وب سایت رسمی جبهه دموکراتیک ایران

فعالان محیط زیست در ایران هشدار داده‌اند که اداره منابع طبیعی و استانداری ایلام در حال ساخت یک پارک مصنوعی در جنگل‌های ارغوانی این استان است؛ منطقه‌ای بکر در ایران که حالا با وجود مخالفت‌های اداره محیط زیست، قرار است به یک قطب گردشگری بدل شود. اما نگرانی فعالان محیط زیست این است که این پروژه، طبیعت چندانی را برای گردشگری پایدار باقی نگذارد. 

شماری از شهروندان ایرانی در بوشهر برای دومین بار در هفته‌های اخیر، در اعتراض به قطع و جیره بندی آب دست به تجمع اعتراضی زدند.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و نقل از  ایرنا، خبرگزاری رسمی ایران می‌گوید این تجمع در برازجان مرکز دشستان در بوشهر برگزار شده و تا نیمه‌شب دیشب (هفدهم تیرماه) ادامه داشته است.

معترضان خواستار "اقدام عملی" برای رفع مشکل کمبود آب هستند. خبرگزاری ایرنا می‌گوید در جریان تجمع اعتراضی روز گذشته "مشکل خاص امنیتی ایجاد نشد" اما برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی از بروز درگیری‌هایی میان ماموران دولتی و مردم خبر داده اند.

برخی از معترضان پلاکاردهایی با شعارهایی همچون "مسئول بی لیاقت، کشور پر از خیانت" در دست داشتند.

شهروندان معترض در برازجان اوایل تیرماه امسال در اعتراض به کمبود آب، جاده اصلی بوشهر - شیراز را به مدت چند ساعت مسدود کرده بودند.

عبدالحمید خدری، نماینده مردم بوشهر در مجلس ایران به‌تازگی گفته "ما قبلا درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم اما حالا کم‌کم داریم آن را با چشم خودمان می‌بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه‌ای دیگر توهین می‌کنند و کینه به دل می‌گیرند".

او هشدار داده بود که "که جامعه ما در معرض فروپاشی قرار گرفته است".

مقام های دولتی می گویند که ایران در یکی از کم‌بارش ترین دوره های تاریخ خود قرار دارد. کارشناسان محیط زیست مدت‌هاست که هشدار می‌دهند همزمان با بروز خشکسالی در خاورمیانه، بخش بزرگی از جمعیت امروزی ایران، با بحران فزاینده آب رو بروست.

در هفته های اخیر کمبود شدید آب در خرمشهر از شهرهای استان خوزستان باعث تجمعات اعتراضی کم‌سابقه‌ای شده که به درگیری میان شهروندان معترض و نیروهای دولتی انجامید.

دو سال پیش، وزیر وقت نیروی ایران هشدار داد که "حیات، تمدن و بقای ایرانی به دلیل شرایط آبی کشور در معرض تهدید" است و گفته بود که "تأمین آب برای شرب مردم به یکی از معضلات کشور تبدیل شده است".

بر پایه ارزیابی‌ها بیش از نیمی از جمعیت ایران، از جمله ساکنان برخی کلان‌شهرها به درجات مختلفی درگیر تنش آبی هستند. کمبود و شوری آب آشامیدنی در خرمشهر به اعتراض مردم و برخورد خشونت‌آمیز نیروهای انتظامی منجر شده است.

خبرگزاری ایسنا با استناد به اطلاعات و آمار رسمی، از وضعیت بحرانی کمبود آب در بخش‌های وسیعی از ایران خبر داده که گفته می‌شود حدود ۳۳۴ شهر از ۱۱۵۷ شهر کشور به شدت‌های مختلف درگیر آن هستند.

این گزارش روز یک‌شنبه، دهم تیرماه و یک روز پس از آن منتشر شد که ادامه اعتراض‌ها به کمبود و شوری آب لوله‌کشی در خرمشهر به دخالت ماموران نیروی انتظامی و پرتاب گاز اشک‌آور و تیراندازی به سوی معترضان منجر شد.

به گزارش ایسنا، در حال حاضر ۴۴ درصد جمعیت ایران بدون تنش آبی، اندکی بیش از ۱۷ درصد در محدوده تنش آبی زرد، ۱۱ درصد در محدوده تنش نارنجی و نزدیک به ۲۸ درصد در وضعیت تنش آبی قرمز قرار دارند.

شمار ساکنان شهرهایی که درگیر تنش آبی قرمز هستند حدود ۱۷ میلیون نفر برآورد می‌شود. خبرگزاری ایسنا در گزارش یاد شده نوشت: «به طور کلی شهرهایی که بیشترین تنش آبی برای آنها پیش‌بینی شده نظیر اصفهان، بندرعباس، بوشهر، شیراز، کرمان، مشهد و تقریباً تمام شهرهای استان اصفهان و یزد است که به نظر می‌رسد در فصل تابستان با چالش‌های بزرگ آبی مواجه شوند.»

در این گزارش به شهرهای استان خوزستان اشاره‌ای نشده است. از حدود دو هفته پیش در برخی از شهرهای خوزستان، از جمله آبادان و خرمشهر شوری آب لوله‌کشی معضل کمبود و جیره‌بندی آب را دو چندان کرده و تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی شهروندان را در پی داشته است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، چند صد نفر از شهروندان خرمشهری که شنبه شب (نهم تیر) برای اعتراض به کمبود و کیفیت نامطلوب آب لوله‌کشی در میدان مرکزی این شهر تظاهرات کردند "با ماموران انتظامی حاضر در محل درگیر شدند".

تیراندازی به سوی معترضان خرمشهر

در ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و گفته می‌شود به ناآرامی‌های شب گذشته در خرمشهر مربوط است، صدای شلیک گلوله شنیده و پرتاب گاز اشک‌آور مشاهده می‌شود.

بر پایه خبرهایی که تاکنون به طور رسمی تائید نشده‌اند، در جریان درگیری‌های شنبه شب در خرمشهر دست‌کم یکی از تظاهرکنندگان به ضرب گلوله ماموران انتظامی جان سپرده است. خبرگزاری ایرنا به نقل از شنیده‌ها نوشت: «تعدادی از معترضین و ماموران انتظامی مصدوم شده‌اند.»

در چند روز گذشته خبرهایی نیز درباره جیره‌بندی آب در کلان‌شهر اصفهان منتشر شده که برخی از مسئولان محلی آن را به شدت تکذیب کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، اکبر بنی‌طبا، سخنگو و مدیر آموزش همگانی شرکت آبفای اصفهان دهم تیرماه گفته است که این شرکت همان گونه که در سه ماهه نخست امسال و به رغم "محدودیت شدید منابع آبی" آب شرب مردم را تامین کرده در ماه‌های باقی‌مانده از فصل گرم سال نیز این کار را خواهد کرد و ساکنان اصفهان شاهد جیره‌بندی آب نخواهند بود.

بنی‌طبا به نقل از وزیر نیرو می‌گوید جیره‌بندی آب در استان اصفهان "خط قرمز" وزارت نیرو است. این ادعا را شمار دیگری از مسئولان محلی و مدیران ارشد وزارت نیرو نیز تکرار کرده‌اند اما علی سید‌زاده، مدیر دفتر مدیریت مصرف شرکت آب و فاضلاب، جیره‌بندی آب در اصفهان را تائید کرده است.

اصفهان؛ جیره‌بندی به اسم "قطع موقت آب"

علی سیدزاده روز جمعه ۸ تیرماه در یک گفت‌وگوی تلفنی با شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفت: «امسال در استان اصفهان در پیک مصرف آب مجبور به جیره‌بندی موقت شدیم.»

خبرگزاری ایسنا نیز به نقل از تعدادی از شهروندان ساکن اصفهان گزارش داده که در هفته‌های گذشته و دست‌کم در برخی از مناطق اصفهان، مردم در ساعت‌هایی از روز با افت فشار آب و قطع موقت آن روبرو بوده‌اند.

سخنگوی شرکت آبفای اصفهان به خبرگزاری مهر گفته است که سخنان سیدزاده در گفت‌وگو با شبکه خبر درباره جیره‌بندی موقت آب در اصفهان، به افت فشار و قطعی آب در بعضی از نقاط شهری در هفته های گذشته اشاره داشته و این "به معنا و مفهوم اعمال جیره‌بندی آب در کلان شهر اصفهان نیست".

