داریوش

داریوش

به گزارش جبه دموکراتیک ایران و به نقل از بی بی سی مقامات محلی ولایت هرات تایید می‌کنند که یک کارمند ارشد این نهاد به اتهام جاسوسی برای ایران از سوی نیروهای امنیت ملی بازداشت شده است.

جیلانی فرهاد، سخنگوی والی هرات، می‌گوید این شخص از سوی یک هیات ویژه بازداشت و برای تحقیقات بیشتر به کابل فرستاده شده است.

شخص بازداشت شده پیش از این در پست‌های بلند اداره محلی ولایت فراه نیز کار کرده است.

در سالهای گذشته هم مواردی از قضایای مشابه در هرات رخ داده که پرونده‌های آنها در دادگاه هرات بررسی شده و متهمان به اتهام جاسوسی برای ایران محکوم به زندان شده‌اند.

هرات در غرب افغانستان در همجواری با کشور ایران قرار دارد. پیش از این شماری از مقام‌های افغانستان به خصوص در مناطق غربی این کشور که با ایران مرز دارد، از دست داشتن اتباع ایرانی در ناامنی‌های این مناطق و حمایت ایران از مخالفان مسلح خبر دادند، ادعایی که از سوی مقامات ایران رد شده است.

تظاهرات و نارضایتی بیش از هشتاد شهر کشور رو به آمریکا و اسرائیل و عربستان نسبت دادید و این یک امر طبیعی است چون با این حرف ها هم می شود روان فریبی کرد و هم می شود پیروان و رهروان رو توجیح کردکه این ها کار های دشمن است پس بگیرید، بزنید و بکشید. کدام دیکتاتور از نارضایتی مردمش حرف میزند؟ هیچکس!! پس عمل شما هم طبیعی است.شما مردم رو به دو دسته حزب الهی و غیر حزب الهی، خودی و غیر خودی و مومن و غیر مومن تقسیم می کنید. شما دروغ میگویید!! مگر در جنگ ۸ ساله همه مردم شرکت نداشتند؟ در همه جای ایران و از هر قشری از جامعه شهید دادیم آیا می شود مردم رو تقسیم بندی کرد؟ شما مردم را نکشید و امنیت بدهید تا مردمی را که میگویند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران یک روز در خیابان بیایند خواهیم دید میلیون ها نفر خواهند بود.شما حتی اجازه ندادین مردم سر قبر کوروش بزرگ بروند.ما با غزه و لبنان کاری نداریم مشکل ما باشماست. چرا ثروت ها و پول های مردم در کشورهای دیگر هزینه می کنید؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.شما به مردم توهین کردید شما مردم معترض را به مگسی که بر زخم می نشیند تشبیه کردید ولی بذارید مردم بیایند حرفشان را بزنند چرا میترسید؟ چرا میزنید و میکشید؟ مردم جانشان را کف دستشان گذاشته اند و به خیابان می ایند برای نه گفتن به فقر، گرانی، فساد، زور و درخواست آزادی، رفراندوم و زندگی بهتر. آیا اینها که جانشان را از دست میدهند برای رفاه جامعه وطن پرست نیستند؟ اینها دروغ میگویند در ایرانی بودنشان؟ مردم را به بی دینی و بی اخلاقی وبی وطنی محکوم می کنید و مردم را با این جرایم در زندان ها شکنجه می کنید من بودم و دیدم.مردم با زبان کاملا مصالحت آمیز حقوقشان را طلب می کنند اما شما به کشورهای دیگر نسبت میدهید.مردم ایران مردم نجیبی هستند و چهل ساله در صحنه های گوناگون هزینه کرده اند و شما قدرت را در دست گرفته اید و این انصاف نیست هم تهمت بزنید و هم زندانی کنید و عده ای را بکشید و این با هیچ دین و انسایتی سازگار نیست بجز حکومت دیکتاتوری.

