دومین کنفرانس « شوراى دموکراسی خواهان ایران » که بزرگترین ائتلاف گروه‌های سیاسی اپوزسیون در خارج با شعار تغییر رژیم از طریق جنبش های مردمی دموکراتیک و مسالمت آمیز در ایران به شمار می رود، روزهای شنبه و یکشنبه 14 و 15 جولای 2018 ( ۲۳ و ۲۴ تیر ۱۳۹۷) در شهر کلن آلمان ، برگزار شد. این شورا، ائتلافی از سازمان‌ها احزاب و تشکل‌های مدنی و سیاسى ایرانى در خارج است که شامل جبهه دموکراتیک ایران ، حزب کومله کردستان ایران ، حزب تضامن دموکراتیک اهواز ، کانون فرهنگی سیاسی آذربایجان ، حزب دمکرات کردستان ، حزب مردم بلوچستان ، کانون فرهنگی سیاسی ترکمن ، جبهه متحد بلوچستان، جنبش همبستگی ستم دیدگان دادخواه،حزب اتحاد لرستان وکهگیلویه و بویراحمد و تعدادی از تشکل‎های کارگری و مدنى و تعدادى از فعالان سیاسى مستقل هستند ، و در ماه نوامبر گذشته ( 27 آبان 96) اعلام موجودیت کرد.

دومین کنفرانس شورای دمکراسی خواهان ایران با هدف گذار از کلیت جمهوری اسلامی و استقرار و نهادینه کردن دمکراسی در ایران مورد استقبال زیادی قرار گرفته است .این کنفراس دومین قطعنامه خود را در پایان صادر نمود .

دومین قطعنامه شورای دمکراسی خواهان ایران شورای دموکراسی خواهان ایران با برگزاری دومین کنفرانس موفق خود گام بزرگ دیگری در راه به ثمر رساندن آزادی و عدالت و استقرار دموکراسی در ایران برداشته است. این شورا که از مجموع احزاب و سازمانهای متعلق به ملیتها و اقوام ایرانی و احزاب و سازمانهای مرکزی شامل کرد، بلوچ، عرب، لر، ترکمن صحرا، ترک آدربایجان و فارس تشکیل شده است با اتحاد خود یک اقدام تاریخی را به انجام رسانده است که هدف آن نفی هرگونه استبداد در ایران و ایجاد زمینه مناسب سیاسی، اقتصادی و آزادی فرهنگها و فراهم نمودن شرایط مناسب اجتماعی برای زیست مسالمت آمیز ملیتها و اقوام ساکن ایران است.

کشور ایران سرزمینی است بزرگ با منابع و ثروت فراوان و مردمانی رنجدیده که هم اکنون زیر سخت ترین فشارهای حکومت جمهوری اسلامی قرار دارند. حکومتی فاسد که با استفاده از سرکوب;ثروت مردم را از دستشان خارج نموده و صرف منافع فرقه ای خود و سیاستهای جنگ طلبانه در منطقه خاورمیانه نموده است. دومین کنفرانس این شورا به منظور حل پایه ای ترین مشکلات اپوزیسیون یعنی پراکندگی و عدم انسجام و همبستگی در میان آنها پرداخت و گامی دیگر در راه به ثمر رساندن اهداف خود برداشت.

با برگزاری دومین کنفرانس شورای دموکراسی خواهان ایران فصول مشترک اهداف و استراژی کنفرانس به شرح ذیل پیگیری شد.

1..این کنفرانس در پاسخ به ضرورتهای اصلی شرایط کنونی یعنی اتحاد و همبستگی بین نیروهای اپوزیسیون و آماده نمودن زمینه های آن در حد وسیع وارد گفتگو شده است.

2..در این کنفرانس جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت فاسد، رانت خوار، ضد منافع ملی و ضد امنیت ملی شناخته شده و باید از قدرت ساقط شود. این خواسته دموکراسی خواهان ایران است.

3..سقوط جمهوری اسلامی ضروری است بدست مردم ایران از طریق جنبشهای اعتراضی آنها و با حمایت شورای دموکراسی خواهان ایران در اتحاد با اپوزیسیون سراسری عملی شود.

4..تاکید شده است که، استقرار دموکراسی به منظور برقراری آزادی و عدالت در کشور متکثرایران هدف سیاسی و اجتماعی این کنفرانس و مبنایی برای اتحاد و همبستگی نیروهای اپوزیسیون است.

5..تشکیل آلترناتیو دموکراتیک، گامی مهم برای تغییر جمهوری اسلامی و محوری برای طرح برنامه های فوری در ایران پس از جمهوری اسلامی خواهد بود.

6..در این کنفرانس از سیاستهای اتحادیه اروپا به ویژه آلمان، انگلیس و فرانسه در رابطه با جمهوری اسلامی انتقاد شده و از آنها خواسته شد که دست از حمایت از جمهوری مستبد و فاسد اسلامی

برداشته و از خواسته های مردم ستم دیده ایران و منافع دراز مدت کشور ایران اعلام حمایت نمایند.

دبیر خانه شورای دموکراسی خواهان ایران

رییس‌جمهور آمریکا پس از دیدار با پوتین در هلسینکی در مصاحبه‌ای تلویزیونی با شبکه فاکس نیوز، اعتراضات ماه‌های گذشته در ایران را با لغو برجام توسط آمریکا مرتبط دانسته و گفت، ایالات متحده "صد در صد" حامی مردم ایران است.

دونالد ترامپ در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی "فاکس نیوز" گفت اعتراضات و ناآرامی‌ها در ایران از وقتی رخ داد که او از برجام خارج شد. رییس‌جمهور آمریکا در این مصاحبه که پس از ملاقاتش با پوتین در هلسینکی انجام شد، گفت روسیه هنوز هم از توافق هسته‌ای با ایران حمایت می‌کند زیرا این کشور همچنان دارای روابط تجاری با ایران است و به همین دلیل این توافق در جهت منافع مسکو است.

ترامپ با اشاره به وضعیت اقتصادی ایران و اعتراضات اخیر گفت: «این برای ما یا برای دنیا خوب نیست اما آنها در همه شهرهایشان شورش کرده‌اند. تورم بیداد می‌کند و به نهایت خود نزدیک می‌شود. نه اینکه بخواهی به کسی صدمه‌ای بزنی، اما رژیم [ایران] اجازه نمی‌دهد که مردم بدانند ما صد در صد پشت‌شان هستیم.»

ترامپ اردیبهشت امسال به یکی از مهمترین وعده‌‌های انتخاباتی خود عمل کرده و ایالات متحده را از توافق هسته‌ای که قدرت‌های غربی در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرده بودند، خارج کرد. او در طول مبارزات انتخاباتی خود این توافق را "بدترین توافق تاریخ آمریکا" خوانده و وعده داد بود در صورت ورود به کاخ سفید آن را لغو خواهد کرد.