بر این پایه، مسئولان محلی نیز "افت فشار و قطعی آب" در کلان‌شهر اصفهان را تائید می‌کنند و تنها با به کار بردن عنوان "جیره‌بندی" برای آن مخالف هستند. این در حالی است که اعلام رسمی جیره‌بندی آب به شهروندان امکان می‌دهد تا خود را برای زمان قطع شدن آب لوله‌کشی بهتر آماده کنند.

مارکس  فکر می‌کرد که دین افیون توده ها است، هرچند قایل بود که دین بازتاب رنج مردمان نیز هست. دورکهایم نقش دین در جوامع بشری را از ابتدا تا دوران مدرن حیاتی می شمارد.  وبر قایل بود که عقلانیت، سرمایه داری و دنیای مدرن تا حد زیادی مرهون دین به صورت اعم و پرتستانتیزم به صورت اخص است.  سیمون دوبووارنقشی دو گانه برای مسیحیت در قبال زنان اعتقاد داشت. ابتدا آراء این متفکرین در باره دین  تشریح و تحلیل شده است و سپس نقاط ضعف و قدرت آنها  با یکدیگر مقایسه شده است.  با تکیه به این آراء و تحلیل مستدل چه نقشی را میتوان برای دین در جامعه مدرن  امروزی در نظر گرفت؟

دیدگاه مارکس

انچه که در مورد مارکس در خصوص دین میتوان بیان نمود این است که  دین ابزاری برای حاکمان برای پیشبرد اهداف خود بوده و به نوعی از این فرایند به نفع خود سود میبرند .پریسا حسن زاده در مقاله ایی تحت عنوان دین شناسی کارل مارکس به نکات زیادی اشاره مینماید که اساسا دین یک توهم ذهنی است و سیگنال ان برای جامعه مثبت نیست .

« 1»از نظر مارکس دین توهم محض است و پیامدهای مسلماً بدی به دنبال دارد. از نظر مارکس هدف دین تامین بهانه هایی برای حفظ امور جامعه به گونه ای است که ستمگران دوست دارند. شکلی که دین به خود می گیرد، به شدت وابسته به شکل حیات اجتماعی است که توسط نیروهای مادی حاکم بر آن تعیین می شود. او احتمالا از ضعف پدرش دربرابر مسیحیت و روحیه سرسخت مسیحی دولت پروس خشمگین بود. او دلیل تنفرش از خدایان را این می داند که «خودآگاهی انسان را به صورت عالی ترین امر الوهیت به رسمیت نمی شناسند». متکلمان مسیحی همه خصوصیات شخصی ایده آل انسانی را مطرح می کنند و آنها را از صاحبان اصلی انسانی شان می گیرند و به آسمان نسبت می دهند. لذا کلام مسیحی و فلسفه هگل به خاطر اینکه آگاهی ما را بیگانه می کنند، مجرم اند.
دین، ایده آلهای اخلاقی را از ما بیگانه می کند و سرمایه داری کار مولّد ما را از ما بیگانه می کند(و قابل فروش می سازد) مارکس می گوید «پریشانی دینی هم جلوه ای از پریشانی واقعی (اقتصادی) است و هم اعتراض برضد پریشانی واقعی. از بین بردن دین به عنوان خرسندی خیالی مردم برای نیل به خرسندی واقعی ضرورت دارد» افیون ماده مخدری است که درد را تسکین میدهد و در عین حال توهم ایجاد می کند .دین از نظر مارکس با توهم جهان فوق طبیعی که در آن غصه ها از بین می رود، همین کار را می کند و دردها را تسکین می دهد. دین نگاه انسانها را از بی عدالتیهای مادی می گیرد و به سمت خدا می دوزد. از نظر مارکس «اصول اجتماعی مسیحیت، بزدلی، حقارت نفس، پستی، تسلیم و افسردگی را تبلیغ می کنند… چیزی که این اصول برای طبقه ستمدیده دارد، این است که آنها آرزو می کنند که طبقه حاکم خیّر و بخشنده باشند»  از نظر مارکس، لازم نیست علیه دین مبارزه ای جنون آور راه بیاندازیم. زیرا آنقدر مهم نیست. دین علامت مرض است و نه خود مرض.« 1»
از این جهت نظر مارکس در مورد دین در نگاه نخست با عبارت مشهور ( دین افیون توده هاست )  قابل بررسی و حتی تضاد  و تفکیک با نظرات سایر فلاسفه و جامعه شناسان کلاسیک دیگر است. از زاویه مارتیالیسم تاریخی و با ظهور  و اغاز دوران سرمایه داری، مارکس دین را بعنوان یک ایدئولوژی  و باور برای تمکین خواسته های خود که متعلق به دوران فئودالیسم بوده و روبنای آن دوران را تشکیل میداد، افیون توده ها می داند.در واقع دین در مقوله ایدئولوژی
هم از طرف مارکس و هم توسط سایر اندیشمندان از زوایا و دیگاههای مختلف تعریف شده است. از دیدگاه مارکس، دین در خدمت طبقه حاکم در فئودالیسم و در خدمت حاکمیت کلیسا بود و به نوعی کلیسا با فئودال ها با اتحاد هم بر مردم حکومت مینمودند و به نوعی متحد هم بودند .شاید به نوعی فرمانبری مردم و توده برای انها اهمیت زیادی داشت و با این دیدگاه میتوانستند مردم را تحت حاکمیت خود قرار دهند .اساسا  تابعیت توده ها از دین مبتنی بر نوعی ایده آلیسم ذهنی است که در حاکمیت تبلور یافته است. وظیفه دین وارونه نمایی حقایق مادی از روابطی است که بین حاکمان و توده ها برقرار است و دین بهترین توجیه برای پیشبرد اهداف حکومت است و بهترین ایدئولوژی ای که توده ها را از تفکر بر واقعیتها دور میکند. مارکس دین را به منزله دوربین عکاسی در تاریکخانه عکاسی تشبیه کرده است که ضمن اینکه بر مادیت استوار است اما آنرا وارونه نشان میدهد. (مارکس ص76-78 به نقل از مطلب رویکردجامعه شناسانه مارکس در دین شناسی نوشته هژیر مهری).
دیدگاه ماتریالستی مارکس از هنگامی قدرت استدلال یافت که با دیدگاه ایده آلیستی هگل برخورد کرد. مثال وارونگی واقعیت در عکاسخانه همانی است که مارکس در هگل دیده است. اصل روح مطلق هگل، بنیان و پایه ایده ای  و نظریاتی است که سازنده همه اشیای اطراف ما است. ذهن ( روح هگلی) که پیش از واقعیت ماده وجود دارد. در این زمینه مارکس در کتاب «گامی در نقد فلسفه هگل» به هگلی های جوان انتقاد میکند و توضیح می دهد که وجود انسان  نمیتواند انتزاعی  باشد ، بلکه واقعیتی مادی است که در آن اراده وجود دارد. طبیعت، درختان و گیاهان  همه واقعیتهای مادی هستند که موجودیت عینی دارند و  ذهن حاصل مادیت تمام پدیدهای موجود جهان است. ماده مسقل از ذهن وجود دارد و تصویر ماده است که ذهن را می سازد  و به نوعی ذهن انسان باید براساس دیده ها و مستندات واقع گرا باشد و در اصل این واقع گرایی مبنای واقعی و حقیقی دارد .اگر واقعیت مادی وجود نداشت، ذهن قادر به تصویر سازی از آنها نبود.

در فلسفه هگل با قرار دادن تقدم روح بر ماده، وارونگی دیدگاه هگل و پیروانش از نظر مارکس در ایدئولوژی و دین تعمیم یافته است. این تصور صحیح است که هگل علی رغم طرح مهمترین مقولات اجتماعی  یعنی تضادها، علت همه پدید ها را بر ایده مطلق متکی می کند، این رهیافت ایده آلیستی است که بعدها دستمایه توجیهات فلسفی دین مداران شده است. مارکس می گوید که انسان همه ابتکارات را خود انجام می دهد. انسان با مشاهده واقعیتهای مادی قادر به کار بر روی آنهاست.

