امیر مولا دوست، زندانی سیاسی سابق محبوس در زندان‌های اوین و ارومیه مورد بازجویی و تهدید اداره اطلاعات ارومیه قرار گرفت.

 

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران، امیرمولادوست، زندانی سیاسی سابق که مدت ۴ سال در زندان‌های اوین و ارومیه زندانی بود، به دلیل تماس با یکی از زندانیان  سیاسی کرد محبوس در زندان ارومیه مورد احضار تلفنی و تهدید از سوی اداره اطلاعات ارومیه قرار گرفت.

 

یک منبع مطلع در این ارتباط به رادیو فرهنگ گفت:«امیر مولادوست روز گذشته، شنبه ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۶ به دفتر پیگیری اداره اطلاعات ارومیه احضار می‌شود و در این احضار امیر مولادوست به مدت دو ساعت مورد بازجویی مأموران اطلاعات قرار می‌گیرد و دلیل احضار وی را ارتباط تلفنی او با یکی از زندانیان سیاسی کرد محبوس دربند ۱۲ زندان ارومیه عنوان می‌کنند.»

این منبع ادامه می دهد:«امیر مولادوست با یکی از زندانیان سیاسی کرد محبوس در زندان ارومیه تماس تلفنی داشته که از دوستان امیر بوده و در این تماس از او خواسته به خانواده‌اش که در مهاباد زندگی می‌کنند، سری بزند.» 

شایان ذکر است، مأموران اطلاعات در طول بازجویی به امیر مولادوست گفته‌اند که به‌هیچ‌عنوان نباید با زندانیان سیاسی کرد ارتباط داشته باشی و تهدیدش کرده‌اند درصورتی‌که تکرار شود برای او پرونده‌سازی خواهند کرد.

 
امیر مولادوست در سال ۱۳۹۰ به اتهام اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی به چهار سال زندان محکوم شد.

وی که در سال ۸۸, در ستاد آقای موسوی به عنوان رابط فرهنگی غرب مشغول فعالیت بود، نهایتاً در ۷ دی‌ماه سال نود دستگیر و ابتدا در اداره اطلاعات ارومیه و سپس روانه اوین و بازداشتگاه ۲۴۰ و۲۰۹ می‌شود که مدت ۱۰ ماه در انفرادی به سر برد و سپس به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد، امیر مولادوست بعد از دو سال به علت بیماری پدرش به زندان ارومیه منتقل می‌شود و دو سال باقیمانده دوره محکومیت خود را در زندان ارومیه به‌پایان می‌رساند. 

این زندانی سیاسی اهل ارومیه در طول دوره‌ی محکومیت ۴ ساله خود بارها دست به اعتصاب غذاهای اعتراضی می زند که آخرین آن اعتصاب ۳۳ روزه در زندان ارومیه بود که  یکی از مؤثرتریناعتصاب‌های غذا در تاریخ زندانیان سیاسی بود.

این زندانی سیاسی، روز سه‌شنبه ١۶ آذر ماه ۱۳۹۴، در حالی کهمورد استقبال جمعی از فعالان مدنی و خانواده‌اش قرار گرفته بود از زندان ارومیه آزاد شد.

 

امیر مولا دوست هم‌اکنون به‌عنوان دامپزشک در شهر ارومیه مشغول به فعالیت می‌باشد و بارها اذعان داشته است که برای کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی کرد هر آنچه در توانشباشد انجام می‌دهد.

 

 

 

نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر که روزگذشته در پی خون‌ریزی شدید رحم، از زندان به بیمارستان منتقل شده بود امروز تحت عمل جراحی قرار گرفت.

محمد صدیق کبودوند رییس و مؤسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان جمعه بیست و یکم اردیبهشت‌ماه، پس از سپری کردن ده سال حبس در زندان اوین به قید کفالت از زندان آزاد شد، این در حالی بود که وی می‌بایستی روز سه شنبه این هفته آزاد می‌شد که به بهانه سه روز غیبت وی در زمان مرخص تا روز جمعه آزادی این فعال حقوق بشری به تعویق افتاد.