او پس از خارج کردن آمریکا از برجام تحریم‌های نفتی و غیرنفتی این کشور علیه ایران را نیز دوباره به اجرا گذاشت.  

به گفته رییس‌جمهور آمریکا گستردگی و ابعاد اعتراضاتی که در سراسر ایران رخ داده "احتمالا بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته بوده" و همه این شورش‌ها از وقتی رخ داد که او به این توافق پایان داد.

در ماه‌های گذشته در شهرهای مختلف ایران اعتراضاتی نسبت به وضعیت اقتصادی، افزایش پرشتاب نرخ دلار در برابر ریال، کمبود آب آشامیدنی و وضعیت زیست‌محیطی رخ داده است. معترضان علیه مقام‌های جمهوری اسلامی شعار داده و مخالفت‌شان را از جمله با هزینه کردن سرمایه‌های کشور برای مصارف نظامی خارجی اعلام کردند.

ترامپ پیش‌تر نیز گفته بود خروج آمریکا از برجام موجب شده تا ایران "ظرف چند ماه تغییر رفتاری آشکار داشته باشد." او فعالیت منطقه‌ای ایران در سوریه و یمن را نسبت به گذشته کمتر خوانده و اضافه کرده بود ایران پس از لغو برجام توسط آمریکا توجه کمتری به منطقه دریای مدیترانه داشته است.

سیگال مندلکر، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز در سفر اخیر خود به امارات متحده عربی در پاسخ به پرسش خبرنگار آسوشیتدپرس تأکید کرده بود اعتراضات مردمی ماه‌های گذشته در ایران با فشارهای مالی آمریکا بر جمهوری اسلامی مرتبط بوده است. مندلکر اظهار امیدواری کرده بود که این تلاش‌ها بتواند به محدود کردن "فعالیت‌های شرورانه" ایران در خاورمیانه منجر شود.

در پاسخ به این اظهارات سفیر ایران در آن زمان با ارسال جوابیه‌ای به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته بود: «اعتراضات سیاسی و اقتصادی و تظاهرات در ایران برای یک کشور پر جنب و جوش و دموکراتیک با ۸۰ میلیون جمعیت کاملا طبیعی است و این حق مردم ایران است.»

جمعیت اقلیت‌های دینی در ایران رو به کاهش است و چهل سال بعد از پیروزی انقلاب و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی، جمعیت شهروندان زرتشتی، یهودی و مسیحی به یک سوم کاهش یافته است.

کوروش نیکنام، موبد زرتشتی و نماینده سابق مجلس ایران می‌گوید که بیکاری، محرومیت استخدامی، محدودیت آزادی و تبعیض‌های قانونی، نقشی اساسی در رشد منفی جمعیت این اقلیت‌ها دارد.

بر اساس اصل ۱۳ قانون اساسی "ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند".

هرچند آماری رسمی از تعداد شهروندان زرتشتی، یهودی و مسیحی در ایران وجود ندارد اما به گفته کوروش نیکنام، جمعیت شهروندان زرتشتی در سال ۱۳۵۷ بیش از شصت هزار نفر بود که اکنون به بیست هزار نفر کاهش یافته است.

هارون یشایایی، تهیه کننده سینما و رئیس سابق انجمن کلیمیان تهران می‌گوید که به آمار نمی‌شود اعتنا کرد ولی در سرشماری سال ۱۳۵۵ یعنی حدود ۴۵ سال قبل، تعداد یهودیان در ایران حدود شصت هزار نفر بود و اکنون به بیست هزار نفر رسیده است.

روبرت بگلریان، نماینده ارامنه جنوب در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس تعداد شهروندان ارمنی در ایران را بین پنجاه تا شصت هزار نفر عنوان می‌کند و می‌گوید که "تعداد ایرانیان ارمنی قبل از انقلاب ۵۷ حدود ۲۵۰ هزار نفر بوده است.

روبرت صافاریان، مستندساز و منتقد سینما در مطلبی در وبلاگش نوشته است که "براساس آمارها بعد از انقلاب به این طرف تعداد ارمنه در ایران به بیست درصد کاهش یافته (از این تعداد هم بخش قابل توجهی در تدارک برنامه‌ریزی برای مهاجرت هستند) و این یعنی هشتاد درصد ارامنه،‌ ایران را ترک کرده‌اند."

"جامعه هم چندان اطلاعی از این موضوع ندارد چون کسی چیزی نمی‌نویسد و حتی خود ارمنی‌ها هم در شعر و داستان‌هایشان کمتر به آن پرداخته‌اند. هرچند نوع دیگری از ادبیات ارمنی-فارسی که در خارج از کشور شکل گرفته هم چندان حضور قدرتمندی ندارد که بتواند در برابر چنین اتفاقاتی نظرات را به خود جلب کند یا دست‌کم برای مترجمان کشش ترجمه را باعث شود. درحالیکه این رفتن‌ها بسیار از نظر اجتماعی مهم و تاثیرگذار هستند چون نشان می‌دهد جامعه‌ ارمنی آینده‌ خود را در جایی دیگر می‌جوید."

چرا اقلیت‌های دینی، ایران را ترک می‌کنند؟

کوروش نیکنام، موبد زرتشتی و نماینده سابق شهروندان زرتشتی در مجلس می‌گوید: "مهم‌ترین دلیلش بیکاری است. جوان‌های زرتشتی همه تحصیل کرده هستند و وقتی فارغ‌التحصیل می‌شوند به خاطر محدویت‌هایی که در بسیاری از مراکز دولتی ایران مثل ارتش، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش، ارشاد و مراکز دیگر وجود دارد امکان استخدام ندارند و طبیعتا باید خودشان سرمایه‌ای برای ایجاد کار داشته باشند ولی در کشورهای دیگر امکانات کاری و شغلی براساس تخصص‌شان فراهم است و به دلیل بیکاری و عدم درآمد از ایران می‌روند."

براساس قانون ارتش جمهوری اسلامی که هفتم مهرماه ۱۳۶۶ در مجلس تصویب شده و به تایید شورای نگهبان رسیده، تدین به اسلام از شرایط اصلی استخدام در ارتش است. تبصره ماده ۲۹ این قانون البته می‌گوید که "اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی که تا تصویب این قانون استخدام شده‌اند از نظر ادامه خدمت از بند الف (متدین بودن به دین اسلام) مستثنی می‌باشند".

اقلیت‌های دینی بعد از تصویب این قانون در حالی از استخدام در ارتش محروم شدند که همچون سایر شهروندان ایرانی باید خدمت سربازی را بگذرانند. به غیر از ارتش، محدودیت قانونی برای استخدام اقلیت‌های دینی در هیچ سازمان و ارگان دیگری وجود ندارد با این حال به گفته نماینده سابق زرتشتیان در مجلس، امکان استخدام در بسیاری از نهادهای دولتی وجود ندارد. این در حالی است که براساس اصل ۲۸ قانون اساسی ایران "هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید."