از نظر مارکس طبیعت مادی دارای قاعده جبری است که بدوا علمی است. بدین معنی که حرکت در ماده، کنشها و واکنشهای دیالکتیکی را به همراه دارد که حاصل آن سنتز است. قانون تز، آنتی تز و سنتز، یکی از قوانین طبیعی است که به جامعه بشری تسری یافته و تعمیم می یابد. با این استدلال مارکس در برخورد با دین هگلیان را  به نوعی سرزنش میکند، و میگوید: «اکنون نقد دین در آلمان به پایان رسیده است و اینک نوبت جهان پردردی است که دین هاله تقدس بر آن کشیده است».( همانجا ص 53 ) .

به این ترتیب مارکس در نقد دین مواردی مهمی را مطرح میکند که دخالت انسان در آن مسجل است. او میگوید همانطوریکه انسان دین را می سازد، دین انسان را نمی سازد و به نوعی دین را دست پروده بشریت میداند و نه ان تصور ساختگی که بحث معجزه و نازل شدن از اسمان را تداعی مینماید .

در مباحث سیاسی نیز مارکس برای اثبات این گفتمان می گوید: همانطوریکه انسان قانون اساسی را می سازد دین را نیز می سازد. در کلیت بینش مارکس این واقعیت استدلال شده است که هر پدیده ای که ساخت دست انسان است دارای منظور و هدفی است، که منافع  فردی و گروهی را تامین میکند  اما الزاما منافع اجتماعی را تامین نمی کند. بعبارت دیگر تصادفا مذهب نیز بر پایه همین استدلال قرار دارد و در مسیر تامین نفع اجتماعی نیست، بلکه در خدمت حاکمان است. در همین رابطه مارکس در مفهوم دیگری توضیح می دهد. که : «مذهب تحقق خيالي جوهر انسان است؛ چرا که مذهب واقعيت حقيقي ندارد. بنابراين، مبارزه با مذهب، مبارزه غيرمستقيم با جهاني است که مذهب رايحه معنوي آن است. رنج مذهبي هم بيان رنج واقعي و هم اعتراض بر ضد آن است. مذهب، آه مخلوق ستم ديده، احساس جهاني بي احساس، و جان اوضاعي بي جان است. مذهب افيون مردم است» ( همان، 54-53).
نظر فوق مارکس را می توان هم در جامعه فئودالی و هم در روابط سرمایه داری توضیج داد. در  دوران هزاره حاکمیت کلیسا، جوامع اروپایی هنوز هم تاثیرات برده داری از طرف حاکمان دینی را تحمل میکردند و هم سیستم سرواژ را تجربه کردند. نقش کلیسا مطیع ساختن توده ها و بهره کشی از آنها بود عجین ساختن باورهای دینی همراه با سرکوب درزندگی روزمره مردم باعث شد تا از آنها بردگانی ایدئولوژیک ساخته شود که قرنها حاکمیت کلیسا را استمرار بخشید. اریک فروم  نیز در کتاب جزمیت مسیحی در این باره می گوید: «نفش و تاثیر مذهب بر انسانها از آنها بردگان فکری می سازد که با از دست دادن اراده خود در مقابل حاکمان تسلیم می شوند».
در دوران مدرنیته نیز مارکس ایدئولوژی و دین را در روابط کار و سرمایه مخرب میداند. به همین دلیل در مقابله با  نقش دین در این رابطه معتقد است، که کارگران در تاثیر پذیری از دین ویژگی مقابله با نابرابری را از دست می دهند. دین افیونی است که تا عمق وجدان انسانها نقوذ می کند و ماهیت اصلی آنها را ویران می کند. دین نمای شفافی ازوجود ظلم و تسلیم پذیری است. مارکس با رد دین در رابطه کار و سرمایه، کارگران را وارد مرحله مبارزه، و با سیستم تبعیض سرمایه داری مواجهه می کند. او با تعریفی از سرمایه داری آنرا نیز ایدئولوژیک ارزیابی کرده و رشد مکتب لیبرالیسم که در جهت باورپذیر کردن منافع طبقاتی این سیستم برای طبقه کارگر تلاش میکند را خطری برای جامعه انسانی میداند. سرمایه داری نیز با جا انداختن اصول و قواعد خود و تکرار مداوم آنها در مدارس، دانشگاهها و نهادهای تبلیغاتی، ایدئولوژی خود را القاء میکند.
مارکس بین ایدئولوژی و علم تفاوت قائل است . او معتقد است ، «پدیده ایدئولوژی به دلیل بازنمایی ذهن منفعت طلبانه، در برابر واقعیتهای آگاهانه و علمی قرار می گیرد»..( رویکرد جامعه شناسانه مارکس در دین شناسی، از هژیر مهری)  به این ترتیب علم و ایدولوژی از دید مارکس در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. از نظر لویی التوسر که با مارکس در تمام امور نظری موافقت دارد، موضوع ایدئولوژی اما یک مفهوم ساختاری و تاریخی است. وی میگوید ایدئولوژی همواره وجود داشته است و همه فلاسفه و اندیشمندان نیز همواره درگیر آن بوده اند و برای همیشه نیز با انسان همراه خواهد بود.( ایدئولوژی از منظر لویی آلتوسر. بررسی کامران مرادی) . این نظر قرین نظرات اندیشمندانی نظیر دورکهایم و ماکس وبر است که در بخش خود توضیح داده می شود.
برخورد مارکس با دین یک برخورد حذفی است و  وجود آنرا مشکل بشریت می داند. اینکه نظر مارکس در موقعیت  کارکردی چه تاثیراتی بر جهان امروز برجای گذاشته است را تنها در رابطه با سرمایه داری کلاسیک می توان بررسی کرد. در ادعاهای اخیر، لیبرالیسم نه تنها خود را ایدئولوژیک نمی داند، بلکه لیبرالیسم را در تضاد با آن تعریف کرده است. در جوامع در حال تحول نیز اثری از محو ایدئولوژی وجود ندارد. در عمل اینگونه ترسیم می شود که مفهوم ایدئولوژی جدا از شکل و ساختارش همچنان باقی است. برای ادراک این مفاهیم به نظرات دورکهایم می پردازیم.
دورکهایم و نقش دین
دورکهایم اصل مدرنیته را ضروری میداند و تصور مینماید و به لحاظ زمانی ان را اجتناب پذیر میداند .هر چند که نقد و ایراداتی هم به مدرنیته وارد میداند و ان را موجب گستگی جامعه میداند.در همین خصوص اساسا وی نقش مذهب را در ایجاد همبستگی مورد کنکاش قرار میدهد و به واقعیت های مذهب در جامعه بشری اشاره مینماید، چرا که دین به عنوان ایدئولوژی میتواند پیوندی بین سلولهای یک جامعه باشد . دورکهایم مدرنیته را به نوعی ضرورت زمان دانسته و آنرا اجتناب ناپذیر می داند، اما ایراداتی بر آن وارد میکند، به این معنی که آنرا موجب گسستگی جامعه می داند. در این رابطه است که دورکهایم  نقش مذهب را در ایجاد همبستگی برجسته کرده و آنرا بسیار با اهمیت می داند. در یک نگاه کلی این واقعیت در مذهب وجود  دارد که می تواند بعنوان ایدئولوژی سلولهای اجتماعی را به هم پیوند دهد. این ویژه گی نه تنها مذهب و دین، بلکه هر ایدئولوژی ای است که زمانی در بستر اجتماعی رشد و نفوذ پیدا کند قادر به اتحاد و بسیج توده هاست. در واقع مذهب نوعی ایده سازی و سوژه سازی می کند که نیاز روانی و معنوی را تامین می کند. دورکهایم در مورد مشخص و مهم مدرنیته یعنی تقسیم کار، ضمن اهمیت آن در مناسبات اقتصادی و اجتماعی، آنرا برای همبستگی و انسجام کافی نمی داند. در این مورد مارکس هم با دورکهایم هم نظر است و کارکرد تقسیم کار را در منزوی کردن انسانها از جمع، حتی عمیقتر میداند. به زعم دورکیم،» تقسیم کار آسیبهایی هم با خود می آورد. بعبارتی این پدیده مدرن روشی ناکافی برای یکپارچگی اجتماعی است.»( ریتزر ص40). رویکرد دورکهایم به پدیده تقسیم کار اما یک رویکرد ترمیمی است. یه این معنی که وی ترویج اخلاق مشترک را در جامعه توصیه میکند. اخلاق مشترک از دیدگاه دورکهایم از کجا ناشی می شود.؟
مطالعات دورکهایم در دین، یک مطالعه محوری و عمیق است وی معتقد است که پیچیدگی های ادیان موجود فرصت شناخت اساسی از دین را ایجاد نمی کند. به همین دلیل برای شناخت ویژگیهای دین، بسراغ آن در جوامع ساده اولیه یعنی توتمیسم میرود. دریافت وی از مجموعه مطالعاتش این است که منشاء دین خود جامعه است. در کتاب «صور بنیانی حیات دینی» او، تعریف از دین در دو بعد «مادی یا دنیوی» و «معنوی و مذهبی» صورت می گیرد. هنگامی پرستش از گیاهان و حیوانات شروع می شود، نوعی توافق جمعی بر بعد دنیوی آن احاطه دارد. و هنگامی بر وجدان جمعی در روابط درونی دین توافق می شود، بعد معنوی آن شکل می گیرد. دورکهایم اما اوهامات، تخیلات و خرافات در نزد دین را نمی پذیرد.
برای انطباق اخلاقیات دین بر روابط مدرن، وی دیدگاههای غیر مادی از دین  که با علم مغایرت داشته باشد را رد میکند. » دورکیم معتقد است نسبت دادن حوادث طبیعى به علل غیر طبیعى، که بعضى مطرح مى‏کنند، با علم تعارض دارد و از سوى دیگر، تعریف دین تعریف دین به‏ وسیله الوهیت و خداوند و اعتقاد به این مطلب که دین لزوما در ورایش موجودات روحانى مطرح است، را قبول ندارد و دلیل نقضى براى آن می‏آورد» (مطلب رابطه دین با جامعه، مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .ریمون آرون ترجمه باقر پرهام به نقل از مجله رشد)« 2»
از آنجاییکه او اهمیت دین را به سبب فاعلیت جامعه و انسان می داند، هر گونه تصورات غیر اجتماعی و غیر مادی را قبول ندارد.او تاکید می کند:» اینکه اساس دین بر ضعف و عجز بشر در مقابل عوامل و قواى طبیعى استوار و اینکه منشا دین اعتقاد به ارواح است و عقیده به ارواح هم امرى توهمى و خیالى است و لذا، اساسا دین امرى توهمى و خیالى است، از نظر  دورکیم مردود مى‏باشد( همانجا) .
در دیدگاه دورکهایم، با وابسته دانستن دین به جامعه، او نگرش ضدیت با دین را از بین می برد. تجسم یکسان سازی مذهب و جامعه، نتیجه تحلیل مذهب در بطن و بین الاذهانی سلولهای اجتماعی از نظر وی، انسان را به خدایی رسانده است. و انسان اگر بخواهد با مذهب برخورد کند در واقع با خود برخورد کرده است. » کیست که بخواهد خدا یا منشاء جامعه اش را براندازد.» (ریتزر ص 41 ).
با این رویکردها به دین است که دورکهایم خلاء الترناتیو همبستگی در جامعه مدرن را مطرح میکند. از آنجاییکه برگشت به گذشته و طرح مطالبه آلترناتیو دینی گذشته وجود ندارد و در حقیقت غیر واقعی است، دورکهایم به نوعی اخلاق گرایی مشترک در جامعه مدرن تاکید میکند. اساس چنین بینشی بر پایه اصلاحات مداوم تعریف شده است. از این نقطه نظر دورکهایم با پدیده ناگهانی انقلاب مخالف است. وی معتقد نیست که انقلابات مشکلات اجتماعی را حل نمایند. این نظر دورکهایم را می توان بنوعی در تقابل با نظریه انقلاب مارکس دانست. چون تعریف تجسم دین و جامعه در بینش دورکهایم یکی بودن آنها است، بنا بر این هر انقلابی بر علیه خود جامعه تلقی شده است. مارکس اما چون نظری کاملا متفاوت از پدیده دین و مناسبات سرمایه داری داده است، انقلاب را راه حل مشکلات موجود می داند.
گستره نظریه اصلاحات دورکهایم از وی یک جامعه شناس برجسته ای ساخت که با استقبال جامعه شناسان بسیاری روبرو شد و او بعنوان پایه گذار این نظریه، علم جامعه شناسی را غنا بخشیده است. البته نظر وی تاکید بر استمرار و حفظ نظام سرمایه داری از طریق اصلاحات است. همین نظر را در آدام اسمیت نیز میتوان یافت. اسمیت در کتاب اخلاق در سرمایه داری،  هم وجود این نظام را اجتناب ناپذیر دانسته و هم کاربست اخلاق در این نظام را توصیه کرده است. او با بر شمردن شرایط غیر انسانی در روابط کار و سرمایه و با تاکید بر ارزش افزوده راه حلی برای این مشکل ارائه نکرده است و تنها موضوع اخلاق را پیشنهاد داده است. در واقع دورکهایم هم، چنین برداشتی را تجویز کرده است. اینکه آیا اصلاحات در نظام سرمایه داری می تواند معضل ارزش افزوده را حل و فصل نماید، محل بحث  و جدلهایی است که همچنان ادامه دارد.نظر ماکس وبر و نقش دین در جامعه سرمایه داری

