بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا در حالی به سفر دو روزه خود به ایران پایان داد و تهران را ترک کرد که در مورد سرنوشت نازنین زاغری رتکلیف، شهروند ایرانی-بریتانیایی که در ایران زندانی است توافقی به دست نیامد.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از خبرگذاری بی بی سی ، آقای جانسون پیش از ترک تهران با حسن روحانی، رئیس جمهور ایران دیدار کرد. مقام‌های وزارت خارجه بریتانیا، گفت‌وگوی آنها را “صریح” توصیف کردند.

گزارش شده است که آقای جانسون در این دیدار بر آزادی نازنین زاغری‌ راتکلیف، شهروند ایرانی – بریتانیایی زندانی در ایران، تاکید کرده است.

جیمز رابین، خبرنگار دیپلماتیک بی‌بی‌سی، می‌گوید که دیدار آقای جانسون با آقای روحانی مهم است چرا که دیدار رئیس جمهور با وزیران خارجه کشورهایی که به این کشور سفر می‌کنند یک ضرورت پروتکلی نیست؛ اگرچه به گفته خبرنگار بی‌بی‌سی علیرغم اهمیت این دیدار، باید توجه کرد که قدرت رئیس جمهور ایران در ساختار سیاسی و عرفی این کشور محدود است.

همینطور در همین روز بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا با حسن روحانی رییس جمهور ایران ملاقات کرد. طبق خبرهای از پیش منتشر شدهقرار بود بوریس جانسون با حسن روحانی و دیگر مقامات ایرانی درباره آزادی نازنین زاغری، شهروند دوتابعیتی مذاکره کند اما هیچ خبری ازمذاکره برای آزادی این زندانی و نتیجه آن تاکنون منتشر نشده استجانسون ایران را در حالی روز ۱۹ آبان ماه ترک کرد که در جمع خبرنگاران هیچ صحبتی درباره احتمال آزادی او نکرد.

روزنامهگاردین روز ۱۹ آذر ماه نوشت بوریس جانسون ایران را بدون هیچ موافقتی برای آزادی نازنین زاغری ترک کردبوریس جانسون کهروز ۱۸ آذر ماه برای سفر دو روزه به ایران سفر کرده بود، طبق خبرهای از پیش منتشر شده قرار بود درباره آزادی نازنین زاغری با مقاماتایرانی صحبت کنداو در طی این دو روز با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، علی اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی ایران، علیلاریجانی رییس‌ مجلس، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت‌ ملی و حسن روحانی، رییس جمهور ایران ملاقات کرد.

روزنامه گاردین به بیانیه‌ای کوتاهی که پس از یک ساعت ملاقات بوریس جانسون با حسن روحانی منتشر شده، اشاره کرده که در این مذاکره درباره ایجاد محدویتهایی توسط بریتانیا و امریکا برای بانکداری ایران و همچین نگرانی بریتانیا از وضعیت شهروندان دو تابعیتیزندانی در ایران گفتگو شده استاما اطلاع بیشتری از این مذاکرات در دست نیست

با خبرشدیم که دوست عزیزمان خانم اکرم نقابی(مادر سعید زینالی)، به علت درگذشت برادر عزیزشان در سوگ نشسته است.
اکرم عزیز، این خبر ناگوار دل ما را نیز به درد آورد و این غم بزرگ را به تو عزیز همراهمان و سایر اعضای خانواده تسلیت می‌گوییم و در غم شما شریک هستیم.

اکرم عزیز، زندگی سخت دردناک شده است و ناهمواری های بسیاری را به همراه دارد، بخصوص در این کشور بلازده که از هر طرف بر سر ما بلا می‌بارد و خیلی باید مقاوم باشیم تا بتوانیم این همه درد و رنج را تحمل کنیم و کمرمان نشکند.

ما یارانت به تو و ایستادگی تو درود می فرستیم وآرزوی سلامتی برای تو و دیگر اعضای خانواده ات را داریم. ما می‌خواهیم که چونان گذشته این درد را تحمل کنی و هم چنان ایستاده و مقاوم بمانی.

باشد که با ایستادگی و مقاومت و پیگیری همگی ما، روزی بتوانیم راه رهایی را باز یابیم و به دنیایی بهتر دست یابیم.

مادران پارک لاله ایران
دوازدهم آذر ۱۳۹۶

 

 

 

 

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از رادیو فرهنگ، روز گذشته «سهیل عربی» اعتصاب غذای خشک خود را آغاز کرد و «سعید شیرزاد»  به اعتصاب غذای خود پایان داد.

روز گذشته، «سهیل عربی» زندانی عقیدتی محبوس در سالن ۲ اندرزگاه ۷ زندان اوین،  اعتصاب غذای تر خود را به اعتصاب غذای خشک تبدیل کرد.

یک منبع مطلع در این خصوص گفت :«سهیل عربی با افت شدید فشار خون مواجه شده و حال عمومی او اصلا خوب نیست و وضعیت جسمانی اش بسیار وخیم گزارش شده است».

همینطور شایان ذکر است، «سعید شیرزاد» زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر دیروز به اعتصاب غذای خود پایان داد.