باوجود پیگیری مداوم، قانون تجمیع جرائم درباره پرونده وی اعمال نشده است. مطابق ماده ۱۳۴ قانون مجازات جدید، در صورت تجمیع جرائم، تنها حکم ده‌ساله حبس آقای کبودند قابلیت اجرا دارد و حبس شش‌ماهه او اجرا نخواهد شد به همین جهت آقای کبودند با قید کفالت تا تعیین تکلیف این ماده در خصوص وی از زندان آزاد شد.

محمد صدیق کبودند از دهم تیرماه سال ۱۳۸۶ بازداشت و زندانی‌شده بود. دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کُردستان وی را به ده سال حبس و از بابت تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق ارتباط و مراوده با سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و ارتباط و مکاتبه با شخص کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل متحد و گفتگو با رسانه‌های عمومی به یک سال حبس و جمعاً به یازده سال حبس محکوم کرد که در شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ده سال حبس از بابت تأسیس سازمان، مورد تائید قرارگرفته و قطعی شده بود.

وی در پرونده مربوط به فعالیت روزنامه‌نگاری، به اتهام «تشویش اذهان عمومی از طریق درج مطالب در هفته‌نامه پیام مردم» توسط دادگاه عمومی و انقلاب سنندج به یک سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از روزنامه‌نگاری و مدیریت نشریه و ابطال پرونده انتشار پیام مردم محکوم شد که پس از تأیید در دادگاه تجدیدنظر استان تهران، میزان محکومیت حبس در دیوان عالی کشور به ۶ ماه تقلیل یافت. وی همچنین پرونده‌ای نیز مربوط به انتشار کتابچه‌ای در مورد زنان و نقض حقوق آنان در ایران، در دادگاه انقلاب آذربایجان غربی داشت که از این اتهام تبرئه شد. کبودند در طی دوران حبس بارها دست به اعتصاب غذا زد، اعتصاب غذای ۵۹ روزه برای دیدار با فرزند بیمارش و همچنین اعتصاب غذای ۳۴ روزه در اعتراض به پرونده سازی های اخیر که روز چهارم خردادماه ۱۳۹۵ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شد و با تبرئه وی از اتهامات وارده، پایان یافت.

کُمیته تحقیق بازداشت‌های خودسرانه در ملل متحد در قطعنامه‌ای تأسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کُردستان و فعالیت‌های سازمان و شخص آقای کبودوند را قانونی و منطبق با تعهدات حقوق بشری ایران شناخته و حکم ده سال حبس برای ایشان را خودسرانه و غیرقانونی اعلام نموده بود و دولت ایران را به آزادی بدون فوت وقت کبودوند فراخوانده و تصویب نموده که بابت جبران خسارت‌های روحی و روانی، جانی و مالی وارده بر کبودوند و خانواده‌اش باید به وی غرامت بپردازد.

منبع

سازمان دفاع از حقوق بشر کُردستان

با آزادی مشروط مجید مقدم مخالفت شد. مجید عابدین زاده مقدم فعال مدنی و از شاهدین بازداشتگاه کهریزک، در بند هشت زندان اوین متحمل ۳ سال حبس خود است.

حکم جدید زندان خانم محمدی با پایان یافتن حکم زندان قبلی او که در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۵ به‌پایان رسید، بلافاصله از تاریخ ۲۵ اسفندماه اجرا شد.

آن طور که مقامات وزارت دادگستری اعلام کرده‌اند، ۶ هزار تبعه خارجی در زندان‌های ایران محبوس هستند که بیشتر آنها به خاطر ارتکاب جرایم مرتبط با مواد مخدر در زندان به سر می‌برند.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران به نقل از خبرگزاری تسنیم، ابراهیم ۳۳ ساله اهل اوگاندا؛ یکی از همین‌ها است؛ از معدود زندانیان خارجی غیر افغان محبوس در زندان اوین که به خاطر حمل مواد مخدر به حبس ابد محکوم شده است. او که برگه‌ «اعلام وضعیت زندانی» را در دستش گرفته، می‌خواهد با نوشتن نامه‌ای به معاون دادستان کل کشور، درخواست عفو کند.