جنبش تمام نشده!! چون بی خانمانی، گور خوابی، مسائل اقتصادی، بیکاری، گرانی، فساد و چپاول هنوز حل نشده و دولت پاسخی ندارد بجز کشتن و زندانی کردن و سرکوب کردن. یک زمانی می گفتید انقلاب پابرهنگان و مستعضفان است آیا نمیدانید این مردم که الان به پا خواسته اند از طبقه مستعضفان و گرسنگان هستند.خواسته های مردم کاملا مشخص است، چطور میگویید مشخص نیست؟ مردم میگویند مرگ بر دیکتاتور مردم رفاه، آزادی ورفراندوم می خواهند مردم دیگر خواستار رهبری فردی نیستند مردم نمی خواهند به چهل سال پیش برگردند، چطور میگویید جنبش رهبری ندارد؟ تمام شخصیت ها ، تشکل ها، گروه ها و احزاب بیرون و درون کشور از جنبش حمایت می کنند، مردم از کسانی که برای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، رفاه، امنیت و عدالت برنامه دارند حمایت می کنند.مردم خواسته هایشان مشخص است و متحد هستند ولی شما مردم را سرکوب می کنید .به مردم اجازه حرف زدن بدهید به آنها اجازه بدهید به صورت مصالحت آمیز حرفهایشان را بگویند.شما حق ندارید مردم را سرکوب کنید!! اگر آنها دفاع می کنند مشروع است و پیشنهاد می کنم خواست های مردم را بشناسید چون مردم ناراضی هستند و زندگی بهتری می خواهند مردم را به زور وادار به پذیرفتن وضعیت موجود نکنید. پول های آنها را در کشور های دیگر خرج نکنید.چرا به مردم میگویید فتنه گر؟امیدوارم از تاریخ درس بگیرید!

به گزارش جبهه دموکرتیک ایران و به نقل از خبرگزاری دویچه از انتشار خبر سفر سید محمود هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای درمان به خارج از کشور چند روزی می‌گذرد. سرانجام معلوم شد که او در شهر هانوفر آلمان بستری است. نامه‌ای اعتراضی به مقامات ایالتی نوشته شده است.

روزنامه‌های آلمانی بیلد و "هانوفرشه آلگمانیه" (HAZ) روز جمعه (۵ ژانویه/ ۱۶ دی) خبر دادند که "آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی ۶۹ ساله که از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی است و جانشین احتمالی او محسوب می‌شود برای مداوا در بیمارستانی در آلمان بستری شده است."

خبر سفر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای مداوا را دو هفته پیش سید علا هاشمی، فرزند او بدون نام بردن از کشوری خاص اعلام کرده بود. او گفته بود:« آیت‌الله هاشمی شاهرودی برای تکمیل دوره درمانی سفری به خارج از کشور کردند و بزودی باز می‌گردند و جای هیچ نگرانی وجود ندارد و خوشبختانه در سلامت کامل هستند و دروس و برنامه‌ها را پیگیری می‌کنند».

"دادستان هانوفر در حال بررسی اتهام‌های شاهرودی"

همزمان با انتشار خبر بستری شدن هاشمی شاهرودی در آلمان، خبرگزاری "اهل بیت" (ابنا) با انتشار خبر عیادت حجت‌الاسلام رمضانی، مدیر مرکز اسلامی هامبورگ از آیت‌الله هاشمی شاهرودی، عکسی را منتشر کرد که در آن، پروفسور سمیعی نیز دیده می‌شود.

پروفسور سمیعی در حال حاضر ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد.

"فوکوس آنلاین" آلمان می‌نویسد: «پرفسور سمیعی دارای روابط بسیار خوبی با ایران است و در حال احداث یک بیمارستان در تهران است که به لحاط وسعت دوبرابر بیمارستان هانوفر است».

"فوکوس آنلاین" می‌افزاید: «در دوران ریاست هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه، ایران شاهد اجرای احکام اعدام، بازداشت‌های خودسرانه و شکنجه منتقدان و چند مورد اعدام جوانان زیر ۱۸ سال بوده است».

هاشمی شاهرودی طی حکمی از سوی آیت الله خامنه‌ای درتاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.

به گزارش "هانوفرشه آلگمانیه" (HAZ) دولت ایالت نیدرزاکسن و اشتفان وایل، نخست وزیر سوسیال دمکرات این ایالت، نامه‌ای اعتراض‌آمیز در مورد حضور هاشمی شاهرودی دریافت کرده‌اند.

در این نامه نوشته شده است :«دستان این کشتارگر به خون مردم ایران آغشته است. او باید به اتهام "جنایت علیه بشریت" محاکمه و محکوم شود».

براساس گزارش "هانوفرشه آلگماینه" دادستان دریافت این نامه را تایید کرده و در حال بررسی اتهام‌های مطرح شده است.

