خانواده‌های فعالان محیط زیست بازداشت‌شده در ایران در نامه‌ای به خامنه‌ای اتهامات علیه فرزندان خود را "باورنکردنی" خوانده و درخواست دادرسی عادلانه کرده‌اند. آنها همچنین خواستار رفع محدودیت‌ها برای دسترسی به وکیل شده‌اند.

در نامه‌ای که خانواده‌های فعالان محیط زیست بازداشت‌شده به رهبر جمهوری اسلامی نوشته‌اند و بخش‌هایی از آن روز سه‌شنبه ۲۷ شهریور (۱۸ سپتامبر) در وبسایت "شفقنا" منتشر شده سخن از نگرانی خانواده‌ها نسبت به وضعیت بازداشت‌شدگان است و تلاش‌ بی‌ثمرشان برای دسترسی یافتن به دادستان تهران. آنها همچنین نوشته‌اند که آن عده از مسئولان قضایی و دولتی که خانواده‌ها موفق به دیدار با آنها شده‌اند تنها شنوندگان خوبی بوده‌اند و صحبت با آنان هم نتیجه‌ای نبخشیده است.

خانواده‌های فعالان محیط زیست بازداشت‌شده از آیت‌الله خامنه‌ای درخواست کرده‌اند که کمک کند تا شرایط دادرسی عادلانه فراهم شود و محدودیت‌هایی چون دسترسی آنان به وکیل برطرف گردد.

در بخشی از نامه آنان درباره بیگناهی فعالان محیط زیست بازداشت‌شده آمده است: «همه این عزیزان بازداشت‌شده از خوش‌سابقه‌ترین فعالان و کارشناسان محیط زیست و عاشقان طبیعت ایران هستند و همواره در چارچوب قانون، بی‌مزد و منت، جوانی‌شان را نثار حفاظت از طبیعت ایران کرده‌اند. از صمیم قلب مطمئن هستیم که فرزندان ما هیچ کدام مرتکب کوچکترین اشتباهی نشده‌اند، تا چه رسد به این اتهامات سنگین و باورنکردنی.»

اتهام جاسوسی

بهمن ماه سال ۱۳۹۶ هفت تن از فعالان محیط زیست در ایران بازداشت شدند و سپس بر شمار بازداشتی‌های این عرصه افزوده شد. فعالان محیط زیستی که از بهمن ‌ماه سال گذشته بازداشت شدند، میرحسین خالقی، هومن جوکار، طاهر قدیریان، سام رجبی، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، مراد طاهباز، عبدالرضا کوهپایه و کاووس سیدامامی بودند.

پس از حدود دو هفته از بازداشت نخستین گروه از حامیان محیط زیست، کاووس سیدامامی به شکل مشکوکی در زندان درگذشت. مقام‌های زندان علت مرگ این فعال محیط زیست را "خودکشی" اعلام کردند. خانواده آقای سیدامامی اما تاکنون این ادعا را نپذیرفته‌اند. محل نگهداری دیگر فعالان از زمان بازداشت‌شان تاکنون، بند دو الف سپاه پاسداران گزارش شده است. حفاظت اطلاعات سپاه نیز اتهام این بازداشت‌شدگان را "جاسوسی" اعلام کرده است.

عیسی کلانتری، رئيس سازمان حفاظت محیط زیست ایران، روز ۱۸ شهریور (نهم سپتامبر) خواهان  تعیین تکلیف بازداشتی‌های محیط زیستی شد. او در این باره گفت: «ما نمی‌گوییم این افراد را آزاد یا اعدام کنند، بلکه خواستار تعیین تکلیف آنها هستیم و این بخشی از حقوق شهروندی ماست.» او همچنین گفت: «قرار بوده درباره این بازداشتی‌ها تا پایان تابستان تعیین تکلیف شود، اما این افراد هنوز دادگاهی نشده‌اند.»

