتها باقی می مانند. این آن واقعیت تاریخ است که حکومتهای سرکوبگر هیچگاه از آن درس نمی گیرند. سربازان کشور در هر لباسی چه ارتشی، چه سپاه و بسیج و نیروی انتظامی  باید در کنار مردم و بر علیه حکومت قرار بگیرند. آزادی و رهایی مردم ایران از استبداد جمهوری اسلامی نزدیک است.

براستی چه با شکوه است لحظه ای که سربازی از فرمان آتش سر باز می زند.

زنده باد آزادی                                                                                                                        گسسته باد زنجیر استبداد                                                                                                               برقرار باد دموکراسی

جبهه دموکراتیک ایران برون مرز

تا یکی دو ماه پیش آنهایی که به سه گزینه‌ی مشخص یعنی

۱-بایکوت انتصخابات ۲- رأی به روحانی ۳- رأی به رییسی، رسیده بودند، کسانی هستند که از فکر، برنامه و پلاتفرم مشخص سیاسی برخوردار هستند و در راه خود استواری دارند. برای این‌که به خوبی می‌دانند پیامد گزینش آنها چیست و چه باید بکنند.

هم‌میهنان گرامی، در شرایط تعیین کننده‌ای قرارگرفته‌ایم. درک شرایط کنونی و تصمیم و عمل انسانی، ملی و دموکراتیک، موجب سربلندی ایران و ایرانی در آینده خواهد شد.

استمرار طلب ها به من می گویند،بیا و دست از بایکوت انتصخابات بردار تا روحانی بیایدو گر نه قالیباف یا رییسی می آید.مگر ندیدی قالیباف می خواست دانشجو ها را لوله کند؟مگر ندیدی خودشان در مناظره گفتند که رییسی ۳۷ سال فقط زندان و اعدام کرده است؟

تاریخ ۱۳۹۵/۶/۱۰ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای رسیدگی به اتهامات «حشمت طبرزدی» تعیین و امروز ۱۳۹۵/۵/۳۱ به محمد مقیمی موکلش ابلاغ گردید.

بيانيه جبهه دموكراتيك ايران

هنوز آسيبهاى روحى و جسمى حشمت اله طبرزدى ناشى از سالهاى طولاني حبس در زندانهاى جمهورى اسلامى بهبود نيافته كه بار ديگر وزارات اطلاعات ايشان را از خيابان ربوده و به بند ٢٠٩ اوين منقل كرده است. اتهام وارده به ايشان تشكيل كمپين معيشت در دفاع از گرسنگان جامعه، رأى آراد براى نمايندگان مستقل از حكومت و تشكيلات همبستگى است.

صفحه1 از2
Go to top