دیدگاه وبر
وبر در بررسیهای جامعه شناسانه خود به نتیجه تاثیرات متقابل مذاهب بر سرمایه داری و بالعکس دست یافته بود. عمده تلاش وی البته بر روی پروتسانیزم صورت گرفت. وبر بطور کلی فرآیند روابط متقابل پیچیده در تحقیقات خود را به صورت زیر خلاصه میکند.
بند1- نیروهای اقتصادی بر مذهب پروتستان تاثیر گذاشته اند.
بند 2- نیروهای اقتصادی بر مذاهب دیگری غیر از مذهب پروتستان ( مثل آیین هندو، آیین بودا و آیین تائو) هم تاثیر نهاده است.
بند 3- نظام عقاید مذهبی بر فکر و کنش افراد، خاصه فکر و کنش اقتصادی تاثیر گذاشته است.
بند 4- نظام عقاید مذهبی ( خاصه مذهب پروتستان) تاثیر منحصر بفردی در غرب در مساعدت به عقلانی کردن بخش اقتصاد و عملا هر نهاد دیگری نهاده است. (نظریه جامعه شناسی ماکس وبر ص 208)»
در اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، بر پایه روابطی که وبر عنوان کرده است، تاثیرات متقابل پروتستان و سرمایه داری نقطه اغازین توضیح تغییر و تحولات تاریخی است که جهان غرب با آن روبرو بوده است. بین کاتولیسم و پروتستانیزم شکافی عظیم از نظر بنیش دین نسبت به روابط انسانها از نقطه نظر اجتماعی و فردی بوجود آمده بود. کالونیسم منشاء برساخت پروتستانیزمی، شد که ماهیتی کاملا متمایز از جزمیت مسیحیت پیدا کرده بود. کالونیسیزم شیرازه اصول حاکم بر کلیسا را که با پرهیزگاری، صرفه جویی، دعاها و مناسک روزانه وقت گیر، تعبد در مقابل تمثالها و مجسمه ها و تعظیم و تکریم به اسقفها و کشیشها را زیر رو کرد. در آنجا نوعی از زهد و پرهیزگاری که اصل عرفان بود و در واقع خود عرفان بشمار می آمد، کاملا تغییر یافت و به اصول زمینی و قوانین انسانی و مدنی تبدیل شد. کالونیسم ضمن حفظ مفاهیم رستگاری ، آنرا به رفتارهای فردی و اجتماعی، کار و تلاش، نظم در همه امور زندگی  منوط کرد. پروتستانیزم در مقابل خود رشد سرمایه داری را مشاهده میکرد، ضمن اینکه گسترش آن را بر عهده پروتستانها می دید. تجدید نظر چشم گیر در قواعد سختگیرانه دین مسیح و همزمان مشارکت بخشهایی از پروتستانها در سرمایه گذاری، همگنی و جذبیت ویژ ه ای را در قالب یک ترکیب دو وجهی بوجود آورد. نتیجه این شد که مذهب بر خلاف تمام واقعیتهای تاریخی به عاملی تبدیل شد که سر آغاز رشد سرمایه داری در غرب را رقم زد. این رابطه با سرمایه داری برای دین پروتستان ارزش های بسیاری بوجود آورد.
وبر موضع خود در باره کالونیسم و رابطه اش با سرمایه داری را تقریبا چنین خلاصه میکند: » ارزش مذهبی کار پر جنب و جوش و بی وقفه و منظم در حرفه های دنیوی به عنوان عالی ترین وسیله ریاضت و در همان حال مطمئن ترین و روشن ترین دلیل نوزایی و ایمان اصیل باید نیرومند ترین وسیله ممکن برای بسط…..روح سرمایه داری بوده باشد.(نظریه جامعه شناسی فصل چهارم ص 12) . از نظر وبر طمع و ولع اقتصادی روح سرمایه داری را تعیین نمیکند، بلکه برعکس یک نظام معنوی و اخلاقی است که بر موقعیت اقتصادی تاکید می کند.این در حالی است که در جوامع دیگر ملاک سرمایه، تنها کسب سود فردی بدون در نظر گرفتن اخلاقیات و معنویات است. وبر توضیح می دهد : » روح سرمایه داری را می توان یک نظام هنجاری دید که شامل عقایدی مرتبط به هم است. که هدف آن عبارت است از القای نگرشی که در پی کسب عقلانی و منظم سود است.» (همان ص211).
آنچه که وبر تلاش کرده است از زاویه رشد سرمایه داری مبتنی بر اخلاقیات مطرح نماید، شباهت و نزدیکی بسیاری به نظر دورکهایمر و آدام اسمیت دارد. بنیان گذاری سرمایه داری با تعریفی که ماکس وبر از آن کرده است، نشان داد که اکنون، دیگر سرمایه داری نیاز به کالونیسم ندارد. این دقیقا عبارتی است که ماکس وبر عنوان کرده است. در این معنا نه ماکس وبر و نه دورکهایم بطور منطقی دیگر دین را مسئول کارکرد سرمایه داری نمی دانند، آنجه در سرمایه داری مدرن رخ داد، پدیده تقسیم کار بود. پدیده ای که روابط آنرا مارکس بروشنی توضیح داده است و موضوع اخلاقیات و معنویات را در اصلاح آن غیر موثر دانست. مارکس حتی پیشتازی پروتستانیزم در ایجاد و تقویت سرمایه داری را نمی پذیرد. وی می گوید، این پروتسانیزم بود که گرد سرمایه داری جمع شد و خود را حول سرمایه سامان داد .