محدودیت در آزادی‌های فردی و اجتماعی دیگر دلیل مهاجرت اقلیت‌های دینی از ایران است. کوروش نیکنام می‌گوید: "به عنوان مثال وقتی در ایران ماه رمضان می‌شود هرکسی با هر دین و آئینی باید همچون مسلمانان کسب و کارش را تعطیل بکند و در خیابان حق خوردن چیزی را ندارد. ماه محرم که می‌شود هر دین و آئینی باید حرمت بقیه را نگه دارد نه عروسی بکند، نه شادی بکند نه آهنگی بگذارد. از سوی دیگر مسئله حجاب اجباری است که در فرهنگ و دین دیگران یعنی زرتشتیان و ارامنه اجباری نیست ولی باید تابع قانون دیگران باشند، این گونه مسائل سبب می‌شود ایرانی‌هایی که توانش را دارند برای برخورداری از آزادی‌های فردی و اجتماعی از ایران مهاجرت کنند."

برای اقلیت‌های دینی اما قوانین ارث و قصاص چالش برانگیزترین قوانین هستند. کوروش نیکنام می‌گوید: "این قوانین، خطرناک هستند و باعث می‌شوند که اقلیت‌های دینی در ایران، احساس امنیت نکنند و خودشان را شهروند درجه دو و سه بدانند نه شهروندانی که احساس می‌کنند زیر پوشش حکومتی هستند که به آنها پناه و امکانات می‌دهد. آنها طبیعتا ترجیح می‌دهند بروند کشورهای اروپایی و آمریکا که آزادی بدون در نظر داشتن دین وجود دارد. می‌گویند انسان که یک بار بیشتر دنیا نمی‌آید، می‌روند که زندگی کنند."

براساس ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی " کافر از مسلم ارث نمی‌برد و اگر در بین ورثه متوفای کافر مسلم باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند." در دادگاه‌های ایران، اقلیت‌های دینی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده‌اند هم مشمول این ماده قانونی قرار می‌گیرند و در قضیه ارث جزو "کفار" محسوب می‌شوند.

در قانون مجازات اسلامی برای مجازات قاتل اگر مقتول مسلمان باشد قصاص در نظر گرفته شده اما در همین قانون اگر مقتول از اقلیت‌های دینی (غیرمسلمان) باشد مجازات قاتل دیه است. از دیگر تفاوت‌ها و تبعیض‌های قانونی علیه شهروندان غیر مسلمان در ایران مسئله شهادت در دادگاه است که شهادت غیر مسلمانان، علیه مسلمانان پذیرفته نمی‌شود.

هارون یشایایی، از رهبران جامعه یهودی ایران و تهیه کننده فیلم‌های مطرحی چون هامون، ناخدا خورشید، اجاره‌نشین‌ها و هنرپیشه، به بیش از شش میلیون مهاجر ایرانی در خارج از کشور اشاره می‌کند و مهاجرت اقلیت‌های دینی از ایران را همچون مهاجرت بقیه مردم ایران می‌داند:

"بعد از انقلاب، بقیه اقلیت‌های دینی، مشکلات یهودی‌ها را نداشتند ولی علیرغم فشارها، یهودی‌ها در ایران مانده‌اند که هم به قابلیت‌های فرهنگی مردم ایران برمی‌گردد و هم به امکاناتی که دولت جمهوری اسلامی لااقل برای انجام شعائر مذهبی و دینی در اختیار اقلیت‌های دینی گذاشته. یهودیان ایران هیچ مشکلی در انجام فرایض دینی نداشته و ندارند و علیرغم فشارهایی از خارج از ایران وارد می‌شد حضور بیست هزار یهودی در ایران مهم است."

روزنامه گاردین چاپ لندن، تیر ماه ۱۳۸۶ در گزارشی اعلام کرده بود که برای خروج از ایران به ایرانیان یهودی پنج هزار پوند برای هر نفر و سی هزار پوند برای هر خانواده پیشنهاد می‌شده است؛ علاوه بر مشوق‌های دولت اسرائیل به یهودیانی که به این کشور مهاجرت می‌کنند.

واکنش چهره‌های سیاسی و اجتماعی و همین‌طور کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی به پخش گزارشی از تلویزیون ایران درباره سه زن که در اینستاگرام تصاویری از رقص خود را منتشر می‌کردند، هم‌چنان ادامه دارد.

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری ایران و نماینده او در شورای نظارت بر صدا و سیما، گفته است پخش تصاویر افراد "در حالات غیر عادی از جمله در بیمارستان، کلانتری یا بازداشتگاه، نیاز به هماهنگی میان قوه‌ی قضاییه، سازمان صداوسیما و رضایت فردی است که از او تصویربرداری می‌شود."

او گفته است شورای نظارت بر صدا و سیما می‌تواند به شکایت افراد درباره پخش تصاویر آنها در تلویزیون رسیدگی کند.

در همین حال وبسایت کلمه، نزدیک به خانواده زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، از قول خانم رهنورد نوشته است که از رئیس صدا و سیما خواسته است بابت پخش گزارشی درباره چند زن ایرانی که تصاویر رقص خودشان را در اینستاگرام منتشر می‌کردند، "از وجدان عمومی ملت ایران عذرخواهی کند."

این رئیس سابق دانشگاه الزهرا، الآن بیش از هفت سال است که همراه همسرش میرحسین موسوی، از رهبران اعتراض‌های سال ۱۳۸۸، در حصر خانگی است.

زهرا رهنورد این گزارش را "مصاحبه‌ای مخوف، چنگ‌اندازی و خراش به روح دخترکی نوجوان" و "رفتاری ضد انسانیت و ضد جوانی" توصیف کرده است.

روز شنبه تلویزیون جمهوری اسلامی گزارشی پخش کرد درباره مائده هژبری، الناز قاسمی و شاداب، زنان فعال در اینستاگرام، و در آن "اعتراف"هایی از این افراد پخش کرد.

عده زیادی از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در روزهای گذشته به پخش این "اعتراف"ها واکنش نشان داده‌اند و آن را محکوم کرده‌اند.

گروه کمپین حقوق بشر ایران هم در بیانیه ای که دوشنبه منتشر کرد نوشت: "اجبار کردن یک نوجوان به اعتراف در تلویزیون دولتی به «جرم» انتشار ویدیوهای رقص خود در اینستاگرام، بیانگر نقض آشکار آزادی بیان و نشانگر حد بی‌رحمی مقامات ایرانی در تحمیل اجبارهای فرهنگی علیه مردم ایران به شمار می‌رود."