هاشمی شاهرودی متولد شهر نجف در عراق است. او عضو فقیه شورای نگهبان، نائب رئیس دوم مجلس خبرگان رهبری، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

محمد سیف‌زاده، حقوق‌دان، معتقد است به‌رغم آن‌که قانون اساسی جمهوری اسلامی اشکالات متعددی دارد، ولی روش فعلی حکومت در تحدید حق اعتراض شهروندان، حتی با قانون رسمی آن نیز در تضاد است.

او می‌گوید وظیفه حقوق‌دانان در این عرصه، شفاف کردن قوانین متناقض با اهداف تصویب قانون اساسی یا همان استقلال و آزادی، و در مرحله بعد تلاش برای تغییر آن‌ها است.

در قانون اساسی و قوانین موضوعه جمهوری اسلامی «حق اعتراض» به صورت فردی و جمعی چگونه به رسمیت شناخته شده است؟

حق اعتراض «فردی» در چند اصل قانون اساسی آزادی بیان به رسمیت شناخته شده است. اگر اصل چهارم این قانون را نیز در نظر بگیریم که قواعد شرعی بر قواعد عرفی رجحان دارد و از آن جا که خداوند نیز به «قلم» سوگند خورده، این یعنی در قواعد شرعی اسلام نیز آزادی بیان کاملاً محترم شمرده شده است. دقت داشته باشید که خداوند به  قلم ستایشگر خود قسم یاد نمی‌کند. از قلم می‌تواند هم مفاهیم منفی تراوش کند و هم معانی مثبت؛ ولی خداوند با این حال به نفس قلم سوگند می‌خورد.

آن چیزی هم که به نوشتن در می‎آید از ذهن و فکر انسان بیرون می‌آید. بنابراین آزادی اندیشه هم به طور خود به خودی محترم شمرده می‌شود.  

امّا گذشته از حق اعتراض فردی، «آزادی اجتماعات» برای حق اعتراض جمعی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است.

اصل ۲۷ قانون اساسی، اجتماع و راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز افراد و گروه‌ها را قانونی شمرده شده است. اتفاقاً در مجلس خبرگان قانون اساسی یکی نفر از روحانیون تلاش می‌کنند برگزاری تجمعات را منوط به اخذ مجوز بکنند و تمام پیشنهادها در این زمینه رد شده است.

حتی آیت الله منتظری به عنوان رئیس مجلس خبرگان در اعتراض به نمایندگان پیشنهاد کننده محدود کردن برگزاری اجتماعات به اخذ مجوز می گوید:« آقا اگر تو بخواهی بروی بالا و یک انتقادی بکنی، چرا باید مجوز بگیری؟!»

حتی نایب رئیس مجلس یعنی آقای بهشتی نیز با پیشنهاد کنندگان لزوم اخذ مجوز برای اجتماعات، برخورد تندی کرد. این گونه شد که اصل برگزاری تجمعات در قانون اساسی بدون نیاز به اخذ مجوز از هیچ نهادی قانونی می‌شود.

البته این یک فلسفه هم داشت. و آن، این بود که  خود راهپیمایی‌های خود ما در سال‌های ۵۶ و ۵۷ که منجر به سقوط رژیم شاه شد، بر اساس قانون اساسی نیاز به مجوز نداشت.

پس اگر قرار بود که مجلس خبرگان قانون اساسی برگزاری تجمعات را منوط به اخذ مجوز از نهاد خاصی می‌کرد، خود راهپیمایی‌های اعتراضی قبل از انقلاب نیز زیر علامت سوال می‌رفت. به این ترتیب شاید بتوانیم بگوییم که نگران بودند که در رابطه با سقوط حکومت حرف و حدیثی به وجود می‌آید!

ما حقوق‌دانان موسس کانون مدافعان حقوق بشر معتقدیم اعلامیه جهانی حقوق بشر که به موجب دو میثاق بین‌المللی در سال ۱۳۵۴ به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است، به دلایل متعدد بر قانون اساسی و قوانین عادی ما رحجان داشته و حکومت باید همه قوانین خود را در جهت انطباق با این اعلامیه اصلاح کند.

این که اصول مختلف قانون اساسی که به نظر شما «حق اعتراض» را به رسمیت شناخته معطل باقی مانده به دلیل همان رجحان قواعد اسلامی بر قواعد عرفی نیست؟ چون در اصول مختلف قانون اساسی استفاده شهروندان از این حق به «مخل» نبودن این افعال به «مبانی اسلام» منوط شده است.