» «نقش دین در نظرگاه سیمون دوبووار
«آدم زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود». این جمله را سیمون دوبووار سال ۱۹۴۹ در کتاب «جنس دوم» نوشت؛ کتابی که انقلابی در مبارزات زنان برای برابری حقوقی به وجود آورد.« 3»

نگاه فلسفی دوبووار به مسئله برابری حقوقی زنان اگرچه تا سال‌ها مخالفت‌هایی سرسختانه در پی داشت، اما توانست تاثیری عمیق و البته ماندگار بر مبارزات زنان بگذارد. نظریه او در این مورد که زن باید برای به دست آوردن برابری ابتدا از تمامی بندهای برساخته جامعه رها شود امروز از سوی طیف وسیعی از فمینیست‌ها پذیرفته شده است.

اساسا در تمام طول دوران میسحیت، زن بعنوان جنس دوم شناخته شده بود. دین مسیحیت در تفکر مردانه ای که از پیامبری عیسی مسیح بعنوان یک مرد و یک سرور به ارث برده بود، نگاهش به زن در محیط بسته خانه ای بود که  در و دیوارش به گناه آلوده بود. زن از دید مسیحیان جنسی از نوع پست بود که وظیفه اش تنها اغوا کردن و فریفتن مردان خدا بود. زن چون تخمدان و زهدان داشت فقط برای تولید مثل آفریده شده بود. زن در همه حال طوق بندگی مرد را بر گردن داشت. و هنگامی که در زمان پاپ گریگور ششم جلوگیری از ازدواج رواج یافت، زن هرچه بیشتر در معرض خطر سقوط قرار گرفت و ارزش جنسی خود را نیز از دست داد. در واقع اینها مصایبی بود که مسیحییت بر زن وارد کرد
بووار که متاثر از فلسفه حرکت هگل بود، در تفسیر خود بر زن بعنوان انسانی همچون مرد بشکل سوژه در حرکت، تاکید دارد. در حالیکه از نظر تاریخ گذشته، به دهها دلیل زن سوژه بحساب نمی آمد و این مرد بود که فاعل کار و تحرک محسوب میشد. سوژه به معنی مستقل و خود مختار بودن تعریف می شد و این تعریف تنها در مورد مرد استعمال می گردید  و همین سوژه بود که می توانست آزاد باشد. بووار می گوید: «در تاریخ، زنان از سوژگی محروم بودند و متهم به این بودند که بجای فکر کردن در فکر هورمونهای خود هستتند»( بووارجنس دوم ض 19)  در همین ارتباط ارسطو نیز بیان داشت که: ماده به سبب نوعی نقص خصائل ماده است»( همانجا) یعنی سرشت زن دچار نقص و از نظر طبیعت، جسمش و جنسش کمتر از مرد بحساب می آید. و «سرانجام توماس قدیس نیز زن را مرد ناقصی نامید که حاصل تصادف در خلقت مرد بود و هنگام خلقت مرد اصل بود و حوا موجود فرعی بود»( همانجا). از دیدگاه فروید هم زن بصورت فیزیک و طبیعی مقهور مرد شده است. وی با اتکاء به جنس موئنث زن، آنرا کار طبیعت می داند که وی را محکوم به جنس دوم بودن میکند. بووار به فروید می تازد و صرف داشتن رحم در زن را ملاک کهتری وی نمی داند. در این رابطه  بووار اینگونه توضیح میدهد که «ما زن بدنیا نمی اییم بلکه زن می شویم»( مروری بر افکار دوبووار ، تحقیق بهجت یزد خواستی). در واقع انسان به درخود ماندگی تن در میدهد و به سکوت می رود و برای رهایی باید از حالت سکون خارج شود.
بووار اما در توضیح در تاریخ میگوید، زن همیشه یکی دیگر است و اصل نیست. «زن در برابر مرد فرعی است، مرد مدرک است، نفس مطلق است، زن دیگری است» (همان ص 20).  اما وی تاکید میکند این دیگر یاغیر به اندازه سوژه ارزش دارد. در رابطه سوژه هگل،  بووار تلاش میکند که سروری سوژه را تقلیل دهد اما این سروری همچنان ادامه پیدا میکند، چون سوژه خود را کاهش نمی دهد، بنا براین راه دیگر این است که زن خود را تبدیل به سوژه کند. و هنگامی سوژه از نظر هگل در مفهوم حرکت معنی پیدا میکند، زن نیز مانند مرد باید در این حرکت فعال شود. اما فعال شدن زن نیاز به استقلال وی از مرد دارد. استقلال به مفهوم  دارا بودن حقوق مالی فردی است که در رابطه با کار و اشتغال بدست می آید. شرط چنین استقلالی، نیاز به اتحاد زنان در مقابل اندیشه ای است که زن را فرمانبر تعریف کرده است و مردان جدا از این اندیشه نبوده اند. اما زنها هنوز خود را از اتحاد و یا در واقع وابستگی به مردان نر هانیده اند. در واقع درکی که مسیحیت در طول حیات زن به جامعه مردان و به خود زنان القاء کرده و این معنا توسط خود زن بعنوان یک حقیقت مورد پذیرش قرار گرفت، او را هنوز از این روابط پیچیده رها نکرده است.
در قرن نوزدهم  جنبش هایی شبیه جنبش فمنیسم سر برآوردند که در تقابل با آنها جنبش ضد فمنیسم با استفاده از علوم طبیعی به مقابله برخاست.  روند تلاش برای خروج از بن بست جنس دوم بودن زن، بسیاری از اندیشمندان نظیر منتسکیو، توماس هایز، دیدرو، جان استوارت میل را به میدان دفاع از زنان کشاند. مارکس نیز در ابن باره معتقد بود ابزار تولید و شیوه آن، انسان را متحول میکند. این نیز بسترفکری شد برای بووار تا بر اساس این رابطه حل مسئله جنس دوم بودن زن را بسط و گسترش دهد.
اما آنچه که بووار از نظر مارکس به آن توجه کرد، رشد ابزار تولید و تکنولوژی بود. اختراع ماشین در خدمت تسهیل کارها از یدی به ماشینی بود. در عصر تکنولوژی نیاز به نیروی جسمانی مرد وجود ندارد و همین تفاوت جسمی بین مرد و زن را بنوعی از بین برده است. زن توانست وارد بازار کار شود و استقلال خود را بدست آورد. در جوامعی که هنوز توسعه نیافته اند موضوع استقلال و در نتیجه وابستگی زن به مرد همچنان برقرار است. مسئله ای که امروز در عصر مدرنیسم جامعه زن باید حل کند این است که زن در کنار کار و تولید چگونه از عهده خانه و باز تولید نسل بر می آید.
در یک جمعبندی، می توان نقش مذهب در شناخت ساحت و مفهوم زن را بر اساس تمام شواهد موجود، شناختی انتزاعی، سطحی و کاذب دانست. علم امروز که حاصل انکشافات بزرگی توسط انیشمندانی نظیر سیمون دوبووار است، کمکهای بزرگی در شناخت زن نه بعنوان جنس دوم، بلکه بعنوان انسانهای برابر با مردان نموده است.
در مقایسه و تحلیل نهایی نظرات چهار اندیشمند، مارکس، دورکهایم، ماکس وبر و سیمون دوبووار در مورد نقش دین و مذهب در دوران مدرن، تکیه بر چگونگی حضور دین در جوامعه بشری مهم است. آنچه که امروز از تجربه حضور دین  و نقش آن در جوامع غربی مشاهده می شود. تسامح و تساهلی است که جوامع بشری نسبت آن برقرار کرده اند. در این دوران انسانها دارای ایده آلهایی هستند که در رویاهای خود آنرا تصویری سازی می کنند. انسانها علی رغم پیشرفتهای علمی همچنان نیاز درونی و روانی دارند تا خود و جایگاه خود را تعریف کنند، و مذهب این خلاء را همچنان پر میکند. جوامع غربی علی رغم کنده شدن از سنتهای گذشته اما هنوز مذاهب خود را حفظ کرده اند، و ظاهرا از نظر سیاستهای فرهنگی، جامعه سرمایه داری به این نتیجه رسیده است که برای ایجاد نوعی آرامش درونی، مذهب و مناسک آنرا به شیو های نوین، آنگونه که پروتستانیزم تعریف کرده است ادامه دهد. آنها به تجربه دریافتند که مذهب از حوزه سیاست خارج شود و در جایگاه خود قرار گیرد. هر چند رویکردهای جامعه شناسی هنوز تحت تاثیر مارکس، وبر، دورکهایم است اما این سه خود مذهبی نبودند و همه انها تصور مینمودند، که در دوران امروز نقش دین کاهش پیدا نموده است و اساسا مذهب را یک توهم میدانستند .زیرا طرفداران مذاهب مختلف ممکن است ; در خصوص اعتقادی که به هر کدام از مذاهب داشته باشند در مورد اعتبار ان متقاعد شده باشند .اما اصولا گوناگونی مذاهب مختلف و ارتباط انها با جامعه این اعتبار را میتواند از بین برده باشد .(گیدز 502.1376)