وی ، جزو ۵۳ زندانی سیاسی بود که از سوی مسؤلین زندان به بند فوق امنیتی سالن ۱۰ انتقال یافته و به دلیل و شرایط غیرانسانی و تحقیرآمیز این بند به همراه چند زندانی دیگر دست به اعتصاب غذا زده بود

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

به گزارش از جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از خبرگزاری هرانا – یک وکیل باقر نمازی، شهروند ایرانی آمریکایی زندانی در تهران، اعلام کرد که این زندانی ۸۱ ساله جراحی قلب انجام داده و برای قلب او یک پیس میکر (باتری) کار گذاشته شده است.

 آسوشیتدپرس خبرداد؛ جرد گنزر، وکیل آقای نمازی در واشنگتن دی سی، سه شنبه شب ۲۹ شهریور با انتشار بیانیه ای ضمن اعلام این خبر نوشت که انتظار می رود آقای نمازی روز چهارشنبه به زندان اوین بازگردانده شود.

او تاکید کرد آقای نمازی که روز سه‌شنبه عمل جراحی قلب انجام داده از نظر سلامتی در وضعیت وخیمی به سر برده است.

باقر نمازی و پسرش، سیامک نمازی از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اتهام جاسوسی برای دولت متخاصم هریک به ۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند.

باقر نمازی اسفند ماه سال ۹۴ پس از بازداشت پسرش، هنگام بازگشت از دوبی به تهران در فرودگاه بازداشت شد. همسر باقر نمازی پس از بازداشت همسرش با اشاره به بیماری قلبی او نسبت به وضعیت سلامتی آقای نمازی ابراز نگرانی کرد.

بازداشت سیامک و باقر نمازی واکنش‌های گسترده‌ای در مجامع بین‌المللی و آمریکا داشته است.

در پی اعلام حکم باقر نمازی، یونیسف که آقای نمازی سالها سابقه همکاری با آنها را دارد، در بیانیه ای، تایید حکم ده سال زندان آقای نمازی را محکوم کرد. یونیسف از دولت ایران خواست که به دلایل انسان دوستانه باقر نمازی را آزاد کند.

دو روز پیش از اعلام عمل جراحی آقای نمازی نیز یک کارگروه حقوق بشر سازمان ملل متحد با اعلام اینکه بازداشت سیامک و باقر نمازی در ایران نقض قوانین بین‌المللی بوده است، از ایران خواست این دو زندانی آمریکایی ایرانی تبار را فورا آزاد کند.

دولت آمریکا نیز بارها به ادامه زندانی کردن نمازی ها اعتراض کرد. نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد در ماههای گذشته با برادر سیامک و فرزند باقر نمازی دیدار کرد و در توئیتر خود، زندانی کردن نمازی‌ها را بدترین تجاوز به حقوق بشر دانست.

حدود دو ماه پیش نیز پرزیدنت دونالد ترامپ با صدور بیانیه‌ای جمهوری اسلامی ایران را تهدید کرد اگر شهروندان آمریکایی را آزاد نکند،‌ با تبعات جدی این اقدام روبرو خواهد شد.

 

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

دوستان "انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران"

تشکیل انجمن را به شما آزادیخواهان و آزادگان تبریک میگویم و کار جدیدتان را می ستایم.

امید که در زنده کردن این قبیل مراسم موفق باشید، تا همه دست در دست هم حلقه های زنجیر ستم را از هم بگسلیم، و شاهد تشکیل دادگاههای رسیدگی به جنایات ضدبشری جمعی خائن و قاتل شهیدان سال 67 باشیم.
پیگیری و پیروزی شما را در این راه آرزو میکنم.

دوست دار همه شما: دکتر محمد ملکی

 

 

 

تنظیم کننده امید محمدی

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران، تعداد زندانیان در اعتصاب غذای زندان رجایی شهر به ۱۱ نفر رسیده است.

اسامی این یازده تن به این قرار است:

محمدامیر خیزی، رضا اکبری منفرد، سعید ماسوری، شاهین ذوقی تبار، حسن صادقی، ابوالقاسم فولادوند، امیر قاضیانی، رضا شهابی، محمد نظری، پیام شکیبا و سعید شیرزاد.

گفتنی است آقایان شاهین اقدامی، پیروز منصوری، ابراهیم فیروزی، وحید صیادی و مجید اسدی به علت شدت مشکلاتشان هفته گذشته اعتصابشان را شکسته و اصطلاحاً اعتصاب غذای خود را تبدیل به روزه سیاسی کرده‌اند.

همچنین حمید بابایی و چند تن دیگر از زندانیان نیز در روزه سیاسی هستند.

تمامی افراد گفته شده خواسته شان بازگشت به سالن قبلی و اعاده خسارت و حیثیت می باشد.
.
ضمنا زندانیانی که به تازگی اعتصاب خود را شکسته اند، اعلام کرده اند، در صورت عدم تامین خواسته شان مجددا دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

سعید پورحیدر هم جمعه شب پیش اعتصابش را شکست و از دادستانی قول هایی مبنی بر همکاری به او داده اند.