کلانتری گفت که وزیر اطلاعات به عنوان "تنها مرجع رسمی اعلام جاسوس بودن افراد" اعلام کرده که "این افراد جاسوس نیستند. محمود علوی، وزیر اطلاعات اول خرداد ماه گفته بود که هیچ سندی دال بر صحت اتهامات وارده به این افراد وجود ندارد. پیش از آن نیز محمود صادقی، نماینده تهران، با استناد به مقامات وزارت اطلاعات گفته بود که بازداشتی‌های محیط زیستی جاسوس نیستند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه ایران، در آخرین نشست خبری خود از صدور کیفرخواست برای پنج تن از متهمان پرونده محیط زیست خبر داده و گفته بود که این پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارجاع داده شده است. او در پاسخ به پرسشی مبنی بر درخواست عیسی کلانتری برای آزادی این فعالان بازداشت‌شده گفته بود: «فرض کنید کسی خواهان آزادی متهمی باشد؛ اینکه ملاک نیست.»

با وجود تأکید محسنی اژه‌ای بر ارجاع پرونده پنج متهم زیست‌محیطی به دادگاه، محمد حسین آقاسی، وکیل دو تن از این متهمان، به ایرنا گفته بود: «پرونده پنج متهمی که کیفرخواست آنها صادر شده، هنوز به دادگاه نرفته و در اختیار دادستان تهران برای بررسی و ملاحظه کیفرخواست صادره، قرار دارد.» این وکیل دادگستری افزوده بود: «این پرونده هشت متهم دارد که برای پنج نفر از آنها به اتهام جاسوسی کیفرخواست صادر شده است.»

«افکار عمومی خواستار پاسخگویی است»

وبسایت خبری "شفقنا" ۲۷ شهریور (۱۸ سپتامبر) در گزارشی این تردید را مطرح کرده که مسئولان بازداشت فعالان محیط زیست اصلا مدرکی در دست داشته باشند که اتهاماتی را که زده‌اند ثابت کند. "پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه" چند پرسش را در این رابطه مطرح می‌کند: «طولانی شدن روند رسیدگی به این پرونده، برای اذهان عمومی این احتمال را به ذهن می‌آورد که پرونده در حال تکمیل است و احتمالا دستگاه قضایی برای تکمیل این پرونده نیاز به بررسی همه فعالیت‌های این افراد در گذشته دارد. اینجا باید پرسید که آیا این طولانی شدن ارتباطی به نداشتن اطلاعات کافی از پرونده ندارد؟»

"شفقنا" همچنین اشاره می‌کند به اینکه پیش از این وزیر اطلاعات گفته که مدرکی که جاسوس بودن بازداشت‌شدگان را تأیید کند در دست نیست، اما مقامات قضایی می‌گویند که مدارک لازم برای این پرونده وجود دارد. "شفقنا" سپس می‌پرسد که «مرجع اصلی برای تشخیص جاسوسی و جمع‌آوری مدارک کدام دستگاه است؟»

"شفقنا" همچنین در پایان به خواست افکار عمومی برای پاسخگویی مشخص درباره مرگ مشکوک کاووس سیدامامی در زندان و "تاکید مقامات قضایی و پیگیری رئيس جمهور"، حسن روحانی، اشاره می‌کند و می‌پرسد که «چرا این پرونده در مرحله رسیدگی قرار نمی‌گیرد؟»

همزمان با صدور ۲۶ سال زندان برای مصطفی عبدی، از دراویش گنابادی، دادگاه انقلاب ایران برای ۷ نفر دیگر از این دراویش مجموعا ۵۹ سال حکم زندان صادر کرده است.

اقای عبدی، که از مدیران وبسایت مجذوبان نور، پایگاه اطلاع رسانی دراویش گنابادی است، همچنین به ۱۴۸ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به سیستان و بلوچستان، ۲ سال ممنوع الخروجی و ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و دستجات سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای محکوم شده است.

مصطفی عبدی و ۷ تن دیگر از دراویش زندانی، پیشتر طی نامه‌ای سرگشاده اعلام کرده بودند که تا زمان برگزاری "دادگاهی علنی و با رعایت شرایط منصفانه" در جلسات محاکمه دادگاه انقلاب حضور نخواهند یافت.

از سوی دیگر، مهدی مهدوی‌فر و بشیر ریاحی به ترتیب به ۱۳.۵ سال و ۱۰.۵ سال حبس تعزیری، و هرکدام به ۱۴۸ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به سیستان و بلوجستان و ۲ سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی محکوم شده‌اند.

