آتش‌سوزی در یک قهوه‌خانه در بازار کیان اهواز دست‌کم ۱۱ کشته و چندین مصدوم بر جای گذاشت. به گفته فرمانده انتظامی اهواز، مظنون این حادثه دستگیر شده و "به سرعت به آتش زدن این قهوه‌خانه اعتراف" کرده است.

در پی آتش‌سوزی در یک قهوه‌خانه در بازار کیان اهواز در بامداد روز سه‌شنبه (۱۴ فروردین/ آوریل) دست‌کم ۱۱ نفر جان خود را از دست دادند و چندین نفر مصدوم شدند.

به گفته محمد صفری، فرمانده انتظامی اهواز، عامل احتمالی این حادثه دستگیر شده و "به سرعت به آتش زدن این قهوه‌خانه اعتراف" کرده است. سرهنگ صفری یک جوان ۱۷ ساله را عامل آتش‌سوزی معرفی کرده است.

خبرگزاری مهر به نقل از سرهنگ صفری نوشته است: «فرد دستگیرشده یک جوان ۱۷ ساله است که به علت اختلاف با مدیر قهوه‌خانه که شوهرخاله وی به شمار می‌رود، دست به این اقدام زده است».

محمد صفری به خبرگزاری مهر گفته است: «متهم بعد از دستگیری به اقدام جنون‌آمیز خود اعتراف کرده است و بازسازی صحنه جرم نیز در محل در صبح امروز انجام شده است».

به گزارش مهر، کارآگاهان پلیس آگاهی پس از بررسی محل حادثه و انجام تحقیقات میدانی، یک نفر با هویت "م – م" را به عنوان مظنون اصلی آتش‌سوزی "در کمتر از چهار ساعت" شناسایی و او را "با هماهنگی مرجع قضایی در یک عملیات ضربتی در مخفیگاهش" دستگیر کرده‌اند.

به گفته مجتبی خالدی، سخنگوی اورژانس ایران، آتش‌سوزی در قهوه‌خانه "نوارس" خیابان کیان اهواز ساعت یک و ۵ دقیقه بامداد سه‌شنبه به اورژانس گزارش شده است.

خبرگزاری ایسنا پیش‌تر به نقل از کانال تلگرامی رسمی سازمان اورژانس ایران، شمار مصدومان این حادثه را ۱۴ نفر اعلام کرده بود. سخنگوی اورژانس ایران نیز وضعیت برخی از مصدومانی را که به بیمارستان منتقل شده‌اند "وخیم" عنوان کرده بود.

مقام‌های محلی پیش‌تر نیز از احتمال "عمدی" بودن حادثه خبر داده و علت آن را "اختلافات شخصی" عنوان کرده بودند.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل  از دویچه وله فارسی پلیس تهران اعتراض به حجاب اجباری را مصداق "فحشا و فساد" تعریف کرده است. در متن پلیس به این سوال منتقدان پاسخی داده نشده که بر اساس کدام قانون به هل‌دادن و پرتاب خطرناک زن از بلندی اقدام کرده است.

پلیس پایتخت نسبت به انتشار ویدئوی برخورد پلیس با دختری که اقدام به مخالفت با حجاب اجباری کرده بود، واکنش نشان داد. در این ویدئو که در روز چهارشنبه (۲۲ فوریه/ ۳ اسفند) ضبط شده، زنی به سبک "دختران خیابان انقلاب" بالای یک جعبه تقسیم مخابرات رفته و روسری خود را در مخالفت با حجاب اجباری سر چوبی آویزان کرده و آن را تکان می‌دهد.

پلیس ابتدا از او می‌خواهد که پایین بیاید. زن جرم خود را می‌پرسد. پلیس به او اتهام اخلال در نظم عمومی می‌زند و دست آخر به گونه‌ای خشونت‌بار و خطرناک او را از روی جعبه تقسیم به پایین پرتاب می‌کند. این اقدام پلیس واکنش‌های انتقادی بسیاری در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.

روز جمعه، نیروی انتظامی در کانال تلگرامی منتسب به خود "اتهامی" ورای بی‌حجاب ظاهرشدن در انظار عمومی به زن نسبت داده و او را به "‌تشویق به بی‌حجابی" متهم کرده است.  

پلیس در کانال خود نوشته: «تردد و حاضر شدن در معابر و انظار عمومی بدون حجاب شرعی مشمول تبصره ماده ۶۳۸ قانون تعزیرات است که تا دو ماه حبس داشته و قابل تبدیل به مجازات جایگزین حبس بوده و حبس اعمال نمی‌شود. لکن تشویق مردم به نداشتن حجاب مشمول بند دوم ماده ۶۳۹ خواهد بود که یک تا ده سال حبس دارد و قابل تبدیل به مجازات جایگزین حبس نیست.»

ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی ناظر بر اعمال کیفر نسبت به اشاعه فساد و فحشا در جامعه است. در این ماده آمده است: «افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم میشوند و در مورد بند «‌الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر‌دادگاه بسته خواهد شد:
‌الف – کسی که مرکز فساد یا فحشا دایر یا اداره کند
ب – کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید.»

به این ترتیب پلیس تهران در اقدامی بی‌سابقه در مقام تفسیر قانون برآمده و مخالفت با حجاب اجباری را مصداق "فحشا و فساد" تعریف کرده است. باید دید که این گونه تهدیدات تا چه حد مانع ادامه اشکال تازه اعتراض به حجاب اجباری می‌شود.

در متن منتشرشده در کانال تلگرامی پلیس تهران سپس گفته می‌شود که «شکستن قانون درهمه جای دنیا مواجهه پلیس را در پی دارد و اگر در نیروی انتظامی با جرم مشهود مقابله نکند خود مرتکب جرم و تخلف شده و قابل پیگرد قانونی است.»

در متن پلیس به این سوال منتقدان پاسخی داده نشده که بر اساس کدام قانون به هل‌دادن و پرتاب خطرناک زن از بلندی اقدام کرده است.

طبق گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از سازمان حقوق بشر ایران، چهارم اسفند ۱۳۹۶: حجت‌الاسلام علی خورشیدی، رئیس دادگستری شهرستان استهبان، در خطبه‌های نماز جمعه امروز استهبان گفت که دستگاه قضا در جمهوری اسلامی نمی‌تواند چند هزار معترض را بازداشت کند و به گفته او، از آن‌ها ضد انقلاب بسازد. او همچنین از برخورد قاطع سیستم قضایی جمهوری اسلامی خبر داد و اعلام کرد که در زندان‌ها هر روز حکم شلاق اجرا می‌شود و به زودی حکم قطع دست چهار زندانی اجرا می‌شود.

محمود امیری مقدم، سخن‌گوی سازمان حقوق بشر ایران در رابطه با اظهارات این مقام قضایی، گفت: «هدف از اجرای مجازات‌های قرون وسطایی شلاق و قطع عضو در ملاء عام، ایجاد وحشت برای مقابله با اعتراض‌‌های مدنی است. در آستانه اجلاس شورای حقوق بشر، از جامعه جهانی می‌خواهیم که برای جلوگیری از اجرای احکام قرون وسطایی در ملاء عام توسط حکومت ایران اقدام کنند.»

حجت‌الاسلام علی خورشیدی در سخنان روز جمعه خود گفت: «حجاب، حجاب زهرایی‌ست؛ شرع، شرع حضرت زهراست. به این راحتی به دست نیامده که شما بخواهید یک شبه حجاب را تغییر دهید... برخورد دستگاه قضا را عرض کنم. قرار نیست دستگاه قضایی با هر موردی برخورد کند. اگر قرار باشد دو هزار نفر در استهبان حرف‌های ضد نظام و ضد شریعت و ضد دین بزنند، هر دو هزار نفر را بخواهیم بازداشت کنیم، چه باید بکنیم؟»

وی افزود: «خیلی از شما در بعضی از این کانال‌های تلگرامی و واتس‌اپ و فضای مجازی عضو هستید، چرا سکوت می‌کنید؟ چرا همانجا جواب نمی‌دهید؟ چرا موضع انقلابی خود را اعلام نمی‌کنید؟ انتظار دارید فقط دستگاه قضا بگیرد و بببندد و ضد نظام درست کند؟ با هر زندان رفتن یک ضد نظام درست می‌شود. آیا شما نمی‌توانید از باب امر به معروف و نهی از منکر تذکر بدهید؟ چرا! شما وظیفه دارید.»

رئیس دادگستری شهرستان استهبان افزود: «دستگاه قضا با اقتدار تمام برخورد قانونی خود را خواهد داشت… خواهران آمدند دادگستری، تجمعی داشتند. چندین شکایت از طرف خواهران و مردم شهیدپرور مطرح شد. در دادگستری هست. خواهران گفتنند می‌خواهیم تظاهرات داشته باشیم در خصوص حجاب. [اما] من از دادستان محترم تقاضا می‌کنم اگر کسی تظاهرات یا راه‌پیمایی داشته باشد دستگیر کنند! چرا؟ چون در این تجمعات کسانی که بخواهند سوءاستفاده کنند، سوءاستفاده خود را خواهند کرد… ما گفتیم تظاهرات نه! الان موقعش نیست.»