محمدنظری از هفته گذشته تا کنون خونریزی معده داشته اما به بیمارستان منتقل نشده است.
وی با کاهش ۱۲کیلویی وزن مواجه شده و وضعیت جسمانیش وخیم و معده اش حتی آب را پس می‌دهد.
کسی هم برای رسیدگی به وضعیتش نیامده و پیگیر نبوده…

سعیدشیرزاد ۱۳کیلو کاهش وزن داشته، فشار خونش به شدت افت کرده، بهداری حتی از تزریق سرم خودداری می کند و شدت وخامت حالش به قدری است که بعضی مواقع معده اش آب را قبول نمی کند.

محمد بنازاده امیرخیزی با سن بالا (۷۵سال) به علت اعتصاب حال جسمانیش به شدت وخیم است و خواسته است وقت دکتر بگیرد که با مخالفت شدید زندان و دادستانی مواجه شده است.

وضعیت جسمی ابوالقاسم فولادوند، محمدامیر خیزی، سعیدماسوری، محمدنظری، سعیدشیرزاد، شاهین ذوقی تبار و دیگر ۱۱ نفری که هنوز در اعتصاب غذا هستند اصلاً خوب نیست،،،

یک پرونده جدید برای ۱۱ نفری که انفرادی بوده اند، باز شده که حتی در پرونده و پوشه زندان آنها ثبت شده است.
اتهاماتی که به آنها نسبت داده اند:
توهین علیه رهبری
توهین علیه مقامات کشوری
اخلال در نظم،،،
قاضی اجرای احکام کهندانی
و رییس زندان مردانی
باعث این پرونده سازی جدید هستند
گفتنی‌ست اگر این حکم ها تایید شود
بین دو تا دو و نیم سال حبس به
پرونده این زندانیان اضافه خواهد شد.

سعید ماسوری، رضا اکبری منفرد، ابوالقاسم فولادوند، امیرقاضیانی، شاهین اقدامی، ابراهیم فیروزی، حسن صادقی، سعید شیرزاد، شاهین ذوقی تبار، پیام شکیبا و مجید اسدی از جمله افرادی هستند که به علت اعتراضشان با پرونده سازی جدید مواجه هستند.

زندانیان در حال اعتصاب اعلام کرده اند تا رسیدن به خواسته هایشان، فعلا اعتصابشان ادامه دارد.

همچنان تمام شرایط همان شرایط سابق و کلیه زندانیان از امکانات اولیه محروم هستند.
هیچ گونه تهویه هوایی وجود ندارد.
آب آشامیدنی سالم وجود ندارد.
هیچ امکاناتی موجود نیست.
وضعیت بهداشتی بند اسفناک است.
آب کلا قطع می باشد . در روز ۲ ساعت وصل می شود که آن هم فقط آب سرد است. بچه ها مجبورند در هواخوری با شلنگ آب، زیر آفتاب حمام کنند.

اعتصابی ها به شدت ضعیف شدند و رسیدگی پزشکی به هیچ عنوان صورت نمی گیرد. به طوری که: بهداری زندان کماکان از معاینه و گرفتن فشار خون و سرم زدن خوداری می کند.
رییس زندان گفته دادستان دستور داده که هیچ وسیله ای در اختیارشان نگذارید؛
و آن ها از داشتن هر امکاناتی محرومند حتی رادیو ،تلویزیون و …

شکایاتی که مکتوب کردند برای گرفتن وسایل، از زندان خارج نشده.

آقای ابوالقاسم فولادوند همچنان ممنوع الملاقات هستند.

مواد غذایی که در سالن ۱۲ بود و توسط زندانیان خریداری شده بود کلا فاسد شده به طوری که بوی بد آن سراسر اندرزگاه را گرفته بود و پاسداربندها مجبور شدند یخچال ها را خالی کرده و مواد غذایی را دور بریزند با این حال فروشگاه زندان پول اجناس تخریبی و سرقتی زندانیان را از خود زندانیان می خواهد. که این امر با اعتراض سالن مواجه شد.

فروشگاه همچنان از آوردن موادغذایی اولیه مورد نیاز زندانیان امتناع می کند.

محمودی معاون حاج مرادی دادیاری که ناظر بر زندانیان سیاسی می باشد به سالن آمده و بچه ها شکایاتشان را در مورد سرقت و تخریب اموالشان به او ارائه دادند‌. اما محمودی به بچه ها گفته که هیچ مرجعی در ایران به شکایات شما رسیدگی نمی کند.

خبرهای داخل زندان حاکیست که گویا تمام این وضعیت با چراغ سبز مقامات اول قوه قضائیه صورت گرفته است.

امیر مولا دوست، زندانی سیاسی سابق محبوس در زندان‌های اوین و ارومیه مورد بازجویی و تهدید اداره اطلاعات ارومیه قرار گرفت.

 

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران، امیرمولادوست، زندانی سیاسی سابق که مدت ۴ سال در زندان‌های اوین و ارومیه زندانی بود، به دلیل تماس با یکی از زندانیان  سیاسی کرد محبوس در زندان ارومیه مورد احضار تلفنی و تهدید از سوی اداره اطلاعات ارومیه قرار گرفت.