برای سخاوت سلیمی، ابوالفضل صحرایی، رستم سگوند، مرتضی کنگرلو و اردشیر عشایری هم، هر کدام حکم ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به سیاستان و بلوچستان و ۲ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی صادر شده است.

ماه گذشته دادستان تهران اعلام کرد که برای ۲۸۵ نفر از دراویش گنابادی بازداشت شده در اعتراضات بهمن و اسفند ١٣٩٦ حکم صادر شده است.

در آخرین روز بهمن گذشته، تجمع دراویش گنابادی در خیابان پاسداران به درگیری شدید میان آنها و نیروهای پلیس و لباس شخصی منجر شد. در جریان این درگیری ها اتوبوسی به میان ماموران راند و ۳ نفر از آنان را کشت و صدها درویش دستگیر شدند.

"کمیته پیگیری دراویش زندانی" اسامی ۳۲۴ تن از این بازداشت شدگان را منتشر کرده است.

یکی از دراویش به نام محمد ثلاث، در ۲۸ اسفندماه به جرم قتل ۳ مامور پلیس به اعدام محکوم شد و این حکم، در ۲۸ خرداد به اجرا درآمد.

آقای ثلاث در اولین جلسه دادگاه اتهام راندن اتوبوس را پذیرفت، اما پس از آن فایلی صوتی از او انتشار یافت که می‌گفت زیر فشار وادار به اعترافات دروغین شده است.

محمد راجی، یکی دیگر از دراویش بازداشتی نیز، کمتر از دو هفته پس از دستگیری در اول اسفند، در بازداشتگاه پلیس درگذشت.

اعضای خانواده آقای راجی گفتند که علت مرگ او "ضربات وارده در حین بازجویی" بوده است.

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه ایران گزارش داده است که حکم یک سال زندان غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در دادگاه تجدید نظر تأیید شده است.

بنا براین گزارش حکم قطعی آقای کرباسچ روز ۲۲ مرداد صادر و برای اجرا ابلاغ شده است.

آقای کرباسچی اردیبهشت سال ۱۳۹۶ به دلیل اظهارات انتقادی درباره حضور نظامی ایران در سوریه در دادگاه انقلاب اصفهان محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. وکیل او به این حکم اعتراض کرد اما اکنون دادگاه تجدید نظر حکم زندان را تایید کرده است.

در پی پخش سخنانی از آقای کرباسچی در یک جلسه انتخاباتی، رئیس دادگستری اصفهان علیه او اعلام جرم کرد و اتهام آقای کرباسچی را "توهین به شهدای مدافع حرم" عنوان کرد. "مدافع حرم" عنوانی است که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی به نظامیان ایرانی در سوریه داده شده است.

آقای کرباسچی در جلسه‌ای انتخاباتی در اصفهان گفته بود: "ما هم دلمان می‌خواهد در سوریه و لبنان و یمن صلح برقرار شود. دفاع از مظلوم بشود و شیعیان آن جا تقویت بشوند. ولی این کار فقط با پول دادن و اسلحه خریدن و کشتن و زدن درست می‌شود؟

غلامحسین کرباسچی در واکنش به انتقاد محافظه‌کاران از موضع‌گیری او ‌گفت "آن بخش از اظهارات من بیش از ۲ دقیقه است و فقط قسمت تقطیع شده آن پخش شده متن آن صحبت‌ها موجود است و به طور کامل همه چیز روشن است."

آقای کرباسچی در سال ۱۳۷۷ برای جرایم مالی به سه سال حبس محکوم شد. او پس از گذراندن دو سال زندان با عفو رهبر ایران آزاد شد.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از بی بی سی فایلی صوتی منتسب به احمدرضا جلالی، پزشک محکوم به اعدام در ایران، منتشر شده که در آن می‌گوید اعترافات تلویزیونی که چند روز پیش از او در تلویزیون ایران پخش شد اعتبار ندارد.

نزدیکان آقای جلالی امروز (سه‌شنبه ۱۹ دسامبر/۲۸ آذر) در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی اصالت این فایل صوتی را تأیید کرده و گفته‌اند که آقای جلالی این فایل را داخل زندان ضبط کرده است.

او در این فایل صوتی گفته است که اعترافات پخش شده از وی در تلویریون ایران تحت شرایط نامناسب روانی و با وعده آزادی از او گرفته شد.