این مقام قضایی همچنین گفت: «در خصوص کسانی که در فضای مجازی… چهار الی پنج پرونده تشکیل شده، حکم جلب دو نفر صادر شده… این‌طور نیست که ما ساکت بنشینیم اما قرار نیست هر می‌گذرد، اعلام کنیم. ما در زمان اخیر احکام خوبی داشتیم. الان حکم قطع دست چهار نفر صادر شده که به زودی [اجرا می‌شود]. حالا آقای دادستان زحمت می‌کشند و در حال رایزنی هستند که آیا حکم قطع دست را در ملاءعام صادر کنیم یا در دادگستری. این احکام خوبی است. در خصوص شعارنویسی، ما برخورد کردیم. سپاه بزرگوار زحمت کشیدند دستگیر کردند، پرونده‌اش تشکیل شد و با پرونده رفت شیراز. در خصوص ری‌ستارت دو نفر دستگیر شدند، پرونده تشکیل شد و رفته دادگاه انقلاب شیراز برای صدور حکم.»

او در مورد درگیری اخیر دراویش گنابادی با مأموران انتظامی در تهران، گفت: «در خصوص جریان اخیر تهران، یک نفر در استهبان عضوگیری می‌کرد که بعضی از آقایان فرقه [دراویش] اگر در تهران نیاز شد این‌ها را اعزام کند. این دستگیر شده و در زندان است و پرونده‌اش در حال رسیدگی است.»

خورشیدی تصریح کرد: «در طول روز، هیچ روزی نیست که در دادگستری اجرای شلاق نداشته باشیم... این نیست که ما ساکت نشسته باشیم اما این‌که هر روز هم بیاییم در ملاءعام اعلام کنیم که چه می‌کنیم، مقدور نیست.»

او گفت که اجازه هیچ‌گونه تجمع را نخواهد داد و تأکید کرد: «انتظار دارم از مردم، به جهت حفظ نظم و امنیت عمومی که خدای نکرده شیشه مغازه کسی نشکند، موتوری آتش زده نشود، اتفاقی نیافتد، چون در این تجمعات ما خیلی خیری ندیدیم؛ شخصی، فردی، تجمع به هیچ عنوان!»

خبرگزاری‌ها در ایران از بارندگی شدید و تعطیلی مدرسه‌های شهر سرپل ذهاب در منطقه زلزله‌زده کرمانشاه خبر داده‌اند.

بارش سنگین باران در غرب ایران باعث نفوذ آب به چادر زلزله‌زدگان و تخریب وسایل شهروندان زلزله‌زده شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس اداره آموزش و پرورش سرپل ذهاب، مدرسه‌های نوبت عصر در این شهر را امروز شنبه ۲۸ بهمن ماه، به علت آبگرفتگی تعطیل اعلام کرده بود.

زلزله کرمانشاه در ۲۱ آبان ماه، با بزرگی ۷.۳ درجه بیش از ۴۰۰ کشته بر جا گذاشت. ده‌ها هزار نفر هم سرپناه خود را از دست دادند.

با گذشت سه ماه از آن زلزله و هشدارها درباره خطرات سرما و سیل، هنوز تعداد زیادی از خانواده‌ها زیر چادر زندگی می‌کنند و از کمبود امکانات رنج می‌برند.

شماری از کودکان زلزله‌زده در چند هفته گذشته بر اثر بیماری‌های ناشی از سرما جان داده‌اند.

فضا دست کمی از روزهای اول پس از وقوع زمین لرزه ندارد. درست مثل ساعت های اولیه که هوا رو به تاریکی می‌رفت و مردم در کنار پیاده‌رو و یا فضاهای سبز آتش‌هایی کوچک و بی‌جان روشن می‌کردند؛ شوکه و آرام بودند، اما به محض دیدن ماشین‌های حمل چادر به سمت آن هجوم می‌بردند، صدای آب در تمام شهر شنیده می‌شد، لوله‌های آب ترکیده، صدای گریه بچه‌ها و فریادهایی منقطع در بیمارستان تخریب شده شهر که در فضای باز آن تنها یک چادر وجود داشت با میزی بزرگ که پر از داروهایی بدون نظم و ترتیب بود و زنی در کنار میز در آن سرمای استخوان سوز که با تاریکی بیشتر هم می‌شد از درد به خود می‌پیچید؛ درست مثل الان، سه ماه بعد از حادثه که مردم همچنان از درد به خود می‌پیچند، با مشکلاتی به مراتب بیشتر، با بیماری‌هایی واگیردار که منطقه را به شکلی تب‌دار جلوه می‌دهد.