 

یک منبع مطلع در این ارتباط به رادیو فرهنگ گفت:«امیر مولادوست روز گذشته، شنبه ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۶ به دفتر پیگیری اداره اطلاعات ارومیه احضار می‌شود و در این احضار امیر مولادوست به مدت دو ساعت مورد بازجویی مأموران اطلاعات قرار می‌گیرد و دلیل احضار وی را ارتباط تلفنی او با یکی از زندانیان سیاسی کرد محبوس دربند ۱۲ زندان ارومیه عنوان می‌کنند.»

این منبع ادامه می دهد:«امیر مولادوست با یکی از زندانیان سیاسی کرد محبوس در زندان ارومیه تماس تلفنی داشته که از دوستان امیر بوده و در این تماس از او خواسته به خانواده‌اش که در مهاباد زندگی می‌کنند، سری بزند.» 

شایان ذکر است، مأموران اطلاعات در طول بازجویی به امیر مولادوست گفته‌اند که به‌هیچ‌عنوان نباید با زندانیان سیاسی کرد ارتباط داشته باشی و تهدیدش کرده‌اند درصورتی‌که تکرار شود برای او پرونده‌سازی خواهند کرد.

 
امیر مولادوست در سال ۱۳۹۰ به اتهام اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی به چهار سال زندان محکوم شد.

وی که در سال ۸۸, در ستاد آقای موسوی به عنوان رابط فرهنگی غرب مشغول فعالیت بود، نهایتاً در ۷ دی‌ماه سال نود دستگیر و ابتدا در اداره اطلاعات ارومیه و سپس روانه اوین و بازداشتگاه ۲۴۰ و۲۰۹ می‌شود که مدت ۱۰ ماه در انفرادی به سر برد و سپس به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد، امیر مولادوست بعد از دو سال به علت بیماری پدرش به زندان ارومیه منتقل می‌شود و دو سال باقیمانده دوره محکومیت خود را در زندان ارومیه به‌پایان می‌رساند. 

این زندانی سیاسی اهل ارومیه در طول دوره‌ی محکومیت ۴ ساله خود بارها دست به اعتصاب غذاهای اعتراضی می زند که آخرین آن اعتصاب ۳۳ روزه در زندان ارومیه بود که  یکی از مؤثرتریناعتصاب‌های غذا در تاریخ زندانیان سیاسی بود.

این زندانی سیاسی، روز سه‌شنبه ١۶ آذر ماه ۱۳۹۴، در حالی کهمورد استقبال جمعی از فعالان مدنی و خانواده‌اش قرار گرفته بود از زندان ارومیه آزاد شد.

 

امیر مولا دوست هم‌اکنون به‌عنوان دامپزشک در شهر ارومیه مشغول به فعالیت می‌باشد و بارها اذعان داشته است که برای کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی کرد هر آنچه در توانشباشد انجام می‌دهد.

 

 

 

نامه مریم اکبری منفرد به سفرای بازدید کننده از اوین؛ به قهقرا رفتن  انسان و انسانیت را با چشم های خویش شاهد بودم

 

مریم اکبری منفرد زندانی سیاسی محبوس در بند نسوان (زنان) زندان اوین، در نامه ای خطاب به سفرایی که اخیرا از زندان اوین بازدید کردند از مواردی که از چشم آنان توسط مسئولین پنهان نگه داشته شده سخن گفته است. خانم منفرد که تجربه حضور در چند زندان را دارد و اکنون هشتمین سال حبس خود را در این زندان سپری می کند در توصیف وضعیت زنان در زندانهایی که شاهدش بوده می گوید “به قهقرا رفتن  انسان و انسانیت را با چشم های خویش شاهد بودم.”

متن کامل نامه مریم اکبری منفرد :

 

به سفرای محترم آقای اکتایتو تلمیودین سفیر محترم اندونزی, آقای ژوان کوتریا سفیر محترم پرتغال و دیگر سفرای محترم؛

برای تمامی کسانی که قلبشان برای انسان و انسانیت می تپد, برای ارزشی فراسوی مرزهای جغرافیایی.

به عنوان شاهد حرف می زنم. شاهد روزهای ناتمام و دهشتناک شهرری و گوهردشت و اوین, جایی که نفس یاری نمی رساند. سوله های تاریک و سقفی بلند بدون پنجره و روزنه و نور طبیعی؛ سوله هایی مملو از دود سیگار با دویست نفر جمعیت در هر سوله با ازدحام سرو صدا و بهم ریختگی اعصاب و روان زندانیان , “به قهقرا رفتن  انسان و انسانیت را من با چشم های خویش شاهد بودم.”

شاهد لحظه های پرتلاطم. چشمهای خشمگین زندانیان و باتوم های گارد ویژه زندان بر تن رنجور زنان و دخترکان بیچاره. شاهد دعوا برای غذا و نان در سالنی به نام سالن غذا خوری که از طرف زندانیان به سالن کتک خوری تغییر نام یافته بود. غذایی که به عنوان جیره به زندانیان داده می شد آنقدر کم و اندک بود که زندانیان گرسنه غذاهای پس مانده در ظرف ها و غذاهای ریخته شده بر روی زمین را جمع می کردند و لحظه ای بعد پرتاب سینی ها غذا و صندلی و دعوا بر سر همان غذای پس مانده.