 

 

 

 

تنظیم توسط امید محمدی

نامه ای سعید شیرزاد در حمایت از محمد نظری زندانی که نزدیک به یک ربع قرن از عمرش را در زندان به سر برده و در اعتصاب غذا به سر می برد.

نامه سعید شیرزاد با این پرسش آغاز می شود:

«محمد نظری چه فرقی با آرش و آتنا و زینب دارد؟»

متن کامل نامه را بخوانیم:

کجاست شاهین، صدای بی‌صدایان، وقتی صدای محمد نظری که بار سنگین ۹۵ روز گرسنگی را به دوش می‌کشد به خاطر بی‌کسی و گمنامی‌اش شنیده نمی‌شود.
کجاست داریوش تا ببیند محمد نظری را که ۲۴سال زندان، بر صلیب صدا مصلوبش نکرده است. کجاست مرجان که ببیند رهایی‌اش فریاد ۹۵ روز گرسنگی محمد نظری شده است.
۹۵ روز است که محمد نظری با گرسنگی اجباری‌اش جانش را همچون تیر بر کمان نهاده و جز آب و قند و نمک چیزی بر زبانش مزه نکرده است. آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید در پس رنج ۲۴سال زندان و غم از دست دادن عزیزان و در اوج بی‌کسی چرا انسانی باید این‌گونه عذاب ۹۵روز گرسنگی را بر تن بگیرد.
با شما هستم شما یاوران همیشه مومن که دیروز یار و یاور آرش شدید و صدایش را به گوش جهانیان رساندید یا که در هنگامه‌ی بازی گرگ و میش، آتنا را فراموش نکردید که از بی‌صدایی بمیرد و چشمان زینب شدید که با شما بتواند هزاران بار به آبیدر و زریوار بنگرد. اکنون شما را چه شده است که این‌گونه انسانی را پس از ۹۵روز اعتصاب هیچ صدایی نیست مگر فرق او با آرش و آتنا و زینب چیست که چنین در اوج بی‌صدایی و بی‌کسی به سوی مرگ می‌رود و مرگ برایش رهایی‌ شده است…
آیا می‌توانید تصور کنید ۸۵۴۵ روز زندان بدون یک ساعت مرخصی (تا به امروز) یعنی چه؟ با خود اندیشیده‌اید ما را چه شده است که مرگ انسانی از بی‌کسی را نظاره‌گر شده‌ایم، وجدانمان را باد برده است یا گردباد حادثه‌های پی‌درپی آن را درهم نوردیده است؟ او می‌میرد نه مرگی از گرسنگی که از بی کسی‌اش می‌میرد و ما را آیندگان چگونه به یاد خواهند داد؟ ما در خودمانده‌گان از پس این سکوت سهمگین، محکوم تاریخیم!
محمد نظری ۹۵ روز است هیچ نمی‌نوشد جز آب و قند و نمکی که با آن به سختی زنده مانده است. محمد تا به امروز ۳۰ کیلو از وزنش را از دست داده است. ضربان قلبش نامنظم شده، قدرت تکلمش را تقریبا از دست داده و توان راه رفتن ندارد.
قطره قطره خون این انسانی که تاکنون ایستاده است و من را یارای نگریستن در چشمانش نیست سیلی است انسانی که حتی ۹۵روز گرسنگی هم نمی‌تواند وصف دردها و رنج‌های بی‌پایانش باشد. انسانی با مارش فردا، انسانی از مرداد تا آبان، انسانی از گرسنگی تا رهایی و انسانی از بی کسی تا مرگ …
سعید شیرزاد
۱۰آبان۱۳۹۶
زندان گوهردشت

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از خبرگزاری پیام نیوز کامران شهیدی شهروند بهایی ساکن تهران روز دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ توسط مامورین امنیتی وزارت اطلاعات بازداشت و محل کسب وی نیز پلمب شد.

بنابرگزارش مجموعه خبری پیام نیوز ( بهایی نیوز سابق) مامورین امنیتی پس از بازداشت کامران شهیدی اقدام به ضبط تمامی اموال محل کسب این شهروند بهایی کرده اند.