هادی قائمی مدیرکمپین حقوق بشردر ایران گفت:‌ "حکومت ایران هیچ فضایی برای تنفس مردم ایران باقی نگذاشته است. حکومت از لباس پوشیدن مردم گرفته، تا موسیقی گوش‌کردن، فیلم دیدن، کتاب‌خواندن و همه حوزه‌های زندگی شخصی آنها را کنترل می‌کند. ولی علیرغم این فضای خفه‌کننده و تهدید کردن افراد به زندان و بازداشت، مردم همچنان به ابراز عقیده و تمرین روش‌های زندگی شخصی که خود انتخاب کرده‌اند ادامه می‌دهند و در واقع علیه چنین اجبارها و سختگیری‌هایی اعتراض می‌کنند."

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از خبرگزاری بی بی سی و براساس گزارشها از ایران قطع برق در روزهای اخیر باعث "میلیونها تومان" ضرر مرغداران گنابادی شده است. همین گزارشها حاکیست که بر اثر این قطع برق در روزهای اخیر باعث شده بیش از ۶۰۰۰ مرغ، تلف شوند.

گروهی از مرغداران گنابادی دیروز یکشنبه (۱۷ تیر ماه) با تجمع در مقابل اداره برق این شهر، مرغ‌های مرده خود را با آتش کشیدند.

میزان خسارات مرغداران گنابادی دهها میلیون تومان برآورد شده ولی هنوز رقم دقیقی از این خسارت اعلام نشده است.

میثم خدادادی یکی از مرغداران گناباد، به بی‌بی‌سی فارسی گفته است: "با قطع دو ساعته برق دیروز (شنبه ۱۶ تیر ماه) ۱۵ میلیون تومان متضرر شدم."

یکی دیگر از این مرغداران به خبرگزاری دانشجویان ایران -ایسنا- گفته است: "بر اثر قطع برق حدود بیش از ۲ هزار قطعه مرغ ۳ کیلوئی از واحد مرغداری بنده تلف شدند، آنهم زمانی که این مرغ ها آماده ورود به بازار بودند."

او گفته: "اداره برق می‌توانست یکی دو روز به ما فرصت دهد تا فکری برای مولد اضطراری داشته باشیم که متأسفانه این فرصت داده نشد."

به گفته مخاطبان بی‌بی‌سی فارسی قطع برق مراکز صنعتی و کار نکردن تهویه‌ها باعث تلفات در مرغداری‌ها شده است.

این قطع برق در روز شنبه (۱۶ تیرماه) در محور بیدخت به نجم آباد اتفاق افتاده است.

این مرغداران می‌گویند انتظار نداشته‌اند برق واحدهای تولیدی از جمله مرغداری‌ها قطع شود.

هیئت مدیره شرکت مرغداران گناباد می‌گوید پیشتر به آنها اعلام شده بود که امکان قطع برق وجود دارد ولی این شرکت در نامه‌ای از اداره برق خواسته بود که "با توجه به خسارت وارده در طول یک ماه گذشته به مرغداران کشور، حتی الامکان از قطع کردن برق مرغداری‌ها جلوگیری شود."

محمد بهشتی رئیس اداره برق گناباد قطع برق را "دستوری" خوانده که در کل ایران هم اکنون در حال اجراست و عذرخواهی کرده است.

او گفته: "برق یک منطقه قابل تفکیک نبود ولی زمان قطع برق را کم کرده‌ایم."

تلف شدن مرغ‌ها در گناباد در حالی است که مرغداران ایرانی با مشکلاتی نظیر افزایش قیمت خوراک طیور دست به گریبان هستند.

خوراک دام و طیور از جمله کالاهایی است که واردکنندگان آن ارز یارانه‌ای۳۸۰۰ تومانی دریافت می‌کنند.

این در حالی است که دیروز خبرگزاری‌های دولتی ایران از افزایش قیمت مرغ در هر کیلو به بالای ۹ هزار تومان در بازار تهران خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم قیمت هر کیلو مرغ در بازار خرده‌فروشی و برای مصرف کنندگان نهایی به ۸۹۰۰ تومان تا ۹۲۰۰ تومان در تهران افزایش یافت. خبرگزاری مهر قیمت این کالا را در مراکز خرده فروشی ۸۸۵۰ تومان اعلام کرده است.

افزایش مصرف در فصل گرما باعث قطع برق در ایران شده است.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی سفیران فرانسه و بلژیک و کاردار سفارت آلمان در تهران را در اعتراض به دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان احضار کرد. این فرد متهم به طراحی بمب‌گذاری در همایش سازمان مجاهدین در پاریس است.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، شامگاه چهارشنبه ۱۳ تیر (۴ ژوئیه) اعلام کرد که سفیران فرانسه و بلژیک و کاردار سفارت آلمان در تهران (در غیاب سفیر) به این وزارتخانه احضار شده‌اند.

قاسمی دلیل این اقدام را دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان "به درخواست فرانسه" عنوان کرد. مقام‌های قضایی بلژیک پس از دستگیری این دیپلمات در آلمان، خواستار انتقال او به بلژیک شده بودند.

"اسدالله الف" دیپلمات ۴۶ ساله ایرانی، از دیپلمات‌های فعال در سفارت جمهوری اسلامی در وین متهم به تلاش برای بمب‌گذاری نافرجام در همایش اخیر شورای ملی مقاومت وابسته به سازمان مجاهدین خلق در پاریس است.

این دیپلمات متهم است که با زوجی ایرانی‌تبار در بلژیک که در بروکسل بازداشت شده‌اند و در خودروی آنها ۵۰۰ گرم ماده منفجره قوی و حساس پروکسید استون کشف شده، ارتباط داشته است. این زوج متهم‌اند که قصد عملی کردن طرح بمب‌گذاری در همایش مجاهدین را داشته‌اند. پلیس آلمان در همین ارتباط اقدام به دستگیری این دیپلمات ایرانی کرده است.

به گفته قاسمی، عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه ایران، «در دیدار با سفیر فرانسه و کاردار آلمان مراتب اعتراض شدید جمهوری اسلامی ایران نسبت به دستگیری دیپلمات ایرانی را اعلام و با تأکید بر مصونیت دیپلمات‌ها بر اساس کنوانسیون وین، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط دیپلمات جمهوری اسلامی ایران گردید».

مقام‌های اتریش پیش‌تر از جمهوری اسلامی خواسته بودند که مصونیت دیپلماتیک "اسدالله الف." را لغو کند. دولت اتریش هم‌زمان به اطلاع مقام‌های ایران رسانده بود که این فرد به دلیل وجود حکم بازداشت اروپایی، ظرف ۴۸ ساعت موقعیت دیپلماتیک خود را از دست خواهد داد.

عباس عراقچی دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان را "سناریو و توطئه‌ای برای تخریب روابط ایران و اروپا" خواند که هم‌زمان با سفر حسن روحانی به اروپا و در آستانه اجلاس وزیران خارجه ایران و کشورهای ۱+۴ صورت گرفته و هدف آن به گفته او "تحت‌الشعاع قرار دادن اجلاس مزبور" در راستای اهداف آمریکا و اسرائیل است.