کف کثیف و آلوده ی سالن غذاخوری که هرروز چندین نفر نقش زمین می شدند. شاهد دخترکان زیبایی که چگونه قربانی جرم خودساخته رژیم (ارتباط نامشروع) شده بودند. من خویش دختر ۱۱ ساله ای را دیدم که برای تنبیه از کانون اصلاح و تربیت کودکان به زندان (تبعیدگاه گوهردشت) تبعید شده بود. دختر ۱۱ساله ای که جرمش اعتیاد به موادمخدر بود. حال گمان می کنید که این دختر کوچک در زندان گوهردشت در کنار جمع کثیری از محکومان خطرناک چه چیزهایی خواهد آموخت.

من شاهد به باتلاق کشیده شدن دختران و زنانی بودم که به آنچه بر سرشان آمده بود گردن نهاده بودند و برای ۱۵ دقیقه تلفن و یا چند روز مرخصی انجام می دادند آنچه را که زندانبانان می خواستند.

شاهد دخترکان و زنانی که واژه واژه ظلم و جور رفته بر آنان از روی چهره ی زیبایشان نمایان بود. دختران و زنانی که بارها سنگینی طناب دار را دور گردن خود احساس کرده بودند. زنان و دخترانی که سالهای سال زیر حکم اعدام نفس می کشیدند و حال حدس بزنید هر روز در انتظار مرگ بودن چه احساسی دارد.

به عنوان شاهد حرف میزنم. شاهد تلاش های بسیار برای وارونه نشان دادن واقعیات, برای تکذیب خبرهای سایت ها و گزارش ها از نقض فاحش حقوق بشر در زندان های ایران, انتقال تعدادی از زندانیان به بند های امنیتی زندان اوین و مکان دیگر هنگام حضور سفرای محترم در تاریخ چهاردهم تیرماه ۹۶ در زندان اوین حجتی محکم برای وضعیت اسفناک زندان های ایران می باشد.

آقایان سفرای محترم که از دیده های خود شگفت زده شده بودید آنچه را که شما مشاهده کرده بودید صورت بزک کرده زندان های این حاکمیت اسلامی بود. زمانی که تصویر نشست شما را در روزنامه ها دیدم در لحظه آرزو کردم ای کاش آن درختان بلند و سرسبز که شماها در پناه سایه هایشان ساعاتی را به گپ و گفتگو گذراندید توان سخن گفتن داشتند و می گفتند از لحظه ای که تنها یک نهال بودند تا به امروز شاهد چه صحنه هایی بوده اند.

من در زندان شهرری شاهد بودم زندانیانی که زیر حکم اعدام هستند عاجزانه از خانواده هایشان خواهش می کردند که به قضاتشان بگویند حکم اعدام آنها را هرچه زودتر اجرا کنند, نه , آرزوی ماندن در زندان را نداشتند.

دیوارها بلندتر می شوند و میله ها نزدیک تر, گرمای نفس هایم را روی صورتم احساس می کنم. آری من به عنوان کسی که در آستانه هشتمین سال حبس ام می باشم هر روز و هرلحظه شاهد به افول رفتن سلامت جسمی هم بندیانم به خصوص خانم مهوش شهریاری که در آستانه دهمین سال حبسش می باشد و دیگر هم بندیانم که اینک بیرون از زندان می باشند از جمله خانم کبری بنازاده, ناهید ملک محمدی, مطهره بهرامی و …

در میان این برزخ در حصار میله ها و شرایط غیر انسانی بوده ام.

آقای محبی مدیرکل زندان های ایران فرموده بودند اقدامات فراوانی در زندان در قالب حرفه آموزی در جهت آموزش و یادگیری افراد برای پر کردن اوقات فراغت و بهره گیری از زندان صورت گرفته از قبیل آموزش های معرق کاری و پیرایشگری…

 

در حالی که حداقل حقوق انسانی یک زندانی رعایت نمی شود, پیرایشگری و معرق کاری به چه کارشان می آید.

ایشان گفته بودند زندانیان در کارگاه های خیاطی و نجاری اشتغال دارند و پنجاه درصد دستمزدی که دریافت می کنند به خانواده های آنان تعلق دارد و بیست و پنج درصد آن در حین گذراندن دوران محکومیت و بیست و پنج درصد آن پس از آزادی به آنها پرداخت می شود. آیا  آقای محبی در مورد میزان دستمزد این زندانیان نیز چیزی فرمودند؟

ایشان فرموده بودند مددجویان در زمان تحمل کیفر در مقاطع مختلف تحصیلی به تحصیل پرداخته و تحصیلات خود را تکمیل می کنند بله البته این مصداق بارز آن جمله است که «اوین بازداشتگاه نیست دانشگاه است»

فرموده بودند در زندان زندانیان مترجمی زبان انگلیسی آموزش می بینند در شرایطی که ورود کتاب به زبان های خارجی در اوین ممنوع است و دلیل آن نیز نداشتن مترجم زبان خارجی است!.

آیا این موارد همگی در همین جا در زیر همین آسمان در زندان های ایران در حال وقوع است ؟ بهشت برین اوین و دیگر زندان ها . . .