کامران شهیدی دارای واحد صنفی طلا فروشی می باشد که مامورین پس از ضبط تمامی طلاها به منزل دختر و خواهر وی مراجعه کردند تا مابقی طلاها، کتاب هاو تابلوهای مربوط به آئین بهایی را توقیف کنند.
با وجود پیگیری های مداوم خانواده کامران شهیدی همچنان پس از گذشت چهار روز از بازداشت این شهروند بهایی هیچ اطلاعی از محل نگهداری وی به دست نیامده است.
بهنام روحانی فرد یکی دیگر از شهروندان بهایی ساکن شهر تهران می باشد که طی ماه گذشته توسط ماموران امنیتی وزارت اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه زندان اوین منتقل شده است.

هزاران نفر از پیروان آیین بهایی پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی زندانی، شکنجه یا اعدام شده‌اند. بسیاری دیگر از پیروان این آئین نیز از سایر حقوق اجتماعی و اقتصادی خود همچون حق تحصیل یا کار محروم شده‌اند.

 

 

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از رادیو فرهنگ در ارتباط با سخنان اخیر سخنگوی قوه قضائیه ، محسنی اژه ای راجع به امنیتی بودن جرائم آموزگاران و بازداشتیان فعالان صنفی معلمان، محمود بهشتی لنگرودی، یکی از معلمین بازداشتیِ محبوس در زندان اوین که در کانال تلگرامی کانون صنفی معلمان منتشر شده است،این گونه واکنش نشان داده و می نویسد:

روز یکشنبه بیست و ششم شهریور ماه، محسنی اژه ای, سخنگوی قوه قضائیه در یکصد و هجدهمین کنفرانس خبری خود و در پاسخ به یکی از خبرنگارانی که در رابطه با بازداشت اینجانب وتعدادی از فرهنگیان پرسیده بود، مطالبی فرمودند که در پاسخ به آن نکاتی ارائه میگردد:

۱-  فرمودند که “هیچ فردی بخاطر فرهنگی بودن بازداشت نمیشود و آقای بهشتی در رابطه با مسائل امنیتی محکوم شده است و جرمش هم مشخص است”. در پاسخ به این بخش از سخنان آقای اژه ای باید عرض کنم ظاهراً در تفسیر واژه امنیت اختلاف نظر جدی بین مسئولین و مردم وجود دارد. قانون اساسی  در بسیاری از اصول خود به حقوق مردم تاکید نموده و برای حفظ این حقوق و جلوگیری ازتعدی حاکمان به حقوق ملت بر اصل تفکیک قوا اصرار ورزیده است. در کشورهایی که دارای قوه قضائیه مقتدر هستند نیز یکی از اصلی ترین وظایف این قوه حفظ حقوق شهروندان و صیانت از آزادیهای مطروح در قانون و جلوگیری ازتعدی دولتها به این آزادیهاست. اما در کشور ما علیرغم تاکید قانون بر استقلال قوه قضائیه شاهد آن بوده و هستیم که برخی قضات بویژه در پرونده هایی که شاکی اصلی آن مسئولان و دولتمردان هستند عملا به جای داوری عادلانه امضاء کننده احکامی هستند که توسط نیروهای امنیتی انشاء گردیده است. در اینگونه دادگاه ها قاضی در نقش شاکی قرار گرفته و با پیشداوری و جانبداری آشکار امکان هرگونه دفاع را از متهم سلب مینماید. در قاموس اینگونه قضات , واژه امنیت با آنچه که در ذهن مردم است تفاوت دارد. از دیدگاه مردم رفتارهایی همچون ترور، قتل، سرقت مسلحانه، آدم ربایی، ارعاب، تجاوز، اخلال در امور اقتصادی و موارد مشابه از رفتارهای ضد امنیتی قلمداد میگردد درحالیکه از دیدگاه قضات مذکور هرگونه رفتاری که امنیت و آرامش دولتمردان و مسئولان را برهم بزند و خدشه دار نماید رفتاری ضد امنیتی محسوب میگردد و کسانی که عامل اینگونه رفتارها هستند مستحق اشد مجازات میشوند.

در همین راستاست که هرگونه انتقاد به مسئولان منجر به پرونده سازی برای منتقدان میگردد و با اتحاد شاکی و قاضی احکام سنگین و ناعادلانه ای برای متهمان صادر میگردد که بعضاً مشابه آن در عقب افتاده ترین کشورهای دنیا نیز مشاهده نمیگردد.