وقتی از او می‌پرسم چطور از اینجا سر درآورده می‌گوید: «۱۰ سال است در اوین هستم؛ سال ۸۵ به خاطر همراه داشتن مواد مخدر دستگیر شدم. در اوگاندا دانشجوی سال دوم رشته IT بودم اما در انتخاب مسیر زندگی‌ام اشتباه کردم و امروز در اوین گرفتارم»

او که فارسی را بسیار روان صحبت می‌کند و به گفته خودش در همین چند سال اقامتش در اوین، زبان فارسی را آموخته، ادامه می‌دهد: «به عنوان توریست وارد ایران شدم؛ از فردی که به من معرفی شده بود، محموله هروئین گرفتم تا در اوگاندا تحویل دهم اما در فرودگاه دستگیر شدم. طبق برنامه‌ریزی‌مان می‌بایست در تهران به یک سری افراد وصل می‌شدم و محموله هروئین را از آنها تحویل می‌گرفتم ولی من دستگیر شدم و آنها هم فرار کردند.»

وقتی از ابراهیم که نامش داد می‌زند مسلمان است، می‌پرسم چرا می‌خواهد به معاون دادستان نامه بنویسد می‌گوید: «می‌خواهم درخواست عفو کنم تا شاید محکومیتم به ۱۵ سال کاهش یابد و زودتر به خانه بگردم»؛ او که با یادآوری خانه و خانواده، بغض کرده، درباره خانواده‌اش ادامه می‌دهد: «یک خواهر و یک برادر دارم که با پدر و مادرم زندگی می‌کنند. با خانواده‌ام در ارتباط هستم و هر چند وقت یکبار به آنها زنگ می‌زنم اما تماس گرفتن از اینجا خیلی گران تمام می‌شود. البته از بچه‌های ایرانی کمک می‌گیرم و با کارت تلفن آنها زنگ می‌زنم اما سخت است.»

وقتی دلتنگ می‌شود گیتار می‌زند؛ گیتار زدنش را هم از اوین دارد؛ می‌گوید: «خیلی سعی کردم با سفارت اوگاندا ارتباط بگیرم اما آنها نمی‌توانند در کار قوه‌ قضائیه ایران دخالت کنند؛ ضمن اینکه ایران در اوگاندا زندانی ندارد و به همین خاطر امکان تبادل زندانیان بین دو کشور نیست.»

چند متر آن طرف‌تر از ابراهیم اوگاندایی، «استیون» سیگار به دست ایستاده؛ فیلتر قرمز؛ به رنگ لباس کار سرهمی‌اش؛ سنگین کام می‌گیرد و همزمان حجم زیادی از دود را از دهان و بینی‌اش بیرون می‌دهد؛ اهل کنیا است؛ ۳۶ سال دارد و می‌گوید قبل از دستگیری در ایران، در کنیا به فروش لباس اشتغال داشته و از وقتی به اوین آمده، منبت کار شده.

او که یک کیلو و ۴۰۰ گرم هروئین همراه داشته و حالا به حبس ابد محکوم شده است درباره چگونگی آمدنش به ایران و دستگیر شدنش می‌گوید: در کنیا لباس می‌فروختم. آن موقع خیلی‌ها می‌گفتند اگر بروم ایران و محموله‌ای را تحویل بگیرم و بیاورم، پول خوبی می‌دهند. من هم وسوسه شدم و به ایران آمدم. در تهران محموله را تحویل گرفتم. بلیت پروازم برای فرودگاه اهواز بود و وقتی می‌خواستم از ایران خارج شوم در فرودگاه دستگیر شدم.

این زندانی اهل کنیا که سال ۸۶ دستگیر شده و اکنون نزدیک به ۱۰ سال از زندانی شدنش می‌گذرد ادامه می‌دهد: چند بار درخواست عفو داده‌ام اما قبول نشده است. اشتباه کردم و حالا می‌خواهم پیش پدر، مادر، خواهرها و برادرم برگردم.