مارکس روشی را در ییش گرفته بود که مذهب را مانعی برای رفاه جوامع بشری میدانست. ایدئولوژی ای که انسانها را از استقلال و فردیت جدا کرده و او را در موهومات غرق میکند. بووار نیز به پیروی از مارکس مذهب را عامل حقارت بشر بویژه زنان میداند. اما دورکهایم و ماکس وبر به ضرورت نیاز بشر از یکسو ( دورکهایم) و نقش سازنده مذهب پروتستان از سوی دیگر( ماکس وبر)  به حضور دین پالایش یافته  در جوامع تاکید کرده اند.

نقش دین در دنیای امروز

نتیجه گیری

در حال حاضر واقعیت نیز چنین است که «مدرنیسم»  نقش مذهب را تا حد قابل ملاحظه ای بگونه ای تعریف کرده است که رصالت گذشته را ندارد و  مذهب را تا حد زیادی از مداخله در رشد مناسبات اجتماعی دور کرده است.اما با توجه به پیچیدگی های جهان امروزی و حتی کم رنگ شدن مذهب اساسا جایگاه مذهب هنوز در بین برخی از افراد جامعه حائز اهمیت است و اگر بخواهیم مثل گذشته یک نوع احترام متقابل بین ادیان و حکومت ها و یا دولت ها وجود داشته باشد ,جدایی کامل دین از حوزه سیاست و حکومت داری است و در نتیجه سکولاردمکراسی به عنوان یک الترناتیو امتحان شده ,میتواند تنها راهکار اساسی باشد .در دنیای مدرن امروز اساس و اصول زندگی های اجتماعی بر مقوله منطق و واقعیت گرایی میچرخد .مقوله ای که شاید در تقابل با کسانی باشد که هنوز بر اساسا یک باور دینی و مذهبی به دنبال حکومت داری میباشند .در نتیجه در دنیای امروز مدرن بحث بر اساس ازادی های فردی و اجتماعی و حقوق شهروندی است .باور مذهبی اصول امروزی نیست , بلکه یک مقوله فردی است که نباید در حریم خصوصی افراد دخالت شود .نتیجه عملکرد و قدرت داشتن مذهب در عرصه ها و حوزه های مختلف  در گذشته و حتی امروز وجود داشته و دارد, اما نتیجه ان معکوس و عقب گرد بوده است .انچه که در پایان میتوان به این نکته اضافه نمود این است که باید از دمکراسی و حقوق شهروندی و نبود یک قانون اساسی مذهبی ,جامعه را به جلو برد. خصوصا در کشورهای خاورمیانه که از دین به عنوان یک ابزار استفاده میشود .در حکومت هایی که دمکراسی و سکولاریسم وجود دارد به نوعی تضمین دینداری هم میباشد و در تضاد با دین و مذهب مردم با عقاید مختلف نیست. اما دین نمیتواند وارد حاکمیت و قانون اساسی شود .در اصل دین و مذهب به عنوان یک موضوع شخصی است و عملا در قانون گذاری و اعمال نظرات و تحمیل به  کل جامعه  به عنوان  مرجع قانونگذاری  نمیتواند کارساز و کارامد باشد .به همین دلیل جدایی دین از نهاد دولت و حکومت بهترین الترناتیوی است که جامعه متمدن و امروزی به ان رسیده است  و میتواند بر اساس منطق یک الگوی سازنده در جامعه امروزی باشد .

منابع …

1..دین شناسی کارل مارکس ، پریسا حسن زاده ، سایت دین پزوهی.

http://dinpajoohi.persiangig.com/document/Marks.htm

 2..  رابطه دین با جامعه، مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .ریمون آرون ترجمه باقر پرهام به نقل از مجله رشد

3..میترا شجاعی ،سیمون دوبووار و تاثیری که بر مبارزات زنان ایران داشت،14.04.2016 سایت ویچه وله

4..https://goo.gl/WSU8HU

 

شیعه فقاهتی و ولایی یک فرقه ضاله در ایران است.

در کشوری که قوانین تنها مرگ را شامل می شوند، مرگ به کسب و کار آنها بدل می شود.

دراین مقاله به بررسی استفاده از سنگسار و اعدام در نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان مجازات کیفری و قوانین جزایی می پردازیم.