عراقچی سیاست‌های جمهوری اسلامی را "محکومیت هرگونه اقدام تروریستی" خوانده و طراحی وقایع مزبور را متوجه خود مجاهدین کرده است. او گفته است: «با توجه به اسناد و مدارک موجود، نقش گروهک منافقین در طراحی این نمایش مضحک روشن است، کما اینکه مواد انفجاری نزد دو نفر از اعضای دستگیرشده این گروهک کشف شده است».

بهرام قاسمی در بخش دیگری از سخنان شامگاه گذشته‌اش گفت: «سفیر بلژیک نیز توسط دستیار مدیرکل اروپا به وزارت امور خارجه فراخوانده شد و مراتب اعتراض کشورمان نسبت به درخواست انتقال دیپلمات مزبور از آلمان به بلژیک، به وی ابلاغ شد».

نشست مجاهدین در پاریس، دلیل احضار سفیر فرانسه

سخنگوی وزارت خارجه ایران همچنین با اشاره به احضار سفیر فرانسه در ایران از قول عراقچی گفت، با این اقدام به "حمایت" فرانسه از فعالیت‌های سازمان مجاهدین در این کشور "شدیدا" اعتراض شده است.

فرانسوا سنمو، سفیر فرانسه در تهران

به گفته قاسمی «در این احضار به سفیر تاکید شد نباید اجازه داد تا برخی جریان‌های افراطی که دارای ماهیت تروریستی هستند ـ اگر چه کوچک و بی‌ارزش ـ در پناه اصل آزادی بیان به ترویج افراط‌گرایی و تروریسم بپردازند».

سخنگوی وزارت امورخارجه افزود: «در این دیدار همچنین با اشاره به تجمع اخیر منافقین در پاریس و حضور مقامات تندرو و افراطی آمریکایی در آن، به حضور تعدادی از مقامات سابق و ایراد سخنان مداخله‌گرانه و تفرقه‌افکنانه علیه مردم ایران اعتراض شد».

دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان به اتهام تلاش برای بمب‌گذاری در پاریس، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران را در سفرش به سوئیس و اتریش در موقعیت دشواری قرار داد. روحانی که در نخستین سفر اروپایی‌اش پس از خروج آمریکا از برجام و به قصد نجات این توافق و جلب همکاری کشورهای اروپایی، به برن و وین سفر کرده بود، بایستی در دیدار خود با مقام‌های اتریشی به اتهام علیه دیپلمات خود در آن کشور پاسخ می‌داد.

سباستیان کورتس، صدراعظم اتریش، در دیدار خود با روحانی به موضوع دستگیری این دیپلمات در آلمان اشاره کرده و از ایران خواستار توضیح شده بود. گرچه روحانی در سخنان خود در برابر رسانه‌ها به پرونده دیپلمات ایرانی دستگیرشده در آلمان و زوج ایرانی دستگیرشده در بلژیک اشاره‌ای نکرده، اما صدراعظم اتریش از آمادگی جمهوری اسلامی و قول این کشور برای همکاری در جهت روشن شدن پرونده ابراز خرسندی کرده بود.

آمریکا می‌خواهد صادرات نفت ایران را "به صفر" برساند. روحانی هم با لحنی نزدیک به لحن نظامیان تلویحا تهدید به "بستن تنگه هرمز" کرده است. بهنام باوندپور در گزارش خود بررسی کرده که این تهدید تا چه حد عملی است.

اینکه بلندپایه‌ترین مقام‌های اجرایی ایران و سوئیس در "مذاکرات خصوصی" خود واقعا چه گفته‌اند معلوم نیست، اما رئیس جمهوری اسلامی در جمع برخی ایرانیان مقیم سوئیس، در واکنش به قصد ایالات متحده برای تحریم نفتی ایران، به شکلی کم‌سابقه از زبان تهدید استفاده کرد؛ تهدید هم به‌تلویح متوجه نقطه‌ای بود که نه تنها حساسیت آمریکا، بلکه حساسیت بسیاری از کشورهای منطقه و جهان را برمی‌انگیزد. بدین اعتبار حسن روحانی در قلب اروپا جهان را تهدید کرد.

آمریکا می‌خواهد تمام توان خود را برای قطع دسترسی ایران به منابع ارزی‌اش به کار بگیرد، زیرا مدعی است که این منابع صرف "حمایت از تروریسم، گسترش ناامنی در منطقه و برنامه‌های پرهزینه موشکی و هسته‌ای" جمهوری اسلامی می‌شود.

در همین راستا ایالات متحده افزون بر اعلام آغاز تحریم‌های یکجانبه‌اش علیه ایران در حوزه صنعت خودرو و تجارت فلزات گرانبها از ماه آینده (۱۳ مرداد)، تهدید کرده است که مشتریان جهانی نفت ایران بایستی تا چهار ماه دیگر (۱۳ آبان) حجم واردات خود از این کشور را به صفر برسانند، وگرنه با تحریم‌های واشنگتن روبه‌رو خواهند شد. مقام‌های آمریکایی در عین حال تأکید کرده‌اند که کالاهای ضروری به‌خصوص مواد غذایی و دارو مشمول هیچ‌گونه تحریمی نخواهند شد.


روحانی در جمع گروهی از ایرانیان مقیم سوئیس گفت: اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود. اگر شما توانستید این کار را بکنید تا نتیجه‌اش را ببینید

در چنین شرایطی روحانی در نخستین سفر اروپایی خود پس از خروج آمریکا از برجام، به جای برلین و پاریس به برن و وین رفت. هدف اصلی او از این سفر جلب حمایت کشورهای اروپایی برای همراهی نکردن با تحریم‌های در پیش ایالات متحده علیه ایران بود. در این میان حتی برخی منابع ایرانی خبر دادند که اروپا حاضر شده میزان خرید نفت خود از ایران را از حدود ۷۰۰ هزار بشکه، به یک میلیون بشکه در روز برساند.

روحانی اما در آستانه ارائه "بسته پیشنهادی" اروپا برای ایران، در جمعی غیررسمی در سوئیس با اشاره به اینکه "آمریکایی‌ها مدعی شده‌اند که می‌خواهند به طور کامل جلو صادرات نفت ایران را بگیرند"، با لحنی که تاکنون بیشتر از مقام‌های نظامی سپاه پاسداران شنیده می‌شد، ایالات متحده را تهدید کرد و گفت: «آنها معنی این حرف را نمی‌فهمند، چرا که این اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود. اگر شما توانستید این کار را بکنید تا نتیجه‌اش را ببینید».

ناظران تقریبا یک صدا این سخنان را تهدید روحانی به "بستن تنگه هرمز" تفسیر کرده‌اند. برخی تحلیلگران نیز البته در این اظهارات، تهدید به استفاده از بازوهای منطقه‌ای جمهوری اسلامی برای ضربه زدن به منافع آمریکا و مؤتلفان منطقه‌ای‌اش را می‌بینند و به امکانات ایران در یمن، به‌واسطه حوثی‌های مؤتلف تهران، اشاره می‌کنند.