استیون که حالا یک پا استاد منبت‌کاری شده است و مانند زندانی قبلی، خیلی راحت فارسی صحبت می‌کند می‌گوید اگر به کنیا برگردد یک کارگاه منبت‌کاری راه می‌اندازد.

 

گلرخ ابراهیمی ایرایی در نامه ای سرگشاده ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت وخیم جسمانی همسرش و «فضای اختناق و سرکوب ایجاد شده» تاکید کرده «از جامعه پزشکان توقع دارم نسبت به مرگ تدریجی و مظلومانه همسرم واکنش نشان دهند». این بی خبری درحالی است که مجوز رسمی جهت ملاقات هفتگی و همینطور هفته ای یکبار تلفن بند به بند بین این زوج با امضا نماینده دادستان و دادیار پیشین ناظر بر زندان آقای حاجیلو صادر شده است، اما با فشار نهادهای امنیتی این تماس ها پس از بازداشت مجدد خانم ایرایی دیگر صورت نگرفته است. در این نامه، خانم ایرایی از اعتصاب مجدد آرش صادقی، بی قانونی های صورت گرفته، تخلفات قرارگاه سپاه و همچنین بازداشت خانم اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی گفته است.

 

متن کامل این نامه

“حدود یکماه از شکستن اعتصاب ٧٢روزه همسرم میگذرد، با وجود تایید پزشک قانونی زندان و معاینات انجام شده در دو بار اعزام چند ساعته ایشان به بیمارستان، که گواه بر نیاز مبرم به بستری شدن و مداوای ایشان تحت نظارت پزشکان متخصص بوده، همچنان از اعزام و حتی مرخصی درمانی وی ممانعت به عمل می آورند.

آرش اعتصاب غذایش را شکست و پس از آن با خلف وعده دادستان و مسئولین مواجه شد. طبق قانون از جهت آنکه دادستانی تخلف در ادله و مستندات ارائه شده مبنی بر اتهام اهانت و توهین به مقدسات مندرج در پرونده ام را پذیرفته بود، باید تا زمان اعاده دادرسی با توقف حکم آزاد می بودم اما نهایتا با تضمین دادستان مبنی بر تمدید مرخصی تا زمان پایان دادرسی مجدد در پرونده من و با توجه به وخامت حال آرش، با پذیرش شرایط مرخصی، در هفتادو دومین روز از زندان خارج شدم و آرش نیز به اعتصاب غذایش پایان داد.

پس از گذشت تنها چهار روز از خروج من از زندان، توسط نماینده دادستان و دادیار ناظر بر زندان آقای حاج مرادی مطلع شدم دادستان بر خلاف تضمین داده شده با تمدید مدت مرخصی من مخالفت نموده است. پس از خلف وعده ایشان من طبق صحبتی که در مدت حبسم با دادیار پیشین ناظر بر زندان آقای حاجیلو داشتم، از بازگشت به زندان خودداری نمودم. ایشان علاوه بر دادستان، در حضور رئیس زندان اوین تضمین نموده بودند که به جای توقف حکم با شرایط مرخصی از زندان خارج شوم و با تمدید مرخصی تا زمان اعاده دادرسی آزاد بمانم.

این خلف وعده در مورد خود من و عدم اعزام آرش به بیمارستان در حالی بود که حتی حسب موافقت مسئولین با مرخصی استعلاجی(درمانی) همسرم اقدام به تهیه سند جهت مرخصی ایشان نموده بودم تا پیگیری روند درمان وی را خارج از زندان ادامه دهیم. اما در این مورد هم در کمال حیرت، با وجود انجام کلیه مراحل سند گذاری و تودیع وثیقه در حالی که پیش تر در روزنامه های شرق و ایران نیز مشخصا اعلام شده بود آرش صادقی به مرخصی می آید، همه درها بسته ماند و آرش تا امروز همچنان در زندان بدون رسیدگی و مداوای خاصی به سر می برد و روز بروز بر وخامت حالش افزوده می شود.