اگر به ۸ قانون اساسی نگاه کنیم_ این هم در مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی آمده_ گفته شده که «امر به معروف و نهی از منکر» متوجه دولت است و حکومت باید آن را محترم بشمارد.

حق اعتراض به حکومت یک فریضه اسلامی است. البته من بارها این را گفته‌ام که انقلاب مشروطه با این هدف انجام شد که حکومت را از آسمان به زمین آورده تا آن را در خدمت مردم قرار دهد.

از آن سال، دیگر کسی نمی توانست چه در لباس «شاه» و چه در لباس «رهبر» ادعای نمایندگی خدا بکند و تنها نوکر و خادم مردم بوده است.

البته شناخت ما از اسلام که بیشتر با نظرات شریعتی، بازرگان و طالقانی هماهنگ بود و آن‌ها معتقد بودند که حکومت دینی پدیده مناسبی نیست و به حکومت روحانیون منجر خواهد شد. ما علیرغم این که شاگرد این شخصیت‌ها بودیم این نکته را مورد توجه قرار ندادیم و وضعیت به این شکل درآمد.

در همین قانون اساسی نیز هر گونه انحصار قدرت و حکومت در کلیه زمینه‌ها مطرود اعلام شده ولی می‌بینیم که در عمل چنین انحصاری رخ داده است.

اما در مجموع چون اعلامیه جهانی حقوق بشر بر هر قانونی رجحان و برتری دارد، بهتر است که تمام قوانین با آن «اعلامیه» و «میثاقین» انطباق داده شده و تناقض قوانین با این اعلامیه رفع شود.

در استانداردهای حقوقی، موارد معدودی برای تعلیق «حق اعتراض» شهروندان برشمرده است. مواقع درگیری و جنگ یکی از این موارد است. درباره این موارد که حق اعتراض می‌تواند به صورت مشروع برای مدت محدودی به تعلیق درآید لطفاً توضیح بدهید.

خوشبختانه در قانون اساسی سال ۵۸ حکومت نظامی مطلقاً ممنوع شده است. بنابراین تسلط نظامی در شهرها علی‌الاطلاق ممنوع است؛ غیر از زمانی که کشور دچار جنگ است و دوم در زمانی که تنها دولتی از طریق انتخابات آزاد و عادلانه با استانداردهای بین‌المللی به قدرت رسیده باشد و مملکت به هر دلیلی دچار آشوب شده باشد، می‌‌توان این حق را به صورت محدود و مدت‌دار به تعلیق برد. در غیر این صورت به هیچ وجه این کار قانونی نیست.

آیا مواردی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به حکومت برای به تعلیق درآوردن حق اعتراض مجوز داده شده با این مواردی که شما ذکر کردید مطابقت دارد؟

من در سخنرانی‌ها و نوشته‌های متعدد به عیوب فراوان قانون اساسی اشاره کرده‌ام. امّا چطور یک حقوقدان می‌تواند این عیوب را برطرف کند؟

توجه انقلاب مشروطه به قانون بوده است. مقصود از قانون این بوده که از امروز همه‌کاره بودن شاهان از مشروعیت افتاد و به جای آن، حکومت نمایندگان مردم به رسمیت شناخته شد. فلسفه انقلاب مشروطه این بود که جلو خودسری‌های شاه را بگیرد و برای «فعل» یا «ترک فعل» مجازات تعیین کند.

محاکم عمومی دادگستری باید به خودسری‌ها رسیدگی کنند. قانون اساسی در رژیم گذشته در موارد متعدد زیر پا گذاشته شد و نتیجه آن نیز سقوط آن حکومت بود.

در قانون اساسی فعلی نیز حقوق مردم در موارد متعدد مورد توجه قرار نگرفت. از سویی هدف انقلاب «استقلال» و «آزادی» بود. حکومتی که بر پایه چنین انقلابی روی کار آمده باید با توجه به اصل حقوقی «تنقیح مناط»، هر قانونی را که با این اهداف در تضاد باشد اصلاح کند.

در اصل ۹ قانون اساسی آمده هیچ کس نمی‌تواند جلو استقلال کشور را بگیرد و مهم تر از آن نمی‌توان به بهانه «استقلال»، حتی با تصویب قانون، آزادی مردم را خدشه‌دار کرد.

در موارد متعددی، قوانین موضوعه با این اصل قانون اساسی در تضاد است و آزادی‌های مشروع مردم را تهدید کرده که این مصوبات مشروعیت قانونی ندارد.