۲-  جناب سخنگو در ادامه فرمودند که “بهشتی به ۵ سال حبس محکوم شده است و بعد از رسیدگی به این پرونده در دادسرا و دادگاه و با حضور وکیل و اعتراضاتی که وی و وکیلش به دادگاه داشته اند در نهایت ۵ سال حبس برای وی صادر شده است و در حال تحمل آن است”. برخلاف ادعای ایشان اینجانب نه در مرحله بدوی و نه تجدید نظر نه تنها از هیچ وکیلی استفاده نکرده ام, بلکه در دادگاه( که به ریاست قاضی صلواتی وکمتر از ۱۰ دقیقه طول کشید) فرصت هیچگونه دفاعی به اینجانب نیز داده نشد.

اصولاً نوع برخورد برخی قضات دادگاه انقلاب با وکلای متهمان مدنی- سیاسی- صنفی بقدری تحقیرآمیز و زننده بوده است که وکلای متهمان اینگونه پرونده ها ترجیح میدهند که از حضور در چنین دادگاه هایی اجتناب نمایند. علاوه بر این همانگونه که در گذشته عرض کرده ام اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت و روشنی رسیدگی به اتهامات کسانی را که اقداماتی با نیت خیرخواهانه و نقد حاکمان و عملکرد آنها انجام داده اند به دادگاه های عادی و با حضور هیئت منصفه سپرده است. بر این اساس صدور و اجرای احکام دادگاه های انقلاب؛ که در شرایط حساس آغاز انقلاب تشکیل گردیده و علی القاعده می بایست پس از استقرار نظام برچیده میشد؛ مشروع و قانونی ندانسته و از عقلای قوم در دولت و مجلس و قوه قضائیه تقاضا دارم که به منظور احیای حیثیت از دست رفته قوه قضائیه نسبت به اصلاح وضع موجود، اقداماتی شایسته و فوری انجام دهند.

محمود بهشتی لنگرودی, زندان اوین ۹۶/۶/۲۹

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در سال ۵۷ رژیم خشک مذهبی شروع به پیاده کردن شریعت اسلامی در جامعه و سرکوب ادیان دیگر از جمله مسیحیت و بهایی‌ات و غیره نمود که در نهایت نتیجه این فشارها به بی میلی جوانان به دین اسلام و خالی ماندن مساجد انجامید و گرویدن به مسیحیت در ایران به طور چشمگیری رشد نمود که باعث ترس رژیم آخوندی شده است.

 

امام جمعه قم از گسترش کلیساهای خانگی هشدار داد. به گزارش خبرگزاری فارس، محمد سعیدی در دیدار با رئیس و مسئولان اداره تبلیغات اسلامی قم، از آنان خواست که «در زمینه ترویج آموزه‌های دینی و اعتقادی پیشرو باشند» زیرا به گفته او «دشمنان برای ایجاد کلیساهای خانگی تلاش می‌کنند».

کلیسای خانگی در واقع همان خانه‌های پیروان مسیحیت است که به سبب ناامنی‌هایی که برای نوکیشان مسیحی در کلیساها پدید آمد، این افراد مراسم نیایش و عبادت خود را به خانه‌ها انتقال دادند. در واقع نوعی کلیسای زیرزمینی برای گردآمدن مسیحیان ایران برای عبادت و خواندن و آموزش انجام می‌شود.

سخن امام جمعه قم حرف تازه‌ای نیست. از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون دگراندیشان دینی با فشار و تعرض و آزار حکومت اسلامی روبرو بوده‌اند. نه تنها ایرانیان بهایی و یهودی و مسیحی و زرتشتی که حتی اهل تسنن و دیگر فرقه‌های اسلامی چون اهل حق و درویشان گنابادی و حتی شیعیانی که به نام‌های ملی ـ مذهبی یا روشنفکر دینی شناخته می‌شوند، از آزارها و سرکوب‌ها درامان نبوده‌اند. تا آنجا که عده زیادی از آنان، به ویژه یهودیان و مسیحیان و بهاییان، چاره را در جلای وطن یافته، راه مهاجرت در پیش گرفته‌اند.