همه چیز مثل روزهای اول است؛ مردم با کنسرو روز را به شب می‌رسانند، کودکان دچار سوتغذیه شده‌اند، وضعیت بهداشتی بحرانی شده است و کودکی ۸ ساله در جواب سوالم که چند بار حمام رفته است، می‌گوید: «چار بار خاله.» یک حمام برای ۱۰ خانوار اگر هم شانس بیاورند، ۵ خانوار از یک سرویس بهداشتی استفاده می‌کنند.

از بیمارستان صحرایی خبری نیست، نوزادان در صف ویزیت اندک متخصصان اطفال حاضر در مناطق هستند؛ تازه اگر شانس بیاورند و در سرپلذهاب باشند، وضعیت روستاها که بماند؛ منهای رفت و آمد مردم در روزهای اول و بارقه های امیدی که در دل مردم در همان روزها ایجاد شد؛ شباهتی به منطقه‌ای ندارد که به سمت ساخت و ساز برود. بیشتر ویرانی است و ناامیدی عمیقی که در عمق رفتار مردم مشاهده می‌شود، حتی از شوک و آرامش روزهای اول هم خبری نیست، آنها با واقعیت مواجه شده و عصبانی هستند تا جایی که به محض ورود تریلی و یا کامیون های مخصوص حمل کانکس های مسکونی و سرویس بهداشتی که به جرات می‌توان گفت بیشترین آن کمک‌های مردمی هستند، بی محابا به سمت آن خیز برمی‌دارند و با فریاد کمترین حق خود را می‌خواهند؛ بهداشت!

برخی از نیروهای حاضر در منطقه به مردمی که برای کمک آمده‌اند، اصرار می‌کنند که کانکس‌ها به آنها تحویل داده شود، تا کار توزیع را خودشان بین مردم انجام دهند. در یکی از روستاهای دشت ذهاب به تازگی کار ساخت سرویس بهداشتی آغاز شده که شباهتی به سرویس های بهداشتی مرسوم ندارد، دیوارهای کوتاه و ساخته شده از بلوک که به یک باد بند است؛ بدون در و پیکر! تنها پاسخ به این سوال که آیا این سرویس ها واقعا معقولانه ساخته شده یا خیر، این است که “بالاخره تکمیل می‌شود”. نیروهای حاضر در منطقه در پاسخ به این سوال که آیا بعد از سه ماه شروع به ساخت سرویس بهداشتی آن هم با توجه به اینکه متوسط ۱۰ خانوار از یک سرویس استفاده می‌کنند، کمی دیر نیست؟ تنها “سکوت” می‌کنند.

دانش‌آموزان روزی سه ساعت به مدرسه می‌روند آن هم در صورتی که هوا سرد نباشد، بدون وسایل گرم ‌کننده توان درس خواندن ندارند، بعضی از خانواده ها ترجیح می‌دهند که بچه‌ها در چادرها درس بخوانند تا از بیماری های واگیردار در امان باشند؛ آنهایی هم که به مدرسه می‌روند وضعیت مناسبی ندارند، از دفتر و مداد خبری نیست؛ مشخص نیست که اگر سازمان‌های مردم نهاد در منطقه حضور جدی نداشتند وضعیت تا چه اندازه وخیم‌ و بحرانی‌تر می‌شد. دانش آموزان بعد از مدرسه در کنار چادرها راه می‌روند یا روی آوارها جایی پیدا می‌کنند برای حرف زدن از روزهایی دور، هرکدام از آنها سقفی داشتند و دلخوش به آن، لااقل محرومیت هنوز به دیوارهای خانه آنها نفوذ نکرده بود، حداقل از گزند سرمای استخوان سوز بخصوص در ساعت های پایانی روز در امان بودند.

همه چیز درهم ریخته و پیچیده است، آوار زلزله از تیر آهن، گچ وآجر تغییر ماهیت داده و جای خود را به مشکلات عفونی زنان، سرماخوردگی‌های سخت، مشکلات عدیده زنان باردار، بیماری‌های مشترک بین دانش آموزان و سرمای خشک زیر صفر درجه داده است؛ در حالی که همچنان مشکل کانکس در مناطق زلزله زده وجود دارد و به راحتی می‌توان این را گفت که هنوز حدود نیمی از مردم کانکس برای زندگی ندارند؛ فریادهایی که پشت وعده مسئولان و سلبریتی ها گم شده است کودکی جان خود را بخاطر سرما و بیماری از دست می‌دهد؛ اما برخی به فکر دهکده‌هایی خاص هستند که در حال حاضر دردی از مردم دوا نمی‌کند.