جای بسی شگفتی است, پس زندان هایی که من مشاهده کرده م در کجای این کره خاکی واقع است؟ از تعالیم قرآن کریم گفته بودید, اجبار در حفظ آیات قرآن و انجام شعائر دینی برای کسب امتیاز به امید داشتن شرایط بهتر در زندان و یا رفتن چند روز مرخصی و یا برای خلاصی از طناب دار و نه برای روح معنوی آن.

آقای غریب آبادی معاون امور بین الملل ستاد حقوق بشر فرموده بودند برخی کشور ها و رسانه ها تصویری دروغین و ناصحیح از زندان های ایران نشان می دهند! اگر که این است با وجود شرایط بسیار عالی در زندان هایتان چرا گزارشگر ویژه حقوق بشر آقای احمد شهید و اینک همکار ایشان خانم اسما جهانگیر هیچ زمانی اجازه ورود به ایران را نداشته اند چه برسد به بازدید از زندان ها؟

آقای غریب آبادی از خدمات ارزنده ی بهداشت و سلامت سخن گفته اند. آیا در همین زندانها نبود که آقای محسن دکمه چی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان بیمار شدند و بر اثر بیماری جان گرانمایه خود را از دست دادند؟ مگر نه اینکه آقای هدی صابر در همین زندان اوین به دلیل تاخیر در رساندن به مراکز پزشکی جان گرانمایه خود را از دست دادند؟ در این لحظه که در حال نگارش این خطوط می باشم هم بندی عزیزم آزیتا رفیع زاده مادر بشیر ۶ ساله که همسرش نیز پیمان کوشک باغی در زندان گوهردشت دوران حبس خود را می گذراند در تاریخ ۱۵ تیرماه ۹۶ دچار شکستگی انگشت دستش از دو ناحیه شده است ولی امروز که سومین روز این حادثه می باشد هنوز مجوز برای اعزام بیمارستان و انجام امور پزشکی از سوی مسولین صادر نشده است.

آری من شاهد لحظه ها و شرایطی بوده ام که قلم را توان نوشتن نیست. برای من که قدم در راه آزادی گذاشته ام و در عبور از این گذرگاه تنم بس زخم برداشته از جفاها, تبعید و انتقال و ممنوعیت ها بخشی از زندگی ام شده شاهد برهوتی موسوم به شهرری و گوهردشت و اوین بی هیچ نشانی برای زیستن که گیاه از زیستن باز می ماند اردوگاهی برای مرگ تدریجی نه برای حبس کشیدن.

هنوز صدای له شدن عزت انسان را در گوشم می شنوم.

آنچه من دیده ام و چشیده ام وقاحت بود و قساوت. دست های بسته ام را به سوی شما دراز میکنم که چونان همیشه دستهای من باشید برای در افکندن پرده ها و افشای خیمه شب بازی به اصطلاح ارج و قرب زنان!

دوباره صدای دردها را به گوش شما می رسانم که صدای طنین افکن من باشید, در جایی که نفس نمی آید غریو خشم را از گلوی پرنفستان بکشید.

مریم اکبری منفرد

زندان  اوین

 

شایسته سادات شهیدی، مادر علی شریعتی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین می گوید : برخلاف وعده مسئولان با آزادی مشروط فرزندم مخالفت می کنند. 

 

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران ، شایسته سادات شهیدی، مادر علی شریعتی که از دهم آبان ماه ۱۳۹۵ در زندان اوین به سر می‌برد گفت : " بعد از اعتصاب غذای ۷۵ روزه فرزندش، مسئولان قضایی و مسئولان زندان اوین با وعده آزادی مشروط از او خواستند که به اعتصاب پایان دهد اما با گذشت بیش از ۵ ماه از آزادی مشروط او جلوگیری می‌کنند. " 

شایسته سادات شهیدی، مادر علی شریعتی در مصاحبه ای با کمپین بین المللی حقوق بشر گفت: «گفته بودند اعتصابت را بشکن آزادی مشروط را اعمال می‌کنیم. درخواست علی اعاده دادرسی بود. می‌گفت حکم اش ناحق است. او آزادی مشروط نخواسته بود. خودشان این وعده را دادند و علی اعتصاب را شکست اما به وعده‌شان عمل نکردند و حالا می‌گویند بازجو قبول نکرده است. لطفا بنویسید که سر اعتصاب به علی قول دادند و علی اعتصاب اش را شکست اما حالا خلف وعده می‌کنند.» 

 

علی شریعتی در بند ۷ زندان اوین در کنار زندانیان مالی به سر می‌برد. مادر او این چنین ادامه داد : «چندین بار برای وضعیت چشم و دندان علی که مشکل دارد، نوبت دکتر گرفتیم، از دادستانی مجوز گرفتیم و به زندان دادیم. سه بار این اتفاق افتاد اما زندان اجازه نمی‌داد. می‌گفتند باید دکتر زندان ببیند. دکتر زندان نامه نوشت که باید بیرون از زندان مداوا شود. منتهی با اینکه دادستان نامه به زندان داده بود که بدون دستبند و بدون لباس زندان ببرند اما آقای چهارمحالی، رئیس زندان اوین قبول نکرد. گفتند باید با لباس زندان و دستبند باشد و بعد هم ممانعت کردند و گفتند نمی‌تواند برود. درخواست مرخصی هم دادیم اما بازجوی علی موافقت نکرد. هیچ دلیلی هم به ما نگفتند. اصلا علت که به ما نمی‌گویند، می‌گویند بازجو قبول نکرده. علت را که ما نمی‌توانیم بپرسیم. مگر می‌توانیم بپرسیم که چرا گرفتید؟»