سلامت همسرم با خلف وعده مسئولین برای همیشه از دست رفته است. حال بیم آن دارم که به جهت بی تفاوتی و عدم کفایت وعده مسئولین جانش را از دست بدهد.

به جهت عدم مراجعه به زندان صبح یکشنبه ۳ بهمن ۹۵ دو تیم برای بازداشت به منزلمان وارد شدند. یک تیم از دادستانی و یک تیم از قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران. تیم سپاه با همراهی همان شخصی که ۳ آبان امسال به منزلمان یورش آورده بودند، مجددا اقدام به بازداشتم نمودند.

این درحالی است که بابت هتاکی، اهانت و تحقیر این فرد، پیشتر معترض بودم اما نه تنها واکنشی به اعتراضم ندیدم، بلکه مجددا این فرد را به همراه افراد دیگری از ارگان مذکور باز هم بدون ارائه مجوزی بازداشتی همانند گذشته در منزلمان می دیدم. این بار علاوه بر من، رفیقم را نیز بدون ارائه مجوز و حکمی بازداشت و با ماشینی که متعلق به تیم سپاه بود از محل بازداشت دور نمودند.

نمی دانستم میهمان خانه ام را به کجا منتقل می کنند. فقط می دانستم نه تنها برای بازداشت او مجوزی ندارند، بلکه حتی از حضور وی در خانه مان نیز بی خبر بوده اند.

مامور هتاکی که سوم آبان از هیچ اهانتی به من فروگذاری نکرده بود، چند روز بعد برای بازداشت آتنا دائمی به منزل ایشان هجوم برد و با همان شیوه آتنا را نیز مورد اهانت قرار داد.

حال مجددا در منزل ما حاضر شده بود. این درحالی است که می دانیم بازداشت جهت اجرای حکم ارتباطی به ارگان خاصی ندارد و باید توسط تیم اعزامی اجرای احکام انجام شود. اما متاسفانه در پرونده خود و دوستانم شاهد بوده ام قرارگاه ثارالله سپاه با عنوان شاکی خصوصی طرح شکایت می کند و بعد با تیم اعزامی متشکل از اعضای قرارگاه، اقدام به بازداشت و در مراحل بعدی اقدام به بازجویی و تعیین اتهامات می نماید.

آنچه به وضوح از جانب ابوالقاسم صلواتی قاضی دادگاه بدوی من انجام گرفت گواه بر این بود که در مرحله صدور احکام نیز ارگان مذکور اعمال نفوذ داشته و حتی بعد از آن جهت اجرای حکم، تمام قد وارد عمل می شوند. شرایط افراد طی دوران حبس نیز با رصد کامل ضابطین (بازجویان) و اعمال نظر آنان در کلیه موارد همراه می باشد.

این مساله به هر گونه ای که پیگیری می شود، نهایتا به عدم استقلال قوه قضائیه و دادستانی ختم می شود.

با طرح شکایت علیه خانواده بازداشت شدگان و کشته شدگان، بیم آن می رود که فضای اختناق و اعمال نظرات شخصی و سلیقه ای بیشتر گردد و پرونده های گشوده شده برای هر فرد، دامنگیر اعضای خانواده شود.

آرش پیشتر بر اثر حضور لباس شخصی ها در منزل شان، مادرش را از دست داد. شاهدیم اعضای خانواده ها نیز طی سال های گذشته تا همین اواخر بازداشت، احضار یا محکوم به حبس، جرایم نقدی و حتی شلاق شده اند و از حریم امنی برخوردار نبوده و نیستند. هیچ مقام مسئولی نیز در برابر اعتراضات پاسخگو نمی باشد.

شهناز اکملی مادر مصطفی کریم بیگی که در روز عاشورای ۸۸ با شلیک مستقیم گلوله جان باخت از جمله مادرانی است که حتی از حق برگزاری آزادنه مراسم یادبود برای فرزندش محروم بوده و همیشه با اعمال فشار نیروهای امنیتی مواجه بوده است و هرگز خواسته اش که همانا مشخص شدن هویت امران و عاملان قتل فرزندش بوده، محقق نشده است.