همه چیز درست مثل ساعت‌های اولیه زلزله است؛ فقط صدای هلی کوپترهای امداد جایش را به وزش بادهایی نسبتا شدید و خاک های شناور داده است، شهر از رفت وآمد آدم های مهم نفس راحت می‌کشد؛ آنها که وعده دادند و تا این لحظه کاری نکردند. برای ساختن و برای مردم مناطق زلزله زده روی خطی وجود ندارد از زیر خط باید شروع کنند. دست اندازهای اداری نیز تمامی ندارد وامروز بدتر از دیروز مجبورند همه چیز را رها کرده و ساعتها در صف های اداری ساخت وساز انتظار بکشند تا شاید کسی بگوید نوبت شماست. از باران خبری نیست، با بی آبی وخشکی امسال محصول کشاورزی هم در کار نیست.

التماس سرپرست های خانواده از مسئولان و مردم برای داشتن سرپناهی مثل کانکس و سرویس بهداشتی و نگاه پریشان وسرگردان کودکان ونوجوانان در برابر این درخواست‌های بی پاسخ، نگرانی‌هایی از تیره‌روزی آینده کودکانی ایجاد کرده است که نکند به سرزمین خود کمترین احساس مسئولیتی نکنند.

کودکان به محض ورود یک غریبه به مناطق به سمت آنها می‌دوند و عکس های سلفی می‌گیرند، مادرها بارها و بارها با سینی چای پذیرای مهمانان تازه وارد هستند؛ اما هیچ کدام از اینها نمی‌تواند بار روحی و روانی مشکلات را از خانواده ها کم کند. کودکان به دفعات بیمار می شوند، درآمدی هم وجود ندارد که هزینه پزشک متخصص را بدهند.بیماری کودکان مزمن شده است، دردناک ترین نمونه بیماری مربوط به سارینا است که در نهایت جانش را گرفت. در نیمه های شب حال سارینا به شدت وخیم و بیهوش می‌شود. پدرش، او را با وانت به بیمارستان سرپل ذهاب منتقل می‌کند؛ مسیرهایی سخت که بارها خطر آن را در شب از نزدیک احساس کرده‌ام؛ نه تنها من بلکه تمامی رسانه‌ای‌ها که از روزهای اول تا به امروز در مناطق حضور دارند، می‌دانند جاده‌های مواصلاتی استان کرمانشاه تا چه اندازه خطرناک است.

سارینا به سختی به بیمارستان منتقل می‌شود؛ اما در بیمارستان به دلیل نبود امکانات و پزشک متخصص نتوانستند کاری برای دخترک انجام دهند و عنوان کردند که باید سارینا به بیمارستان امام رضا (ع) در کرمانشاه منتقل شود.در نهایت سارینا توسط پدرش (و نه آمبولانس) به بیمارستان کرمانشاه منتقل شد؛ اما بعد از گذشت حدود ۲ ساعت روی دست‌های پدر جان ‌می‌دهد، حادثه‌ای که حتی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور را به روستای ناوه فره کشاند؛ اما در نهایت اعلام می‌شود که کودک دوساله بدلیل غفلت خانواده جان باخته است!

عده‌ای خوب بلدند، صورت مسئله را پاک کرده و برای پاک کردن آن از سیاهی وتیرگی استفاده کنند و تقصیر همه اشتباهات وکوتاهی های خود را گردن خانواده و مردم بیندازند و حتی حاضر نیستند کمی از صورت مسئله را درک کنند که کودکِ بیمار نه خودش مقصر است نه خانواده اش، بلکه مقصر کسانی هستند که از حق امروز کودکان می‌گذرند و در برابر این انسانهای بی گناه احساس مسئولیت نمی‌کنند.

وقتی خبر فوت سارینا در شهر و روستاهای زلزله زده پیچید، موجی از نگرانی بخصوص برای مادران این مناطق بوجود آمد؛ روستای ناوه فره و دیگر مناطق این بار عزادار بلایای طبیعی نبودند؛ بلکه بدلیل سهل انگاری در تحت پوشش قرار دادن کودکان به سوگ نشست. علاوه بر کودکان، وضعیت زنان باردار و کسانی که نیاز به سونوگرافی دارند قصه ای طولانی است که برای آن تنها می‌توان به چند جمله از مسئول خانه بهداشت اکتفا کرد:«ماه اصلی سونوگرافی در ماه پنجم باید باشه، اما این ماه رد می‌شه، بدون اینکه سلامت مادر و نوزاد بررسی بشه و این باری بر دوش منطقه ست، چرا که اغلب زوج ها نسبت های فامیلی دارن و مشکلات ژنتیکی خیلی زیاده.»