 

مادر علی شریعتی همین طور گفت که فرزندش اولین بازداشتی توسط وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی است: «علی زمان احمدی نژاد در سال ۸۸ زندانی شد آن موقع دو سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق حکم دادند که در دادگاه تجدید نظر شد یک سال و حکم‌اش را گذراند. اما بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی که انتظار داشتیم وضعیت بهتر شود آقای صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به علی حکم سنگین ۱۲ سال و ۹ ماه داد. این حکم البته در تجدیدنظر و سپس با اعمال ماده ۱۳۴ شد ۵ سال و الان علی دو سال نیم از حکم‌اش را گذرانده و مشمول آزادی مشروط است و ما خواستار آزادی او هستیم.»

 

او درباره مطالباتش از دولت گفت: «آقای روحانی و آقای علوی، وزیر اطلاعات، از من بهتر وضعیت علی را می‌دانند نمی‌دانم چرا اقدامی نمی‌کنند. آقای علوی کاملا در جریان است دو بار که علی اعلام کرد مرا بازجویی می‌برند زنگ زد و گفت پسرم خلاف واقع چیزی را ننویس. یعنی قبل از بازداشت علی، موقعی که او را بازجویی احضار می‌کردند آقای علوی زنگ زد. در ادامه همان بازجویی‌ها، علی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و ما نمی‌دانیم این چه معنی می‌دهد. چرا آقای روحانی یا آقای علوی کاری نمی‌کنند. بازجوی علی اتفاقا به او گفته بود ببینیم حالا حسن روحانی برایت چه می‌کند؟ گفته بود تو بیش از حد از دولت حمایت کردی.»

 

علی شریعتی، ۲۹ ساله، فارغ التحصیل رشته معماری در مقطع کارشناسی، اولین بار در ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹ در تجمعات خیابانی برای اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دستگیر و به مدت یک ماه در سلول انفرادی زندان اوین بود. پس از آن با قرار وثیقه آزاد شد. او بعدتر در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به دو سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. دادگاه تجدید نظر این حکم را به یکسال حبس کاهش داد و شلاق نیز بخشوده شد. علی شریعتی هشت ماه از دوران یک سال حبس خود را گذراند و آزاد شد.

آقای شریعتی مجددا ۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۳ در زیر پل سیدخندان تهران بازداشت شد. او به همراه عده دیگری به مناسب  عید مذهبی «نیمه شعبان» و برای رفع حصر سران جنبش سبز «نذری پخش می‌کردند که توسط نیروی انتظامی دستگیر شد و بعدتر پس از یک هفته بازجویی به او اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم شد اما با قرار وثیقه آزاد شد.

بار سوم در روز ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۳ در منزلش دستگیر شد. او طی دو جلسه دادگاه در تاریخ های ۳۰ خرداد و نهم شهریور ماه ۱۳۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی از طریق شرکت در تجمع ۳۰ مهر ماه ۹۳ در اعتراض به اسیدپاشی‌ها، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری و داشتن ماهواره در منزل متهم و محاکمه شد. در تاریخ ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۴ طی حکمی که به او ابلاغ شد به دلیل این اتهامات به اشد مجازات یعنی به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد. دادگاه شعبه ۵۴ تجدید نظر او ۲۱ دی ماه ۱۳۹۴ برگزار شد. بر اساس رای این دادگاه که در خرداد ماه ۱۳۹۵ ابلاغ شد، علی شریعتی از سه اتهام «توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری و تبلیغ علیه نظام تبرئه» شد اما برای اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم شد. اعاده دادرسی او نیز در شعبه ۳۳ دادگاه انقلاب قم در شهریور ماه ۱۳۹۵ رد شد.

او روز ۱۰ آبان ماه ۹۵  بدون اطلاع قبلی و هنگامی که برای کار شخصی به شهرداری رفته بود در آنجا بدون اطلاع قبلی بازداشت و روانه زندان اوین شد.

علی شریعتی در نامه‌ای به حسن روحانی از داخل زندان از او خواسته بود در برابر پرونده سازی‌ها به انفعال خود پایان دهد. او در این نامه که همراه با مجید آذرپی (از دیگر فعالان ستاد روحانی در سال ۹۲ که زندانی بود) خطاب به حسن روحانی نوشته بود: «متأسفانه اقدامات حمایتی ما از دولت تدبیر و امید به مذاق پرونده سازان امنیتی خوش نیامد و صرفاً برای برخورد و مأیوس نمودن یاران جوانتان، ما را دستگیر و پس از بازداشت در بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲ الف، با فهرست بلند بالایی از اتهامات امنیتی و سیاسی باور نکردنی و کذب و ساختن کوه از کاه، راهی دادگاه انقلاب کردند. حدیث مظلومیت جوانان این سرزمین در دادگاه‌های غیرعلنی انقلاب و احکام ناعادلانه مفصل است. با این حال انفعال برخی اعضای دولت حضرتعالی بخصوص در حوزه دادگستری و اطلاعات بیش از هر چیزی مایه تکدر خاطر است.»