اعمال فشارها و اذیت و آزارها بر خانواده ها به حدی بوده است که حتی حرمت مزار کشته شدگان را نیز نگه نداشتند و به ضرب گلوله یا غیره مزار کشته شدگان را به کرات درهم شکستند.

و بازهم هیچ مقامی پاسخگوی این بی حرمتی ها و زخم های خانواده ها نبوده است.

حال این حریم نا امن تنگ تر و فضای اختناق وسیع تر شده به حدی که از بازداشت و بازجویی مهمان خانه مان نیز واهمه ای ندارند.

این بی قانونی ها و عدم شفاف سازی حوزه قدرت ارگان ها و نهادها و عدم استقلال قوه قضائیه و عدم اراده یا ناتوانی در انجام تعهدات و تضمین ها که نمونه اش موافقت دادستان در پذیرش درخواست همسرم و خلف وعده ایشان پس از چند روز، بدون هیچ گونه توضیحی و همین طور پذیرش اعزام آرش به مرخصی و امضای نماینده دادستان بر برگه های مرخصی و انجام و اتمام کلیه مراحل وثیقه گذاری و نهایتا عدم اعزام ایشان با وخامت حال مشهود نشان از عدم استقلال و نبود توان اجرایی و اعمال نفوذ قدرتی مافوق قوا را دارد و این بدان معناست که روزبروز عرصه بر فعالین و خانواده هایشان تنگ تر می شود.

در اینجا آنچه لازم به ذکر می باشد این است که همسرم را در تاریخ ۱۸ دی ماه به بیمارستان طالقانی اعزام نمودند و پس از انجام آزمایش آندوسکپی و آزمایشات لازم توسط پزشکان، بیمارستان دستور بستری شدن ایشان را صادر کرد. اما در کمال حیرت، پس از چد ساعت حدود ۱۲ نیمه شب همسرم توسط تعدادی لباس شخصی از بیمارستان مرخص و به زندان بازگردانده شد. این درحالی بود که به جهت شرایط بحرانی آرش، پزشکان طبق سوگند حرفه ای شان از ترخیص وی امتناع نمودند و نهایتا با ارعاب و اجبار انترن جوانی حکم ترخیص همسرم را امضا نمود.

حال با توضیحات داده شده و آنچه که پیشتر بیان شد، نگران وضعیت جسمی آرش هستم. علاوه بر تایید پزشکان بیمارستان طالقانی و آزمایشات انجام شده در بیمارستان شهدای تجریش، پزشکی قانونی زندان اوین نیز بحرانی بودن حال همسرم را تایید و لزوم بستری و مداوای ایشان را در دستور دارند اما همچنان همسرم در زندان بدون مداوا و مراقبت خاصی روز بروز به صدمات جبران ناپذیر بیشتری دچار می شود.

از جامعه پزشکان توقع دارم نسبت به مرگ تدریجی و مظلومانه همسرم واکنش نشان دهند. در صورت بروز اتفاقی ناگوار برای همسرم، مسئولیت جان ایشان به عهده قوه قضائیه که توقع استقلال از آن می رود و همچنین ارگان سپاه می باشد.

حال پس از گذشت یک هفته از آخرین بازداشتم با وجود آنکه مجوز رسمی جهت ملاقات هفتگی و همینطور هفته ای یکبار تلفن بند به بند با آرش را دارم که با امضا نماینده دادستان و دادیار پیشین ناظر بر زندان آقای حاچیلو صادر شده است، اما همچنان در بی خبری کامل از ایشان به سر می برم و نمی دانم چه قدرتی بالاتر از مقام نماینده دادستان بر شرایط مان حاکم است که اینگونه از حق و حقوق مان نیز محروم مان می کنند و برایمان زندان در زندان می سازند

لبریز می شویم از خشم،

برپا می خیزیم،

و خروشمان،

بر باد می دهد بنیان بیداد را،

تو می مانی،

با خلقی روبرویت،

که ایستاده اند،

در آن هنکامه ای،

که هیچ راه گریزت نخواهد بود.