روحانی همچنین زمانی زبان تهدید را برگزیده است که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به صراحت آمادگی خود برای افزایش تولید نفت به قصد جبران کمبود نفت ناشی از تحریم ایران را اعلام کرده‌اند. همراهی اخیر روسیه با عربستان در راستای حمایت از افزایش تولید نفت نیز بر نگرانی‌های ایران افزوده است. رسانه‌های آمریکایی حتی در این میان از "توافق" واشنگتن و مسکو برای جبران کمبود نفت ناشی از تحریم ایران گزارش داده‌اند.

به نظر می‌رسد که رئیس جمهوری "معتدل" ایران، مطلع از تحولات مزبور، خواسته است با توجه به همین "توافق جهانی"، پیامی دیگر را به جهانیان بدهد؛ پیامی که البته تجربه تاریخی دست‌کم سه دهه را از سر گذرانده است.

تجربه تاریخی و نتیجه عملی

جمهوری اسلامی در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق بارها تهدید به "بستن تنگه هرمز" به روی کشورهای جهان کرد؛ تهدیدی که هم‌زمان بود با نبرد دریایی میان دو کشور و سرایت آن به متحدان آنان، "جنگ نفتکش‌ها" لقب گرفت. این تهدید اما عملی نشد و با ایجاد راهرویی آبی میان خلیج فارس و دریای عمان توسط ناوگان‌های آمریکایی، تنها به تثبیت حضور نظامی آمریکا و متحدان‌اش در آبهای منطقه زیر عنوان اسکورت نفتکش‌ها انجامید.

تهدید "بستن تنگه هرمز" نقش مهمی در پذیرش صلح با بغداد از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی داشت. در شرایط "ناامنی" و نه حتی بسته شدن این تنگه آبی بود که عراق و آمریکا پایانه نفتی خارک را در روز ۲۵ اردیبهشت ۶۷ بمباران و کاملا منهدم کردند. و باز هم در همین شرایط ناامنی بود که هواپیمای مسافربری ایران‌ایر با ۲۹۰ سرنشین در روز ۱۲ تیرماه ۶۷ هدف موشک نیروی دریایی آمریکا قرار گرفت و سقوط کرد. روح‌الله خمینی که همواره شعار "جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم" می‌داد، حدود دو ماه پس از بمباران خارک و ۱۷ روز پس از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی، از "نوشیدن جام زهر" سخن گفت و قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفت.

پایان جنگ ایران و عراق همراه بود با سپردن تهدید بستن تنگه هرمز به بایگانی؛ تا هنگامی که این پرونده دوباره در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد از بایگانی خارج شود. اما تهدیدهای این دوره هم از قدرت‌نمایی‌ها و مزاحمت‌های مقطعی قایق‌های سپاه برای نفتکش‌ها یا ناوهای آمریکایی فراتر نرفت.

محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهور وقت، دی‌ماه سال ۱۳۹۰ گفته بود: «اگر بنا باشد نفت ایران را تحریم کنند، یک قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد». سپس فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از جمله محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه، حسین سلامی جانشین فرمانده کل و علی فدوی فرمانده نیروی دریایی این نیروی مسلح نیز همین تهدید را تکرار کردند. سردار جعفری با اشاره به "گزینه" بستن تنگه هرمز گفته است: «با توجه به موقعیت استراتژیک تنگه هرمز، این موضوع هیچ‌وقت از دستور کار ما خارج نمی‌شود». در دوران احمدی‌نژاد ارتش و سپاه در تنگه هرمز مانور نظامی هم ترتیب دادند و حتی "نحوه بستن" این تنگه را هم تمرین کردند.

تحرکات قایق‌های سپاه در خلیج فارس در کنار تهدید به "بستن تنگه هرمز"، از یک‌سو در خدمت تبلیغات علیه جمهوری اسلامی به عنوان "ناامن‌کننده منطقه" قرار گرفت و برگ برنده‌ای شد در دست آمریکا برای توجیه هراس جامعه جهانی از ایران و از سوی دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را بر آن داشت تا به دنبال راه‌های دیگر و مطمئن‌تری برای صادرات نفت و گاز خود باشند.

عربستان و امارات در این میان به قصد رهایی از وابستگی به تنگه هرمز، هر یک چاره‌ای اندیشیدند. اولی برای صادرات نفت خود خط لوله‌ای به سوی دریای سرخ کشید و دومی خط لوله‌ای را تا بندر فجیره در کرانه دریای عمان احداث کرد. خط لوله به فجیره که در سال ۲۰۱۶ میلادی عملیاتی شد، امکان انتقال ۷۰ درصد از نفت امارات را به بازارهای بین‌المللی دارد. حاکم فجیره، یکی از هفت امارت تشکیل‌دهنده امارات متحده عربی، با اشاره به احداث همین خط لوله بود که دسامبر ۲۰۱۶ گفت: «تهدید به بستن تنگه هرمز به تاریخ پیوست».

در عین حال آمریکا همواره اعلام کرده است که بسته شدن تنگه هرمز را هرگز تحمل نخواهد کرد. این تنها سیاست دولت ترامپ نیست. دولت اوباما نیز امنیت تنگه هرمز را از "خطوط قرمز" خود خوانده بود.

نسبت "مطالبات" و "گزینه‌ها"

با توجه به چنین پس‌زمینه‌ای، آویختن روحانی به زبان تهدید سپاهیانی چون جعفری و سلامی پرسش‌برانگیز است. ابراهیم متقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با روزنامه "دنیای اقتصاد" با اشاره به اینکه "شرایط کنونی جامعه ایران این تهدید و مخاطره را نمی‌طلبد"، اظهارات تهدیدآمیز روحانی را بیشتر "آماده کردن زمینه‌های دیپلماسی" دانسته است. او تهدید به کار گرفته شده توسط روحانی را با تهدیدهای رئیس جمهور و وزیر خارجه آمریکا مقایسه کرده که به گفته او، "روی دیگر" تهدیدشان "دیپلماسی و فراهم شدن زمینه‌های گفت‌وگو" بوده است.

اما نوذر شفیعی، تحلیلگر سیاسی و نماینده پیشین مجلس، با اشاره به اینکه "سیاست خارجی "عرصه مبادله پیام‌هاست"، اظهارات اخیر روحانی را "رونمایی از ابزار قدرت" توسط او می‌داند: «در مقطع فعلی طرفین باقی‌مانده در برجام هر گزینه‌ای که دارند را روی میز می‌گذارند».

مهدی مطهرنیا حتی ظن آن دارد که سفر روحانی به سوئیس، با توجه به اینکه این کشور حافظ منافع ایالات متحده در ایران است، "گفت‌وگوی نیابتی با آمریکا باشد". این کارشناس روابط بین‌الملل نیز سخنان اخیر روحانی را "به احتمال زیاد تهدیدی از سوی ایران برای بستن تنگه هرمز" می‌داند، اما معتقد است که این تهدید "بیشتر رقبای آمریکا" و به بیانی دیگر متحدان بالقوه ایران را تحت فشار قرار می‌دهد.