این دو زندانی سیاسی در ادامه توضیح داده بودند: «با الهام از آموزه‌های دینی، ملی و مذهبی و برای رهایی خود و خانواده‌هایمان از رنج تحمیلی دستگاه‌های اطلاعاتی و قضایی و به تأسی از سیدالشهدا به وظیفه شرعی خود در مقابل این ظلم و ناعدالتی آشکار سکوت خود را با اعتصاب غذای نامحدود تا برآورده شدن خواسته‌های قانونی و مشخص خود که همانا اجرای عادلانه قانون در قبال پرونده خودمان است، می‌شکنیم. از شما به عنوان مجری قانون اساسی درخواست داریم که در برابر این پرونده سازی‌ها به انفعال خود پایان داده و اجازه ندهید که جریانات تندرو با این احکام ناعدلانه، آب به آسیاب دشمنان این مرز و بوم بریزند. تدبیر جز این است که امید سوزی در بین فعالان دلسوز، صادق و قانونگرا، تداوم بخشیده شود.»

 

 

 

علی شریعتی، فعال مدنی و از فعالان ستاد حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، طبق حکم دادگاه تجدید نظر که در خرداد ماه ۱۳۹۵ ابلاغ شد به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی «از طریق شرکت در تجمع ۳۰ مهرماه ۱۳۹۳ مقابل مجلس شورای اسلامی علیه اسید پاشی» به پنج سال زندان محکوم شده است. تجمع علیه «اسیدپاشی به زنان» که علی شریعتی به دلیل شرکت در آن به پنج سال زندان محکوم و زندانی شده، تجمعی بود در اعتراض به اسیدپاشی های سریالی علیه زنان در اصفهان که در فاصله شهریور تا ۲۴ مهر ماه سال ۱۳۹۳ در اصفهان رخ داد. پس از انتشار خبر این اسیدپاشی‌های سریالی بر زنان، چندین تجمع مردمی در اصفهان، مشهد و تهران در اعتراض به این اسیدپاشی های برگزار شد که تجمع ۳۰ مهر ماه سال ۱۳۹۳ مقابل مجلس شورای اسلامی از جمله این تجمعات بود. مقام های قضایی و فرماندهان نیروی انتظامی و وزارت کشور با گذشت سه سال از آن اسیدپاشی ها اعلام می‌کنند که هنوز قادر به شناسایی عوامل این اقدام نیستند اما معترضان به آن از جمله علی شریعتی بازداشت و زندانی شده‌اند.

علی شریعتی که در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۳ بازداشت و در تاریخ ۲۷ اردبیهشت ماه ۱۳۹۵ به مرخصی آمده بود،۱۰ آبان  ماه ۱۳۹۵ مجددا بازداشت و برای گذراندن حکمش به زندان اوین منتقل شد اما بلافاصله و از همان روز بازداشت در اعتراض به اجرای چنین حکمی، اعتصاب غذا کرد. اعتصاب غذای ۷۵ روزه این زندانی سیاسی را با «خطر و مشکلات جدی جسمی» و احتمال «از دست دادن کبد» مواجه کرده بود و او در نهایت ۲۵ دی ماه ۱۳۹۵ به اعتصاب خود پایان داد.

 

آرش صادقی کنشگر مدنی زندانی که در شصت و چهارمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود به سر می برد، شب گذشته درپی بالاآوردن مکرر خون، و وخامت شدید وضعیت جسمی اش نیمه بیهوش به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد. 

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران آرش صادقی شب گذشته در اثر تپش قلب، تنگی نفس و افت فشار شدید و حالت تهوع و بالا آوردن مقادیر زیادی خون به بیمارستان طالقانی منتقل شد.

وی شب گذشته به حدی خون بالا آورد که در حالت نیمه بیهوش قرار گرفته است. 

پزشکان بیمارستان وضعیت وی را بسیار وخیم گزارش کرده اند و برای او دستور انجام اندوسکوپی و سرام تراپی صادر کرده اند اما آرش صادقی با وصل سرم مخالفت کرده است , سپس ماموران زندان اوین وی را بدون آنکه روی او کاری صورت دهند از بیمارستان طالقانی در همان نیمه جان به زندان اوین بازگردانده اند. 

آقای صادقی که در شصت و چهارمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را به سر می برد، از مشکلاتی همچون افت فشار خون، حالت تهوع، تپش قلب، تنگی نفس، بالا آوردن لخته خون، بی خوابی مفرط، کاهش وزن شدید و لاغری مفرط، پوسته پوسته شدن پوست بدن، بریده بریده گفتن کلمات، غلظت خون بالا و خطر ایست قلبی، مشکلات معدوی و کلیوی که همگی از عوارض اعتصاب غذاست، رنج می برد. 

این در حالی است که مسئولین هیچ گونه واکنشی نسبت به خواسته ها و وضعیت وخیم جسمانی وی نشان نداده اند.

 

 

Go to top