گلرخ ایرایی

بهمن ۹۵

بند زنان زندان اوین”

فرزند عیسی سحرخیز، فعال سیاسی و روزنامه نگاری که از شنبه ۲۵ دی ماه دست به اعتصاب غذا زده‎است، گفت “پدرش پس از ۱۲ روز اعتصاب غذا به شدت دچار کاهش وزن شده‎است”. آقای سحرخیز در اعتراض به شش ماه حکم مضاعف دست به اعتصاب غذا در بیمارستان مرکز قلب تهران زده و فقط سرم و آشامیدنی به او خورانده می‎شود.

ویدا مهران نیا همسر احمد رضا جلالی، استاد و پژوهشگر مدیریت حوادث غیرمترقبه که از تاریخ پنجم دی ماه در اعتراض به وضعیتش در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است، گفت که وضعیت جسمی همسرش وخیم است و روز اول بهمن ماه پس از بیهوشی به بهداری زندان اوین منقتل شده است. با این حال همچنان مسوولان قضایی به درخواست‌های او توجهی نکرده اند و او بلاتکلیف در اوین باقی مانده است.

کیوان کریمی فیلمساز سرشناس زندانی در بند هشت زندان اوین علیرغم اینکه از عفونت و خونریزی ریه رنج می برد، در یک ماه گذشته از رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده. این ممانعت از انتقال به بیمارستان در حالی است که پزشکان حاضر در زندان به دلیل عفونت ریه و برونشیت او را ویزیت کرده و دستور انتقال سریع او به بیمارستان خارج از زندان را داده اند، اما تاکنون اقدامات مقتضی از سوی مسوولین زندان صورت نگرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، کیوان کریمی، فیلم‌ساز زندانی در بند ۸ زندان اوین در طول یک ماه گذشته بارها به دلیل خونریزی ریه به بهداری زندان اوین منتقل شد.

پزشکان حاضر در زندان در طول مدتی که از حبس او می‌گذرد بارها کریمی را به دلیل عفونت ریه و عودت برونشیت ویزیت کرده و دستور انتقال سریع او به بیمارستان خارج از زندان را داده اند، اما تاکنون اقدامات مقتضی از سوی مسوولین زندان صورت نگرفته است.

گفتنی است آقای کریمی در طول دوره‌ای که از مدت حبس وی می‌گذرد، با هربار مراجعه به بهداری تنها داروی آرامبخش دریافت کرده و تاکنون هیچ‌گونه اقدام جدی در رابطه با بهبود و درمان ایشان صورت نگرفته است.

به گفته یکی از منابع نزدیک به آقای کریمی، او تاکنون در رابطه با وضع جسمانی خود سکوت اختیار کرده اما با توجه به وضع وخیم سلامتی ایشان، سرفه‌های خونی و عفونت حاد ریوی، لازم است وضعیت حاد او و لزوم رسیدگی پزشکی به او جدی گرفته شود.

آقای کریمی در ابتدای شروع دوره حبس، نزدیک به یکماه در قرنطینه بند ۴ زندان اوین نگهداری می‌شد و با توجه به محدودیت‌های بند ۴، عدم دسترسی به امکانات بهداشتی کافی و همچنین محرومیت از هواخوری و همچنین نگهداری طولانی مدت در قرنطینه، موجب بروز علائم بیماری‌های ویروسی و در نهایت عفونت ریوی شد هر چند مشخص نیست شرایط محیطی بند قرنطینه در پیدایش این بیماری نقش داشته یا صرفا موجب تشدید آن شده.

کیوان کریمی پیشتر و در حدود ۱۰ سال گذشته به دلیل وجود تومور، از ناحیه ساق پای راست مورد عمل جراحی قرار گرفته بود که به تشخیص پزشکان داخل و خارج از زندان، به منظور جلوگیری از ابتلای او به بیماری‌های شدید مغز استخوان، باید سریعا مورد عمل جراحی مجدد قرار گیرد.