علاوه بر مشکل عدم تایید سلامت نوزاد و مادر، نبود سرویس بهداشتی در مناطق برای زنان باردار و معلولان و سالمندان است که وضعیت را به شدت برای آنها بحرانی کرده است؛ بطوری که به محض ورود به یکی از روستاها التماس می‌کنند؛ فقط یک سرویس بهداشتی برای آنها فراهم شود و زن‌ها و معلولان را نشان می‌دهند.

شپش به وفور در سر افراد یافت می‌شود؛ خانه‌های بهداشت و بیمارستان‌ها دارویی برای مبارزه با آن نمی‌دهند و باز هم سازمان‌های مردم نهاد هستند که باید این نیاز را تامین کنند، اما این کافی نیست چراکه در برخی از روستاها تا دوبار هم شپش زدایی صورت گرفته است، اما باز هم مشکلی حل نشده است.

علاوه بر این، بحث اصلی و نگرانی سازمان‌های مردم نهاد این است که مناطق زلزله زده در نقاط گرمسیری هستند یعنی سرمای استخوان سوز مناطق در شب در چند ماه آینده آن طور که گفته می‌شود؛ جای خود را به گرمایی تا ۵۰ درجه خواهد داد که مشخص نیست با این وضعیت بهداشتی چندین نفر را درگیر بحران خواهد کرد. یکی از اهالی روستای بزمیر آباد؛ روستایی که کمترین میزان رسیدگی را از جانب مسئولان دیده و به لطف سازمان‌های مردم نهاد تا این لحظه دوام آورده است تا آخرین لحظه حضور در روستا بار‌ها و بار‌ها از مشکلات دخترک ۱۳ ساله‌اش می‌گوید که دچار عفونتی شده است که ممکن است در سنین بالا‌تر او را درگیر سرطان دهانه رحم کند؛ دختر ۱۳ ساله‌ای که از کمترین حق یک شهروند و مهم‌تر از آن حق یک کودک محروم است؛ بهداشت، سه ماه پس از زلزله!

تظاهرات و نارضایتی بیش از هشتاد شهر کشور رو به آمریکا و اسرائیل و عربستان نسبت دادید و این یک امر طبیعی است چون با این حرف ها هم می شود روان فریبی کرد و هم می شود پیروان و رهروان رو توجیح کردکه این ها کار های دشمن است پس بگیرید، بزنید و بکشید. کدام دیکتاتور از نارضایتی مردمش حرف میزند؟ هیچکس!! پس عمل شما هم طبیعی است.شما مردم رو به دو دسته حزب الهی و غیر حزب الهی، خودی و غیر خودی و مومن و غیر مومن تقسیم می کنید. شما دروغ میگویید!! مگر در جنگ ۸ ساله همه مردم شرکت نداشتند؟ در همه جای ایران و از هر قشری از جامعه شهید دادیم آیا می شود مردم رو تقسیم بندی کرد؟ شما مردم را نکشید و امنیت بدهید تا مردمی را که میگویند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران یک روز در خیابان بیایند خواهیم دید میلیون ها نفر خواهند بود.شما حتی اجازه ندادین مردم سر قبر کوروش بزرگ بروند.ما با غزه و لبنان کاری نداریم مشکل ما باشماست. چرا ثروت ها و پول های مردم در کشورهای دیگر هزینه می کنید؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.شما به مردم توهین کردید شما مردم معترض را به مگسی که بر زخم می نشیند تشبیه کردید ولی بذارید مردم بیایند حرفشان را بزنند چرا میترسید؟ چرا میزنید و میکشید؟ مردم جانشان را کف دستشان گذاشته اند و به خیابان می ایند برای نه گفتن به فقر، گرانی، فساد، زور و درخواست آزادی، رفراندوم و زندگی بهتر. آیا اینها که جانشان را از دست میدهند برای رفاه جامعه وطن پرست نیستند؟ اینها دروغ میگویند در ایرانی بودنشان؟ مردم را به بی دینی و بی اخلاقی وبی وطنی محکوم می کنید و مردم را با این جرایم در زندان ها شکنجه می کنید من بودم و دیدم.مردم با زبان کاملا مصالحت آمیز حقوقشان را طلب می کنند اما شما به کشورهای دیگر نسبت میدهید.مردم ایران مردم نجیبی هستند و چهل ساله در صحنه های گوناگون هزینه کرده اند و شما قدرت را در دست گرفته اید و این انصاف نیست هم تهمت بزنید و هم زندانی کنید و عده ای را بکشید و این با هیچ دین و انسایتی سازگار نیست بجز حکومت دیکتاتوری.