محمدجواد روح، روزنامه‌نگار و تحلیلگر نیز طی یادداشتی در کانال تلگرامی خود به اظهارات اخیر روحانی پرداخته و معنای آن را کاملا "روشن" دانسته است: «همان منطقی که در دوران جنگ هم به کار رفت و در دوران شدت گرفتن تحریم‌های هسته‌ای هم تلاش شد به کار رود؛ بستن تنگه هرمز بر روی نفتکش‌های حامل نفت عربستان، عراق، کویت و امارات». او سپس نوشته است: «هر دو تجربه خیلی زود شکست خورد و حتی می‌توان گفت به ضد خود تبدیل شد».

این روزنامه‌نگار پس از توضیح مشروح پیشینه تهدید به "بستن تنگه هرمز" در ایران، نتیجه گرفته است: «نه تجربه دوران جنگ و نه تجربه دوران پرونده هسته‌ای نشان نمی‌دهد که تهدید (و یا اقدام) ایران برای بستن تنگه هرمز، موجب تضعیف موقعیت آمریکا و یا متحدان منطقه‌ای آن می‌شود؛ بلکه بالعکس، بر مشروعیت بین‌المللی اقدامات آمریکا علیه ایران (چه در شکل حضور نظامی در آب‌های خلیج فارس و چه در شکل ایجاد اجماع جهانی برای تحریم ایران) می‌افزاید».

آقای روح ادامه داده است: «گفتارهای اخیر حسن روحانی که نشانه‌هایی از همراه شدن او با جریان مخالف برجام را بروز می‌دهد، این نگرانی را ایجاد می‌کند که رییس‌جمهور همچون عرصه سیاست داخلی و اقتصاد که هر روز شاهد اتخاذ سیاست‌های غیرمنطقی و متناقض دولت او هستیم، در عرصه سیاست خارجی هم، از جاده منطق و خرد دور شده است».

این روزنامه‌نگار در نهایت نتیجه می‌گیرد که «اگر تحریم نباشیم، تنها ارتباطمان با دنیا فروش حداکثر دو میلیون بشکه نفت است و اگر تحریم باشیم، ابزاری جز تهدید به بستن تنگه هرمز برای مقابله و واکنش نداریم. توهمات و شعارها را کنار بگذاریم. ما این هستیم؛ کشوری با دست‌های خالی و دست‌هایی رو شده برای دیگران. به همین خاطر، فارغ از اینکه رییس دولت چه کسی باشد، با حرف‌ها و تهدیدهای تکراری به مصاف می‌رویم. نتیجه این نبرد، پیشاپیش روشن است...».

گذشته از موضع شفاف محمدجواد روح در عدمتأثیر و حتی نتیجه معکوس تهدید به "بستن تنگه هرمز"، در دیگر نظرات هم چه موافق چه مخالف، آنچه همچون حقیقتی پنهان جلوه می‌کند این است که گویا جمهوری اسلامی تنها گزینه خود برای مقابله با تحریم‌های آمریکا را تهدید به ایجاد ناامنی می‌داند؛ حال چه تهدید به ایجاد ناامنی برای امتیازگیری در مذاکرات احتمالی باشد و چه تهدید به قصد قدرت‌نمایی و وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی.

از سوی دیگر، به‌خصوص با توجه به رشد تردیدهای جدی در ایران در رابطه با توفیق سیاست "نگاه به شرق" و "ناکامی" نزدیکی به روسیه و چین، جمهوری اسلامی دیگر جز بیان "مطالبات" خود از اروپا، نمی‌تواند مدعی داشتن "گزینه‌ای" واقعی و عملی در برابر تحریم‌های در پیش ایالات متحده باشد.

گزارش‌های شاهدان عینی از وقوع مواردی از تیراندازی در شهر خرمشهر در استان خوزستان حکایت دارد. به گقته بعضی شهروندان در بعضی از مناطق شهر هم , صدای تیر به گوش می‌رسد.

گزارش‌های رسیده دست‌کم تایید می‌کند که صدای تیراندازی در چهارراه مطهری خرمشهر شنیده شده است.

در تصاویر پیداست که گاز اشک‌آور هم شلیک شده است.

تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن یک نفر روز زمین افتاده و افراد داخل تصویر می‌گویند او کشته شده است. اما ولی‌الله حیاتی، فرماندار خرمشهر این موضوع را تکذیب کرده و گفته پنج نفر "به طور سطحی" زخمی شده‌اند.

فعالان عرب هم از زخمی‌شدن عده‌ای در درگیری‌های شنبه‌ شب نهم تیرماه و کشته شدن یک نفر خبر داده‌اند.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از خبرگذاری ایرانا آتش‌سوزی در تاسیسات پتروشیمی آبادان تلفاتی برجای گذاشته است.

صبح روز پنجشنبه، ٧ تیر (٢٨ ژوئن)، خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - به نقل از رئیس آتش‌نشانی شهرستان آبادان گزارش کرد که نیمه شب گذشته واحد شماره ٦٠٠ پتروشیمی آبادان دچار آتش‌سوزی شد و تمامی نیروهای امداد آبادان برای خاموش کردن آتش به محل اعزام شدند..

وی گفته است که در این حادثه، ٦ نفر مصدوم شده و به بیمارستان نفت آبادان انتقال یافته‌ا‌ند.

خبرگزاری ایلنا از وقوع انفجار در این تاسیسات خبر داده و به نقل از مسئول روابط عمومی پتروشیمی آبداتن گفته است که "یکی از نیروهای پتروشیمی" در این حادثه جان خود را از دست داد و شش تن دیگر زخمی شدند.

وی گفته است که به استثنای یک نفر که ترتیب اعزام او به تهران داده شده است، حال سایر مصدومان وخیم نیست. او گفته است که آتش مهار شده است.

خبرگزاری ایسنا به نقل از مرکز فوریت‌های پزشکی استان خوزستان کشته شدن یک نفر را تایید کرده و گفته است که در این حادثه ١٨ تن دیگر آسیب دیدند که اکثر آنان به طور سرپایی درمان شدند.

پتروشیمی آبادان در اجرای سیاست کاهش وابستگی صادراتی ایران به نفت خام و تنوع بخشیدن به صادرات کشور طراحی شد، در سال ١٣٤٨ به بهره‌برداری رسید و در سال‌های پیش از انقلاب توسعه یافت.

فعالیت این واحد صنعتی بعد از انقلاب نیز کمابیش ادامه داشت اما در جریان جنگ ایران و عراق به شدت آسیب دید هرچند بعدها بازسازی شد.