سنگسار و اعدام دو مجازاتی هستند که در بعضی از کشورها هنوز اعمال می شوند و باید گفت وحشی ترین و ضد انسانی ترین مجازات های تاریخ بشری هستند. سنگسار یکی از از شرم آورترین حلقه های جنایت دولتی است که کابوس هولناکش هنوز گریبان دنیا و بشریت امروز را رها نکرده است. جمهوری اسلامی تنها نظام سیاسی در دنیاست که سی سال بطور مداوم و سیستماتیک اقدام به صدور و اجرای حکم فجیع سنگسار می کند. در طول این سالها چه بسا زنانی بوده اند که ناله ها و ضجه های شان به گوش کسی نرسیده و در زیر حجاب سکوت و خاموشی دنیا سر و تن شان با سنگ های تعصب و جهالت پاره پاره شده است. زنانی بودند که از وحشت روز موعود سنگسار و اعدام، زندگی در کنج زندانها برایشان تلخ و دردناک شده است. کسانی بودند که از هراس سنگسار و اعدام، به زندگی خود خاتمه داده اند. جمهوری اسلامی یکی از حکومتهایی است که سنگسار و اعدام را در قوانین جزایی کشور ایران  گنجانده است. حال به تعریفی کلی از این دو مجازات و دلایل انجام آنها می پردازیم.

سنگسار: در ایران این حکم به عنوان مجازات برای افراد متأهلی که با فرد دیگری غیر از همسر خود رابطه جنسی برقرار کنند و این رابطه با شهادت چهار نفر شاهدی که دادگاه آنان را عادل تشخیص دهد یا چهار بار اعتراف فردی که مرتکب این عمل شده، ثابت شود، قابل اجراست. اجرای این حکم در ایران همواره با موضع گیری‌های تند و انتقادی از جانب مجامع بین‌المللی و حقوق بشر و تلاش فعالان داخلی برای حذف این مجازات از قوانین جاری روبرو بوده‌است.

اعدام: اعدام که در تاریخ حقوق کیفری سنگین‌ترین مجازات بشری به شمار می‌رود از دیرباز درکشورهای مختلف جهت برخورد با ناقضان قوانین آنها وجود داشته است. انواع روش‌های مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب و شتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده و اتاق گاز جهت مجازات مجرمان به کار می‌رود.

طبق گزارش سازمان عفو ​​بین الملل که از سال 1360 تا 1369 طرح شده است ، 76 نفر در ایران سنگسار شده اند و یک گزارش منتشر شده توسط کمیته بین المللی اعدام در سال های 1370-1388سنگسار 74 نام دیگر را تایید کرده است. بنا براین برآورد می شود که کلیه اعدام ها به شیوه سنگسار در 30 سال گذشته در ایران150 مورد بوده است. با توجه به فعال بودن زنان پیش از انقلاب نسبت به  بعد از انقلاب اسلامی در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و غیره، آمار ها نشان میدهد میزان اعدام ها و سنگسار افزایش یافته است.آمار سنگسار و اعدام در ایران از تمامی کشورهای اسلامی بالاتر است و سالانه صدها نفر به صورت علنی و یا مخفیانه محکوم به مرگ می شوند و طبق گزارش سازمان عفو بین الملل در سال  2016 ایران با سالانه بالاتر از567 نفر اعدامی در رتبه دوم جهان و بعد از کشور چین قرار دارد، یعنی روزانه میانگین سه نفر اعدام میشوند و این آمار بسیار بالایی است.91 درصد از کسانی که درایران محکوم به سنگسار هستند را زنان تشکیل میدهند و طبق داده های موجود، زنان قربانیان اصلی سنگساردر ایران هستند.با توجه به نحوه اداره حکومت در ایران، به دست آوردن گزارش های سیستماتیک و اطلاعات تجربی در مورد سنگسار زنان در داخل کشور بسیار دشوار است. ، زمانی که پارلمان تازه تاسیس مجلس شورای اسلامی قوانین مجازات اسلامی را تصویب کرد، نهادینه سازی سنگسار به عنوان یک معیار کیفری از سال  1982برابر با 1362 هجری شمسی آغاز شد، از زمان تصویب قانون مجازات اسلامی موارد متعددی از سنگسار زنان به مرگ(در کنار شلاق، حلق آویز عمومی، خنجر زدن و زخمی شدن تا مرگ) بر اساس گزارشات جدید از ایران ، فعالیت های زیادی در جامعه جهانی به عنوان ”نه به اعدام و نه به سنگسار” به صورت های مختلف شکل گرفته از قبیل فیلم, مستند, مقالات، روزنامه ها، مجلات و فضای مجازی )اینترنت (که تاثیرات چشمگیری در کاهش این اعمال داشته است، اما متاسفانه متوقف نشده اند و در بسیاری از کشور ها در حال اجراء هستند. آیت الله خمینی بارها اظهار داشت که یک سیستم عادلانه بر اساس اسلام و دستورات انسانی پایه گذاری خواهد کرد و در بیانات خود دوران حکومت رضا شاه 1302 تا 1320و محمدرضا شاه 1320تا 1357 هجری شمسی را حکومتی شوم و فاسد دانست و خواهان پایه گذاری یک حکومت عادل شد که شواهد خلاف جریان را نشان می دهد و آمارهای اعدام و سنگسار و خیلی از موارد دیگر از قبیل فساد مالی ,طلاق ,اعتیاد, ناهنجاری های اجتماعی، فقرو بیکاری....با سیر صعودی همراه بوده و این نشان دهنده آن است که با روی کار آمدن خمینی و حکومت اسلامیش اوضاع نه تنها بهتر نشد که دامنه آن نیز بسیار گسترده تر شد.

 

سیستم عدالت پس از انقلاب ایران شامل کدهای محرمانه، هنجارها و رویه هایی است که بر پایه دیدگاه اسلام شیعه قرار دارد. شیعه یک فرقه در اسلام است که میراث خود را از علی، پسر عموی حضرت محمد می گیرد. فرزندان علی، زنجیره ای از رهبران کاریزماتیک (امامان) را نشان می دهد که با تعلیم مؤمنان به عنوان نایبان خدا شناخته می شوند. از زمانی که فرزندان علی رهبری جامعه شیعه را برعهده گرفتند، وظایف امام روشن تر شد. هر امام یک جانشین را انتخاب می کند و طبق باورهای شیعه، نوعی دانش روحانی را به رهبر بعدی منتقل می کند. امامان به عنوان رهبران معنوی و سیاسی خدمت می کنند.  امامان شیعه بی عیب و نقص و بی نظیر در نظر گرفته می شوند و معتقدند که به نام خداوند حکم می کنند.

 قانون مجازات اسلامی در ایران، قوانین حکومتی شیعی را بیان می کند، جایی که رهبران مذهبی تندرو حاکم بر جامعه هستند. شورای نگهبان ابتدا قانون مجازات اسلامی را در سال 1362 به مدت 5 سال بصورت آزمایشی تصویب کرد. از زمان بازنگری در سال 1370، اجرای آزمایشی قانون بارها و بارها ادامه یافته و آخرین بار تا 1391ادامه داشت.

تصویب اولین نسخه قانون مجازات اسلامی  در سال1362موجب خشم بسیاری از مردم و نگرانی های بین المللی شده بود زیرا اقدامات کیفری قانون شامل مجازات های بی رحمانه و غیر معمول به خصوص در اقدامات خود علیه زنان بود. طبق نظر محققان فمینیستی، قوانین مذهبی اعمال شده در ایران همچنان منافع و حقوق زنان را از طریق سیاست های تبعیض آمیز خود محدود می شمارد. قانون مجازات ایران کاملا نزدیک به قوانین نظری اسلامی است. به طور کلی چهار نوع جرم  و مجازات  در اسلام وجود دارد: حدود، قصاص، تعزیر و دیات.

حدود بخشی از قوانین کیفری اسلام است که مجازات آن در برابر کارهای خلاف عفت و اخلاق اعمال می‌شود و کیفر ثابت و مشخص دارد. موضوع اجرای حدود در زمان غیبت امام عصر، یک بحث جدی فقهی است که اقوال مختلفی درباره آن وجود دارد. از طرفی برخی فقها، قائل به اجرای مطلق حدود شرعی در زمان غیبت هستند و عده‌ای دیگر نیز معتقدند که حدود در زمان غیبت جاری نمی‌شود و صرفاً باید به دست امام معصوم اجرا شود.

زنا: آمیزش جنسی زن و مرد بدون ازدواج

لواط: آمیزش جنسی مقعدی دو مرد

مساحقه: آلت‌مالی دو زن

قذف: نسبت دادن ناروای زنا یا لواط به شخصی با لفظ صریح

ارتداد: خارج شدن از اسلام

شرب خمر: نوشیدن مشروبات الکلی یا آبجو.