رئیس مرکز بهداشت استان کرمانشاه می‌گوید: «به دلیل کمبود دوش حمام در مناطق زلزله‌زده برخی برخی زلزله‌زدگان ۴۰ روز است حمام نرفته‌اند.» او نسبت به اپیدمی بیماری‌های پوستی و عفونی در سرپل‌ذهاب و سایر مناطق زلزله‌زده در غرب ایران هشدار داد.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از «آمدنیوز»، «ابراهیم شکیبا» درباره کمبود توالت در مناطق زلزله‌زده گفته است: «در حال حاضر در شهرستان سرپل ذهاب ۵۱۰ چشمه توالت در شهر و ۷۱۰ چشمه توالت در روستاها علاوه بر تعداد موجود نیاز است. همچنین در شهرستان ثلاث باباجانی نیز ۳۶۰ چشمه توالت دیگر مورد نیاز است.»

رییس مرکز بهداشت استان کرمانشاه اعلام کرده که: «در سرپل‌ذهاب زلزله‌زدگان از کمبود ۶۵۰ دوش حمام و در ثلاث باباجانی از کمبود ۲۵۰ دوش حمام رنج می‌برند.به گفته ابراهیم شکیبا برخی از زلزله‌زدگان ۴۰ روز است که حمام نرفته‌اند.»

«شکیبا» به دفع غیر بهداشتی فاضلاب در برخی مناطق زلزله‌زده هم اشاره کرده  و گفته است: «متأسفانه فاضلاب چشمه توالت‌های موجود در منطقه بهداشتی دفع نمی‌شود و این امر ممکن است اپیدمی بیماری‌های عفونی و واگیردار مانند وبا و هپاتیت را به دنبال داشته باشد. آب لوله‌کشی برخی روستاها هم به خاطر کم بودن کلر آب غیرقابل شرب است. از طرفی برخی روستاها اصلاً آب ندارند و این امر مشکلات بهداشتی ایجاد می‌کند.»

روز گذشته «شهاب نادری» نماینده مردم پاوه، جوانرود، ثلاث باباجانی و روانسر گفته بود: «تاکنون ۲۰ نفر از زلزله‌زدگان خودکشی کرده‌‌اند، ۴ نفر از سرما مرده‌‌اند، دانش‌آموزان ابتدایی در سرمای زمستان زیر چادر تحصیل می‌کنند و ساکنان روستاها هم بدون سرپناه در شرایط سختی زندگی می‌کنند.»

سازمان حقوق بشر ایران، ۲۴ مهر ماه ۱۳۹۶: مقامات قضایی در ایران باید فوراً برنامه ریزی برای اعدام "امیرحسین پورجعفر " که در زمان ارتکاب قتل ۱۶ سال داشت را متوقف کنند.

سازمان حقوق بشر ایران از مقامات ایران می‌خواهد بدون درنگ اعدام این زندانی و تمام کسانی که در کودکی مرتکب جرم شده‌اند را متوقف کنند. اعدام "امیرحسین پورجعفر" بدون شک نقض کنوانسیون حقوق کودک است که ایران نیز آن را امضا کرده و باید به آن پایبند باشد.

محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران گفت: "اعدام امیرحسین پورجعفر هم مانند قتل ستایش یک جنایات است. مقامات حکومت ایران می‌بایستی به جای ترویج فرهنگ خشونت به فکر چاره‌ای برای جلوگیری از رشد روز افزون  خشونت باشند که هر روز در ایران قربانی می‌گیرد."

دادستان عمومی و انقلاب ورامین می‌گوید "امیرحسین پورجعفر"، قاتل ستایش اکنون با احتساب سال قمری ۱۸ سال تمام دارد و می‌شود وی را اعدام کرد. این در حالی است که وی در زمان ارتکاب قتل تنها ۱۶ سال داشت.

باوجود تاکید صریح کنوانسیون حقوق کودک مبنی بر اینکه افرادی که زیر سن ۱۸ سال مرتکب جرم می‌شوند نباید به مجازات غیرقابل بازگشت محکوم شوند، پیش‌تر مقامات قضائی ایران برای اعدام کودکان تا رسیدن ایشان به سن ۱۸ سالگی صبر می‌کردند. این روش هرچند به قصد فریب جامعه جهانی و اجرا نکردن کنوانسیون حقوق کودک صورت می‌گرفت، به نظر می‌رسد اینبار همان نیز قرار نیست اجرا شود.