سخنگوی دولت می‌گوید بانک مرکزی آن قدر ارز ندارد که مردم همه ریال‌هایشان را بدهند و دلار و سکه بخرند. یک اقتصاددان می‌گوید قیمت دلار به بالای ۱۰هزار تومان خواهد رسید و پس از تشدید تحریم‌ها شاهد نوسانات بیشتر خواهد بود.

سخنگوی دولت حسن روحانی گفته است که دولت قطعا این مقدار دلار ندارد که مردم همه ریال‌هایشان را به ارز و سکه تبدیل کنند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمدباقر نوبخت گفته است با اینکه ایران درآمدهای ارزی به قدر کافی دارد، اما نمی‌تواند پاسخگوی "اشتیاق مردم" به خرید ارز باشد. او افزود که ایران حدود ۵۳ ــ ۵۲ میلیارد دلار از منابع فروش نفت و حدود ۴۵ میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی درآمد دارد.

به گفته‌ی سخنگوی دولت: «ما از بخش صادرات نفتی و غیرنفتی در مجموع حدود ۹۵ میلیارد دلار درآمد‌ها یا دریافت‌های ارزی داریم، در حالی که مصارف ما که عمدتاً در بخش واردات است از ۷۵ تا ۷۶ میلیارد دلار بیشتر نیست.

اشتیاق مردم به خرید ارز و سکه

نوبخت یادآور شد: واردات کالا هیچ وقت فراتر از ۴۷ تا ۵۰ میلیارد دلار نرفته است، اگر حدود ۲۰ میلیارد دلار واردات خدمات را هم اضافه کنیم، واردات ما از ۷۵ تا ۷۶ میلیارد دلار بیشتر نیست.

سخنگوی دولت درباره کمبود ارز در بازار گفت با اینکه منابع ارزی ایران از مصارف بیشتر است، "اما مشکلی که وجود دارد و در ۵ تا ۶ هفته گذشته شدت گرفت، یک اشتیاق و گرایش برای تبدیل موجودی ریال به ارز بوده است".

با توجه به اینکه بسیاری به دلیل وضعیت شکننده اقتصادی و پیامدهای ناشی از تحریم‌های آمریکا تلاش می‌کنند سرمایه‌های خود را به ارز تبدیل کرده واز کشور خارج کنند، نوبخت اذعان کرد: «ما برای خدمات و کالا‌ها ارز داریم، اما اینکه بتوانیم نوعی سرمایه خارج از کشور را تأمین کنیم ارز نداریم، و باید واقعیت را به مردم بگوییم این مقدار در توانایی ما نیست».

چهار عامل نوسانات ارزی

بر اساس پیش‌بینی یک اقتصاددان، قیمت دلار به احتمال بسیار به بالای ۱۰هزار تومان خواهد رسید. او می‌گوید در صورت تشدید تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی، قیمت ارز دچار نوسانات بیشتری نیز خواهد شد.

قاسم نوروزی، اقتصاددان و استاد دانشگاه قائم‌شهر معتقد است که چهار عامل دولت، رفتار بازار، رفتار روانی مردم و تراز تجاری کشور از علل این نوسانات ارزی است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، نوروزی با اشاره به این‌که دولت‌ها برای کاهش کسری بودجه دست به افزایش قیمت دلار زده تا با فروش ذخایر ارزی خود در بازار بتوانند بخشی از کمبود بودجه را جبران کنند.

او افزود: رفتار بازار به شکل سوداگری، بورس بازی و سفته بازی دلیل دوم افزایش قیمت ارز است.

عامل سوم اینکه: وقتی بازاری پر رونق شود بازاریان، تجار و مردم نقدینگی خود را به آن سمت برده و در آن بازار تزریق می‌کنند و زمانی که نقدینگی به آن بازار وارد شود قیمت آن کالا بالا رفته و این عامل سبب کمبود دلار می‌شود که نهایتا باعث برهم زدن تناسب عرضه و تقاضا و بالارفتن قیمت دلار خواهد شد.

این اقتصاددان رفتار روانی مردم متاثر از تورم و افزایش قیمت‌ها را به عنوان سومین عامل و تاثیرگذارترین آن نام برده می‌گوید: «مردم و سرمایه‌گذاران با پیش‌بینی این‌که اگر کالایی را که دچار افزایش قیمت شده، نخرند قیمت آن بالاتر می‌رود به آن هجوم برده و برای کسب سود بیشتر یا جلوگیری از ضرر حاصله باعث افزایش قیمت آن کالا می‌شوند؛ نمونه بارز آن در مورد خودرو و بازار روانی و هجوم مردم برای خرید آن به عینه وجود دارد.»

نوروزی درباره عامل چهارم افزایش قیمت ارز را تراز تجاری کشور می‌داند و می‌گوید: «تراز تجاری یعنی هزینه‌های وارداتی و درآمدهای صادراتی که هرچه هزینه بیشتر از درآمد باشد منجر به کاهش ذخایر ارزی کشور شده و در نتیجه قدرت کنترل بازار ارز از دست خواهد رفت که این موضوع منتج به بی ارزش شدن پول ملی می‌شود.»

بسیاری از کارشناسان فراتر از عوامل فوق، بحران در مناسبات بین‌المللی ایران را یک عامل عمده در تنش‌ها در بازار اقتصادی ایران، از جمله بازار ارز می‌دانند.

به‌ویژه خروج آمریکا از برجام و اثرات روانی تحریم‌هایی که در راه هستند، بخش‌های بزرگی از جامعه ایران را نسبت به چشم‌اندازهای اقتصادی نگران کرده و نقدینگی آنها را به سوی بازار ارز و سکه سوق داده است. خروج فزاینده‌ی سرمایه از کشور نیز از دیگر پیامدهای این نگرانی است.

ترفندهای جدید در معاملات قاچاقی

معاملات قاچاقی ارز بسیار بالاتر از قیمت ارز رسمی است. تعداد زیادی از دلال‌ها این روزها از طریق معاملات تلفنی، دلار و یورو را با قیمت فضایی و به صورت قاچاقی خرید و فروش می‌کنند.

به گزارش تسنیم، تعداد زیادی از این دلال‌ها دلار را از مردم با قیمتی کمتر می‌خرند و همان لحظه با قیمت بالاتر و به‌صورت تلفنی می‌فروشند؛ ارز را هم البته با پیک موتوری به دست خریدار می‌رسانند.

تسنیم می‌افزاید، این تمام کارهای دلال‌های خیابان فردوسی نیست؛ دلال‌ها می‌گویند این روزها کاسبی‌شان فقط از طریق تبدیل کردن ارز مسافران خارجی به ریال می‌چرخد.

یکی از آنها که در نزدیکی ساختمان بانک مرکزی در خیابان فردوسی ایستاده گفته است: "مسافران خارجی برای بازدید موزه ملی حاضرند یورو را با قیمت ۹۵۰۰ تومان تبدیل کنند."

صفحه1 از14
Go to top