لازم به یادآوری کیوان کریمی سال گذشته به دلیل ساخت مستندی که به شرح دیوارنویسی و تاریخچه گرافیتی‌های شهر تهران از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ تا دوره پس از جنبش سبز می‌پردازد، به حبس و شلاق محکوم شد. او اکنون ۱ سال محکومیت خود را در بند ۸ زندان اوین سپری می‌کند.

کیوان کریمی ابتدا در آذر ماه سال ۱۳۹۲ به دنبال انتشار پیش‌نمایش فیلم «نوشتن بر شهر» در یوتیوب، در منزل شخصی خود بازداشت شد. او مدت ۱۲ روز در انفرادی زندان اوین به سربرد و بعد از آن با تودیع وثیقه آزاد شد.

حکم ۶ سال حبس و شلاق برای کیوان کریمی واکنش‌های بین‌المللی بسیاری را به همراه داشت. اولین واکنش گروهی، بیانیه‌ی جمعی از فیلسوفان، جامعه‌شناسان، نویسندگان و فعالان حقوق‌بشری، تحت عنوان «شعر، جنایتی علیه دولت» بود. پس از آن انجمن ملی کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان، بازیگران و عوامل سینما در فرانسه و ایتالیا و انجمن ملی روزنامه‌نگاران و منتقدان سینمایی ایتالیا طی بیانیه‌ای به حکم صادره علیه کریمی اعتراض کرده و خواستار لغو مجازات او شدند. همچنین ۴۵ نماینده پارلمان اروپا با امضای بیانیه‌ایی مشترک، با ابراز نگرانی از وضعیت کریمی، خواهان آزادی بدون قید و شرط او شدند.

در همین خصوص جشنواره پونتو د ویستا با همکاری بنیاد «ناوارو» وخانواده «ژان ویگو» فیلمساز فقید اسپانیایی، کمپینی را درحمایت از کیوان کریمی به راه انداختند و از ۲۲۳ کارگردان معروف جهان دعوت کردند تا با ضبط یک کلمه توسط دوربین و ارسال آن به جشنواره، در ساخت فیلم کوتاهی به نام «کلمه، شلاق» در اعتراض به حکم ۲۲۳ ضربه شلاق برای این فیلم‌ساز مشارکت کنند. در آستانه برگزاری شصت و نهمین جشنواره فیلم کن نیز، هیئت داوران بخش مستند این جشنواره در اعلامیه‌ای مطبوعاتی خواستار ادامه تلاش‌های بین‌المللی تا لغو حکم این فیلم‌ساز شده‌اند.

فیلم “نوشتن بر شهر” که به شرح تاریخی دیوارنویسی‌ها وگرافیتی‌های شهر تهران از اوایل انقلاب ۱۳۵۷ ایران تا دوران پس از جنبش سبز می‌پردازد، تاکنون در جشنواره‌های متعدد بین‌المللی به نمایش درآمده است. تازه‌ترین اکران این مستند، آبان‌ماه درجشنواره بین المللی فیلم وین (ویناله) در کشور اتریش برگزار شد.

از دیگر آثار این فیلم‌ساز می‌توان به «ماجراهای زن و شوهر»، «مرز شکسته» و آخرین ساخته او، «طبل» اشاره کرد. طبل، اولین ساخته سینمایی کیوان کریمی، تابستان امسال برای نخستین بار در بخش هفته منتقدین جشنواره فیلم ونیز اکران شد. فیلم داستان وکیلی است که پس از دریافت بسته‌ای زندگی‌اش به کلی دگرگون می‌شود. کریمی این فیلم را در نوروز ۱۳۹۵ در تهران درحالی فیلمبرداری کرد که به دلیل محکومیت تحت فشار امنیتی بود. این فیلم اولین ساخته بلند سینمایی او محسوب میشود که مورد توجه منتقدان سینمایی در ونیز قرار گرفت. ژان میشل فرودون، سردبیر سابق کایه دو سینما این اثر را بهترین فیلم جشنواره ونیز نام برده است.

کریمی اکنون در زندان اوین در حال سپری کردن حکم یکسال زندان تعزیری خود است.

صفحه1 از3
Go to top