ایران رتبه پنجم درلیست سالانه كشورهای جفاكننده به مسیحیان

حمله ماموران امنیتی به کلیساهای خانگی و دستگیری و زندانی کردن و فشار بر مسیحیان در سطح وسیع نتوانسته جلوی این حرکت خودجوش را در ایران بگیرد .

سازمان درهای باز (Open Doors) هر سال فهرستی با نام «فهرست دیدبان جهانی» از پنجاه کشور جفا کننده به مسیحیان را منتشر می کند. در فهرست ژانویه سال ۲۰۱۲، وضعیت ایران از جهت جفا بر مسیحیان درسال ۲۰۱۱ در رده پنجم و پس از، به ترتیب، کره شمالی، افغانستان، عربستان سعودی، سومالی قرار گرفته است. فهرست سال ۲۰۱۱ ایران را در مقام دوم این فهرست قرار داده بود. دلیل ارتقای وضعیت ایران در این فهرست اجرا نشدن مجازات اعدام برای نوکیشان در سال ۲۰۱۱ است گر چه در احکام اسلامی کسی که از دین اسلام خارج و به دین دیگری گرایش پیدا کند مرتد محسوب میشود و باید اعدام شود .

صد البته هجوم زنان و مردانی که بواسطه تغییر دین و برای گریز از فشارهای حکومتی جلای وطن کرده و در کشورهای مختلف بدنبال تامین جان خود و حانواده خود هستند سند محکمی است برای اسلام گریزی آنان. این اسلام گریزی که بواسطه لجن پراکنی مدعوین اسلامی در رده های محتلف حکومت و عملکرد نابخردانه و بعضا وحشیانه گروه ها، جنبش ها و دول اسلامی و وحشی گری هایی که بنام اسلام در جوامع گوناگون در گستره ی جهانی پیاده میشود همه و همه دلیل محکمی است برای این دین گریزی ها. آنان که آرزوی اسلام گستری و شعار اشاعه فرهنگ اسلامی در فرامرزها دارند گویا چون کبک سر بار برف دارند و نمیبینند. بجای نشان دادن انسانیت و ظهور عدالت ، خشونت و نکبت را از اسلام به جهانیان القا نموده اند. و چون خود دارای ضعف در اشاعه فرهنگند سعی بر تخطئه ادبان دیگر مینمایند.

امید عباسقلی نژاد

۸/۱۱/۱۳۹۵

 

 

همایون پناهی، شاعر و پژوهشگر فلسفه که در تجمع هفتم آبان به مناسبت روز کوروش در مجموعه میراث فرهنگی پاسارگاد بازداشت شده بود از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی ساداتی و با اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» در مجموع به شش سال زندان محکوم شد.

شب گذشته آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین برای دومین بار از شروع اعتصاب غذايش به علت حالت تهوع شدید، بالا اوردن لخته های خون، تپش قلب و تنگی تنفس شدید حوالی ساعت دو و نیم بامداد به بیمارستان طالقانی به صورت اورژانسی منتقل شد! 

پزشکان بیمارستان وضعیت آرش صادقی را به شدت خطرناک توصیف کرده اند و توصیه کرده اند وی باید تحت مراقبت،درمان و سرم تراپی قرار گیرد. 

اما این زندانی سیاسی با سرم تراپی مخالفت کرده و او را بدون درمان به زندان بازگردانده اند! 

آرش صادقی که در چهل و هشمين روز اعتصاب غذا به سر میبرد طی این مدت دو بار به علت شرایط وخیم جسمی به بیمارستان و چندین بار متوالی به علت افت فشار شدید، و تپش قلب و تنگی تنفس شدید به بهداری منتقل شده که با دستگاه اکسیژن به وی رسیدگی شد. 

آرش صادقی از مشکلات شدید معدوی و کلیوی، افت فشار شدید، کاهش قدرت تلکم، بالا اوردن لخته های خون، کاهش وزن 18کیلو گرمي، تپش قلب و تنگی تنفس شدید، پوست پوست شدن بدن(در اثر فقر شدید ویتامین) که همگی از عوارض اعتصاب غذاست رنج میبرد! 

این درحالیست که مسئولین زندان اوین هیچ گونه واکنشی نسبت به خواسته ها و وضعیت وخیم جسمانی آرش صادقی نشان نداده اند.

صفحه1 از2
Go to top