بنابراین راه این است که به خواست مردم که انقلاب را به پیروزی رساندند برگردیم. مردم در  آن زمان فکر می کردند که حقوق خود را می‌توانند از طریق «جمهوری اسلامی» به دست بیاورند. بنابراین جمهوری اسلامی «طریقیت» پیدا کرد نه آن که جزو خواست‌های مردم باشد.

 هم میهنان گرامی جا دارد به خانواده های شهدای راه ازادی،عدالت و مبارزه علیه فساد و دیکتاتوری ،تسلیت بگویم. به ویژه یاد شهدای چند روز اخیر را گرامی داشته و از شهدای لرستان ،محسن ویرایش، محمد چوبک، حسین رسم ، حمزه لشنی ،محمد چوبک و مهدی کهزادی نام ببرم.
عزیزان، لازم میدانم بر غیرت،شجاعت و ازادگی زنان و مردان خرم اباد که روز گذشته ،با وجود سیل تهمت ها و تهدیدهای سران رژیم،از اقتدارگرا و اصلاح طلب،به صورتی باشکوه و صلح امیز به خیابان ریختند ،افرین بگویم.
لر ها همواره در شجاعت و ازادگی و از صدر مشروطیت تا کنون،کم نظیر بوده اند.
ملت بزرگ ایران. پیشنهاد می دهم روز جمعه ی پیش رو به عنوان روز همبستگی ملی، در ساعت ۵ پس از ظهر، دست به تظاهرات مسالمت امیز زده و به حکومت گران نشان بدهیم که ما ایرانیان عدالت جو و ازادیخواه ، بیشمار هستیم و بر خلاف نظر توطئه اندش انها، تحریک شده ی به تعبیر خودشان،خارجی نیستیم.
روحانی می گوید اعتراض حق مخالفین است. ما با تظاهرات میلیونی و مسالمت امیز ،به انها نشان می دهیم که در گفته ی خود صادق نیستند.
به جهانیان نیز نشان خواهیم داد که، دارای خواسته های روشن و اهداف و برنامه هستیم و تا به خواسته های خود نرسیم، دست از مبارزه بر نمی داریم.

حشمت اله طبرزدی-دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران و
سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
۱۳ دیماه ۱۳۹۶ خورشیدی.

به ما می گویید حرف نزنید ما حرف نمیزنیم اما آیا مشکل حل می شود؟ ولی شما مردم را نزنید، نکشید مگه این مردم این جوان ها چکار کرده انداین مردم کارت به استخوان شان رسیده است فقیر هستند درآمد ندارند، آینده ندارند مگر کم به شما اعتماد کردند؟ مگر کم به حرف شما گوش دادند؟ مگر در راهپیمایی و انتخاب شرکت نکردندچکار باید می کردند؟ چهل ساله این مردم گوش به فرمان شما بودندولی نتیجه نگرفتند و ناراضی هستند، مشکل اقتصادی و اجتماعی دارندو آنها زندگی بهتری می خواهند چرا میزنید چرا می کوشید؟

به گزارش از جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از خبرگزاری العربیه جمعی از برجسته‌ترین فرهیختگان، فعالان سیاسی و مدنی عرب سوریه با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را اعتراضات مردمی در ایران را اعلام کرده و گفتند که نسل جوان در ایران متوجه اشتباهاتی که حکومت این کشور در سوریه، عراق، یمن و لبنان انجام داد، شده‌اند.

در بیانیه‌ای که 92 اندیشمند، کنشگر سیاسی و مدنی، نویسنده، هنرمند و روزنامه‌نگار سوری نوشته و به امضای چهره‌های سرشناسی چون برهان غليون، احمد برقاوی و جورج صبره نیز رسیده است، همزمانی اعتراضات مردمی در ایران با آغاز سال نو، "نوروز آزادی" توصیف شده و دلیل این اعتراضات که در این بیانیه از آنها با نام "قیام مردمی" نام برده شده، بیداری و آگاهی نسل جوان ایران از اقدامات حکومت این کشور در منطقه و خطرات ناشی از سیاست‌های ایران اعلام شد.

در این بیانیه آمده است: «بیداری جوانان انقلاب ایران درباره خطر آنچه رژیم آخوندی کشورشان در سوریه، عراق، یمن و لبنان انجام داده در شعارهایشان نموده پیدا کرده و خواست آنها را برای به پایان رساندن این دوران سیاه در تاریخشان و محافظت از آنچه از پیوندهای انسانی و روابط با همسایگان باقی مانده حفظ کنند.»