طبق اظهارات وکیل "امیرحسین پورجعفر" به یک رسانه رسمی، وی متولد ۲۶ آذر ماه ۱۳۷۸ است و با این حساب در زمان ارتکاب قتل ستایش در ۲۳ فروردین ماه ۱۳۹۵ هنوز ۱۶ سال تمام هم نشده بود.

دادگاه کیفری یک تهران حکم اعدام "امیرحسین پورجعفر" را بر اساس یک ارزیابی از سوی پزشکی قانونی مبنی بر این که او در زمان وقوع جرم از رشد و کمال عقلی برخوردار بوده و ماهیت جرم و پیامدهای اقدام خود را درک می‌نموده صادر کرده است.

دادستان ورامین به رسانه‌ها گفته است که حکم این نوجوان که هم اکنون در کانون اصلاح و تربیت تهران نگهداری می‌شود در تاریخ ۲۷ مهر ماه به اجرا در میاید.

گفتنی است، از ابتدای سال میلادی جاری تا کنون، نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران موفق به ثبت اعدام پنج کودک-مجرم در ایران شده است.

 

 

 

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

محمد صدیق کبودوند رییس و مؤسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان جمعه بیست و یکم اردیبهشت‌ماه، پس از سپری کردن ده سال حبس در زندان اوین به قید کفالت از زندان آزاد شد، این در حالی بود که وی می‌بایستی روز سه شنبه این هفته آزاد می‌شد که به بهانه سه روز غیبت وی در زمان مرخص تا روز جمعه آزادی این فعال حقوق بشری به تعویق افتاد.

باوجود پیگیری مداوم، قانون تجمیع جرائم درباره پرونده وی اعمال نشده است. مطابق ماده ۱۳۴ قانون مجازات جدید، در صورت تجمیع جرائم، تنها حکم ده‌ساله حبس آقای کبودند قابلیت اجرا دارد و حبس شش‌ماهه او اجرا نخواهد شد به همین جهت آقای کبودند با قید کفالت تا تعیین تکلیف این ماده در خصوص وی از زندان آزاد شد.

محمد صدیق کبودند از دهم تیرماه سال ۱۳۸۶ بازداشت و زندانی‌شده بود. دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کُردستان وی را به ده سال حبس و از بابت تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق ارتباط و مراوده با سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و ارتباط و مکاتبه با شخص کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل متحد و گفتگو با رسانه‌های عمومی به یک سال حبس و جمعاً به یازده سال حبس محکوم کرد که در شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ده سال حبس از بابت تأسیس سازمان، مورد تائید قرارگرفته و قطعی شده بود.

وی در پرونده مربوط به فعالیت روزنامه‌نگاری، به اتهام «تشویش اذهان عمومی از طریق درج مطالب در هفته‌نامه پیام مردم» توسط دادگاه عمومی و انقلاب سنندج به یک سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از روزنامه‌نگاری و مدیریت نشریه و ابطال پرونده انتشار پیام مردم محکوم شد که پس از تأیید در دادگاه تجدیدنظر استان تهران، میزان محکومیت حبس در دیوان عالی کشور به ۶ ماه تقلیل یافت. وی همچنین پرونده‌ای نیز مربوط به انتشار کتابچه‌ای در مورد زنان و نقض حقوق آنان در ایران، در دادگاه انقلاب آذربایجان غربی داشت که از این اتهام تبرئه شد. کبودند در طی دوران حبس بارها دست به اعتصاب غذا زد، اعتصاب غذای ۵۹ روزه برای دیدار با فرزند بیمارش و همچنین اعتصاب غذای ۳۴ روزه در اعتراض به پرونده سازی های اخیر که روز چهارم خردادماه ۱۳۹۵ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شد و با تبرئه وی از اتهامات وارده، پایان یافت.

کُمیته تحقیق بازداشت‌های خودسرانه در ملل متحد در قطعنامه‌ای تأسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کُردستان و فعالیت‌های سازمان و شخص آقای کبودوند را قانونی و منطبق با تعهدات حقوق بشری ایران شناخته و حکم ده سال حبس برای ایشان را خودسرانه و غیرقانونی اعلام نموده بود و دولت ایران را به آزادی بدون فوت وقت کبودوند فراخوانده و تصویب نموده که بابت جبران خسارت‌های روحی و روانی، جانی و مالی وارده بر کبودوند و خانواده‌اش باید به وی غرامت بپردازد.

منبع

سازمان دفاع از حقوق بشر کُردستان

سازمان عفو بین‌الملل در گزارش سالانه خود، وضعیت حقوق بشر در ایران را کماکان نگران‌کننده دانسته است. در این گزارش به ادامه زندان خانگی شش ساله رهبران جنبش سبز نیز اعتراض شده است.

صفحه1 از3
Go to top