زبان مادری یا زبان اول

زبانی مادری یا همان زبان اول زبانی است که کودک در رحم مادرش با آن آشنا می شود و بعد از بدنیا آمدن با فراگیری آن تمام احساسات خود را از طریق آن بیان می کند و با داشتن پشتوانه ای به نام زبان مادری قدم هایش را به سوی جامعه بر می دارد بهتر است بگوییم زبان مادری پلی است ارتباطی بین خانواده و جامعه چون که کودک با قدرتی که زبان مادریش در او ایجاد می کند این توانایی را پیدا می کند با اطرافیانش چه در خانواده یا مدرسه و یا جامعه خود ارتباط پیدا کند.  زبان در جوامع انسانی دارای یک دوره تاریخی است. در دنیای کلاسیک زبان به منزله یک وسیله جهت برقراری ارتباطات مختلف است”. فردینان دو سوسور ”زبان‌شناس سوئیسی بعد از سال ها تحقیق و مطالعه در این زمینه، به این نتیجه دست یافت که در دنیای مدرن زبان تنها یک وسیله ارتباطی بین انسان ها نیست، بلکه زبان پدیدآورنده دنیا و هستی میباشد و زبان در شکل گیری شخصیت افراد نقش مهمی دارد. فردی که از زبان مادری خود محروم باشد گرچه میتواند به وسیله سایر زبان ها با دیگران ارتباط برقرار کند، اما ”هیچ گاه نخواهد توانست تا احساسات خود را با زبانی به غیر از زبان مادری خود بیان کند. دنیای هر انسانی بر اساس زبان مادری اش شکل میگیرد”با این توصیف به اهمیت والای زبان مادری در زندگی شخصی هر انسانی پی میبریم.یک کودک اولین کانونی که بعد از خانواده وارد آن می شود مدرسه است او حال با فضایی جدید روبرو است و افرادی جدید و تنها چیزی که از خانواده همراه خود دارد و حامی اوست زبان مادریش است چون میتواند تمام خواسته هایش را از اطرافیان جدیدش طلب کند و بلعکس به خواسته های اطرافیان واکنش نشان بدهد با توجه به گفته آقای دو سوسور زبان پدید آورنده دنیا و هستی است با زبان است که نیازهای ما گفته می شود و حل این نیازها به آرامی هستی را خلق می کند زبان همان تفکر است اما مصوت.زبان مادری را زبان اول می نامند و هر زبانی که بعد از آن بیاموزیم زبان دوم و به همین ترتیب,برای برقراری ارتباط با محدوده ای وسیع تر از جامعه یا کشور خود ما لازم داریم زبان های بیشتری فرابگیرم,  علت های مانند تحصیل ,مهاجرت, گردشگری,تجارت و یا هر دلیل دیگری و این به میزان نیاز هر شخص بستگی دارد بعضی افراد از بدو تولد تا زبان مرگ تنها یک زبان را فرامی گیرند و آن زبان مادریشان است و بعضی افراد هستند که علاقه خلاصی به یادگیری زبان های دیگر دارند مانند زیاد یوسف فصاح لبنانی که با آموختن 58 زبان نام خود را تا سال 1998 در کتاب ثبت رکوردها گینس به ثبت رسانید ولی بعدا بدلیل اینکه در یک برنامه تلویزیونی نتوانست ادعای خود راثابت کند این رکورد از او پس گرفته شد وحال جای این رکورد در کتاب ثبت رکورد گینس خالی است.یا جوان ایرانی به نام علی پیرهانی در سن 24 سالگی موفق به یادگیری 19 زبان شده است یا همچنین جوانی آمریکایی که قادر است به 17 زبان سخن بگوید,این ها همه به علاقه شخصی برمیگردد و یا به نیازهای که فرد را تشویق به یادگیری زبان های دیگر بجز زبان مادریش میکند.هویت ,تاریخ و فرهنگ یک کشور را می توان به چند روش می توان از بین برد روش اول با نابودی فیزیکی آن قوم یا ملت است مانند بمباران اتمی و روش دیگر جلوگیری از ترویج و ادامه حیات فرهنگ آن ملت است یعنی از بین بردن فرهنگ آن ملت و در حال حاضر شاهد از بین رفتن تعداد زیادی از زبان های مادری در دنیا هستیم در جهان حدود 3000 زبان مختلف وجود دارد که طبق گفنه زبانشناسان 40 درصد آنها در حال نابودی هستند برای مثال در ایران بدلیل سیاستی که دولت حاکم در پیش گرفته و در طول سالیان دراز است که آن را برنامه ریزی کرده اند شاهد از بین رفتن فرهنگ و تاریخ  قوم ها و ملل غیر  فارس هستیم و یک ذوب فرهنگی در حال رخ دادن است در هر جامعه ایکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضوعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه نابودی انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است.در ایران زبان ها و گویش های مختلفی داریم که عبارتند از:فارسی یا پارسی,کوردی,تاجیکی,ترکی,تالشی,تاتی,پشتو,زازاکی,بلوچی,لکی,لری,مازنی و غیره که متاسفانه در حال حاضر در ایران فقط زبان فارسی در مدارس تدریس میشود در صورتی که زبان دوم بسیاری از مردم ایران است و این یک ظلم بسیار بزرگ در حق آنهاست.تلاش های زیادی در راستای شروع تدریس زبان مادری در مدارس از سوی قومیت ها وملل موجود در ایران انجامیده که بدلیل سیاست های دولت حاکم  به بن بست برخورده اند.متاسفانه بسیاری از جوانان و نوجوانان ایرانی تحصیل کرده در خواندن و نوشتن زبان مادریشان ناتوان هستند و این یک فاجعه فرهنگی است.این حق هر ملتی است که زبانش را بیاموزد و مردم هم در این راستا باید دست از تلاش برندارند.مشکلات زیادی پیرامون تدریس نشدن زبان مادری وجود دارد از قبیل:

1.پایین آمدن اعتماد به نفس در کودکان در دوران تحصیل

2.پایین آمدن سطح علمی به علت نفهمیدن بعضی از مطالب تحصیلی

3.گسیختن از مدرسه و ترک تحصیل بدلیل عدم توانایی در برقراری ارتباط با معلمین و دروس

4.عدم توانایی در تجزیه و تحلیل مناسب دادهای دریافتی از اطراف مخصوصا مدرسه به زبان دوم

5.جامعه گریزی و خانواده گرایی بدلیل ضعف در ارتباط کلامی

و موارد بسیار دیگر که در جامعه شاهد آن هستیم و دلیل آن سیاست غلط حاکم بر جامعه است.

راهکارهای که پیشنهاد میشود برای جلوگیری از این ذوب فرهنگی عبارتند از:

1.تدریس زبان مادری در مدارس

2.صحبت نکردن والدین با زبان دوم آنها در منزل مخصوصا دوران قبل از مدرسه چون باعث دوری از زبان مادریشان می شود

3.برپایی کمپین ها و گردهمایی های در رابطه با زبان مادری

4.جلوگیری از نفوذ کلمات بیگانه به درون زبان مادری

5.اموزش زبان مادری به صورت نوشتاری در منزل توسط والدین

6.خواندن مجلات,سایت,روزنامه,کتب به زبان مادری برای کودکان

امیدورام مردم در سرتاسر جهان در حمایت از زبان مادری جدیت نشان بدهند و برای جلوگیری از این فاجعه حداکثر تلاش خود را بکنند.

روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده است. نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شده است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان ها اعلام کرد و من هم به نوبه خود امیدوارم توانسته باشم در این راه قدم کوچکی برداشته باشم و با سخنی از
خانم ”سیلویا وارنر ”نوشته خود را پایان می دهم, شاعر و داستان نویس انگلیسی در این خصوص می‌نویسد: «ملتی که ققنوس خود را آتش می‌زند خود را می‌سوزاند.» و این ققنوس چیزی نیست مگر فرهنگ و هویت که بارزترین جلوه ی آن زبان است، نادیدن هویت یعنی نابودی خود.

نوشته شده توسط امید محمدی

Go to top