امضاکنندگان این بیانیه همچنین به دخالت ایران در سوریه اشاره کرده و گفتند: « زمانی که زنان و مردان ایرانی خطاب به رهبر این کشور فریاد می‌زنند "از سوریه خارج شوید" این امر نشان می‌دهد سنگینی مصائب سوریه در راس دلایلی است که حرکت جامعه ایرانی را مختل و فلج کرده است. دخالت ایران در سوریه اقتصاد ایران را با مشکل مواجه کرده و باعث ویرانی سوریه و از بین رفتن ساختار جمیعتی آن شده و شکاف عمیقی در توازن تمدن‌های منطقه به وجود آورد که درهای آینده را رو به جهنمی نامعلوم می‌گشاید.»

در این بیانیه همچنین با اشاره به اینکه که " فرهیختگان، نویسندگان و آزادگان سوریه " در کنار مردم ایران می‌ایستند، آمده: «ما امضاکنندگان این بیانیه و به نام فرهیختگان، نویسندگان و آزادگان سوریه با قیام مردم ایران برای رهایی از حکومت تمامیت‌خواه و قرون وسطایی که ایران و تمام شرق را وارد جنگی فرقه‌گرایانه و نژادپرستانه‌ای کرد که ایرانیان را فقیرتر کرده و تا کنون جان میلیون‌ها تن از مردم ملت‌های منطقه را گرفته، اعلام می‌کنیم.»

مردم ایران از روز پنج‌شنبه 28 دسامبر 2017 در اعتراض به سیاست‌های مداخله‌جویانه ایران در منطقه و به ویژه در کشورهای عربی و همچنین گسترش روز افزون فقر، فساد، سرکوب، بیکاری و گرانی به خیابان‌های شهرهای مختلف آمدند. در نتیجه درگیری‌های میان نیروهای امنیتی و مردم معترض در 6 روز گذشته تا کنون ده‌ها نفر کشته و صدها نفر بازداشت شدند.

تلویزیون ایران از کشته شدن دست کم ۹ نفر در اعتراض‌های دوشنبه شب در استان اصفهان در مرکز ایران خبر داده است.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از شبکه خبر، ۶ نفر در درگیری‌های قهدریجان، یک نفر در خمینی‌شهر، یک عضو بسیج در کهریزسنگ نجف‌آباد و یک مأمور نیروی انتظامی در نزدیکی نجف‌آباد کشته شدند. این در حالی است که سایت خبرگزاری صداوسیما کشته‌شدگان خمینی‌شهر را دو نفر گزارش کرده است.

خبرگزاری‌های ایران تأیید کرده‌اند که معترضان در قهدریجان به یک پاسگاه پلیس حمله کرده‌اند و آن را به آتش کشیده‌اند.

پیش از این هم کشته شدن دو نفر در اعتراض‌های روز شنبه و ۱۰ نفر در روز یکشنبه تأیید شده بود. به این ترتیب تعداد کشته شدگان ناآرامی‌های روزهای اخیر ایران به دست کم ۲۱ نفر رسیده است.

علی اصغر ناصربخت، معاون سیاسی امنیتی فرماندار تهران اعلام کرده است که در جریان این اعتراضات فقط در تهران تاکنون دست کم ۴۵۰ نفر بازداشت شده‌اند.

اسماعیل کوثری، جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران با اظهار اینکه "اجازه نخواهیم داد وضعیت ناامنی در تهران تداوم پیدا کند" گفته است که "اگر وضعیت ناامنی تهران تداوم یابد، قطعا مسئولان تصمیماتی خواهند گرفت و در آن صورت کار یکسره خواهد شد."

وی گفته است که در مورد اعتراضات و ناآرامی‌های تهران به این قرارگاه مسئولیتی داده نشده بلکه نیروی انتظامی ماموریت برخورد با این اعتراضات را برعهده دارد، اما تصریح کرده است که اگر این نیرو "درخواست کمک داشته باشد قرارگاه ثارالله آماده است براساس مصوبات قانونی که پیشتر در شورای عالی امنیت ملی و شورای امنیت کشور تصویب شده است اقدام به کمک کند." وی گفت که تعدادی از نیروهای بسیج در مقابله با تظاهرکنندگان شرکت داشته‌اند.

 

صفحه1 از20
Go to top