سرقت: دزدی بیش از ربع دینار.

قطع طریق: راهزنی

قصاص گروه  دوم مجازات در فقه اسلامی است. این جرم ها شامل انواع قتل و جرایم علیه اشخاص از جمله حمله، ضرب وشتم و سایر آسیب های بدن است که باعث آسیب یا مرگ می شوند.

قصاص در لغت، اسم مصدر از ریشه «قصَّ یقُصُّ» به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است. اما در فقه و حقوق قصاص مجازات مجرم به شکلی معمولاً مشابه جرم را گویند. به عنوان مثال اعدام قاتل به سبب انجام قتل، یا کور کردن فردی که بینایی دیگری را از او گرفته است.

قصاص اصطلاح دو کلمه‌ای و مفهوم آن در جمله تغییر می‌یابد. قص، به معنی کوتاه و در جمله اگر منظور صبحت کردن باشد یعنی کوتاه کردن سخن، مختصر گفتن است. اما در فعل سریع عمل کردن است. چون در اعصار گذشته در ارکان دولت‌ها و حکومت‌ها تعریفی از حبس یا زندان بشکل اصولی وجود نداشت لذا بهترین شکل احقاق حقوق، سریع مجازات کردن بود. مثل کسی که اگر پیش از ظهر فردی را به قتل می‌رساند، در صورت دستگیری تا غروب حکم قصاص، یعنی رسیدگی سریع انجام می‌شد چون محلی برای نگهداری یا بازداشت متهم وجود نداشت.

 مجازات قصاص در قانون اسلامی شامل دو بخش است:

1.قتل

2.آسیب جسمانی

با توجه به ماده 205 قانون مجازات اسلامی قتل عمد مجازاتش قصاص نفس است و در این مورد خانواده قربانی حق دارند فرد قاتل را اعدام کنند و یا ببخشند و یا در ازای دریافت دیه ببخشند.قصاص در حضور خانواده قربانی صورت میگیرد و تنها آنها هستند که می توانند قاتل را ببخشند.

مجازات برای جراحت جسمی یا قطع عضو  پرداخت دیه است که به عنوان «خون بها» نامیده می شود.

تعزیر در حقوق کیفری ایران عبارت از مجازاتی است مادون حد شرعی. به عبارت دیگر تعزیر کیفری است برای جرائمی غیر از آنهایی که در حقوق جزای اسلامی برایشان حد، قصاص و دیه در نظر گرفته شده‌است. تعزیر در شرع از حیث مقدار مشخص نیست و در فقه به کیفری گفته می‌شود که برخلاف حد، قانون‌گذار اندازه‌ای برای آن تعیین نکرده باشد و تعیین آن به صلاحدید قاضی می‌باشد (تعزیر باید کمتر از حد باشد). تعزیر در لغت به معنای تعظیم، تأدیب، نصرت و منع می‌باشد.

ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: تعزیر مجازاتی است که مشمول عنوان حد، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می‌گردد. نوع، مقدار، کیفیت اجراء و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می‌شود.

دیه ، دیعه یا خون‌بها از قوانین اسلام است و بر اساس تعاریف فقهی، مال یا پولی است که به سبب کشتن انسان یا نقص عضو به کسی که صدمه دیده است یا به بازماندگان او پرداخت می‌شود. در تعریف حقوقی دیه کیفر نقدی است که از مجرم به نفع مجنی‌علیه یا قائم مقام او گرفته شود. میزان دیه از سوی شارع (دادگاه) برای جنایت تعیین شده‌است.

میزان دیه در دین اسلام برای مرد و زن مسلمان و مردان و زنان سایر دین‌های آسمانی متفاوت است.

حال میخواهیم در مورد زنا توضیحی کلی را ارائه کنیم.

در اسلام، به رابطه جنسی مقعدی یا مهبلی با شرایط خاص حقوقی رابطه جنسی میان زن و مرد بدون وجود رابطه ازدواج میان آن‌ها زنا گفته می‌شود. مردی که مرتکب زنا شده‌است را «زانی»، و زن زناکار را «زانیه» می‌خوانند.

زنا دارای موارد مختلفی است که برای هر کدام از آن‌ها کیفرها و حدود جداگانه‌ای در اسلام وجود دارد که در اینجا فقط نام می بریم.

1.زنای با محارم

2.زنای به عنف

3.زنای محصنه

4.زنای غیر محصنه

در اسلام بطور کلی دو راه برای اثبات زنا وجود دارد

اقرار شخص

شهادت چهار نفر شاهد

اگر چنانچه زنای محصنه یک شخص به‌وسیله هر یک از راه‌های فوق ثابت شود، آنگاه مجازات سنگسار در حق شخص زنا کار، با توجه به اینکه زنای وی به‌وسیله کدامیک از راه‌های فوق ثابت شده باشد متفاوت خواهد بود.

  1. اقرار شخص زناکننده که بالغ و عاقل و آزاد است در حال اختیار و بدون ارعاب و ترس چهار مرتبه و بنابر احتیاط در چهار جلسه اعتراف کند که زنا کرده‌است.

اگر زنای محصنه از راه اقرار شخص زنا کار ثابت شود و شخص زناکار هنگام سنگسار از گودال فرار کرد، دیگر او را به گودال برنمی‌گردانند، حتی بنابر احتیاط اگر یک سنگ هم به او نخورده باشد نباید او را بازگردانند.

۲.شهادت چهار نفر شاهد چهار مرد عادل به دیدن عمل شهادت دهند، و اگر سه مرد و دو زن عادل یا دو مرد و چهار زن عادل هم شهادت دهند کافی است و زنا ثابت می‌شود.

اگر زنای محصنه از راه شهادت شهود ثابت شود، آنگاه اگر هنگام سنگسار از گودال فرار کرد، فرار وی فایده ندارد و او را باید به گودال برگردانند و آنقدر سنگسار شود تا بمیرد.

منبع حکم های صادر شده در مورد هر جرمی از قرآن کریم گرفته شده است و به روش های آزمایشی و یا سایر روش های دیگر نیست. قرآن، بالاترین مذهب و مطلق ترین منبع در اسلام برای فرقه های سنی و شیعه است. این فراتر از محدوده این مقاله است که بخواهیم به  صورت گسترده فرقه های اهل تسنن و تشیع را تجزیه و تحلیل کنیم. کافی است بگویم که دو فرقه مشابه هستند، زیرا منابع اصلی آنها قرآن، سنت (آداب و رسوم پیامبر اسلام) است.

در قرآن کریم آیاتی در مورد مجازات زنان و مردان زنا کار آمده است  که مجازات آنها شلاق یا حبس در منزل است و چند آیه های را در ادامه می آوریم اما هیچ نشانه ای از سنگسار نیست پس چرا کشورهای مسلمان مانند ایران و نیجریه ادعا می کنند که اعمال سنگسار زنان به مرگ یک عمل اسلامی است؟

سوره نساء'آیات ۱۵٬۱۶٬۲۲٬۲۴٬

و از زنان شما کسانی که مرتکب زنا می‌شوند چهار نفر از مسلمانان به عنوان شاهد بر آنان بطلبید پس اگر شهادت دادند آنان [=زنان] را در خانه‌ها (ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی برای آنان قرار دهد.

و از میان شما آن دو تن را که مرتکب زشتکاری می‌شوند آزارشان دهید پس اگر توبه کردند و درستکار شدند از آنان صرفنظر کنید زیرا خداوند توبه‌پذیر مهربان است.

و با زنانی که پدرانتان به ازدواج خود درآورده‌اند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکاری و [مایه] دشمنی و بد راهی بوده‌است.

و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] به استثنای زنانی که مالک آنان شده‌اید [این] فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است و غیر از این [زنان نامبرده] برای شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید در صورتی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید و زنانی را که متعه کرده‌اید مهرشان را به عنوان فریضه‌ای به آنان بدهید و بر شما گناهی نیست که پس از مقرر با یکدیگر توافق کنید مسلماً خداوند دانای حکیم است

سوره نور آیات ۲٬۳٬

هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!

 (سوره نور-آیه ۳)

مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‌کند؛ و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود درنمی‌آورد؛ و این کار بر مؤمنان حرام شده است!

و سوره فرقان آیه ۶۸،

و کسانی که معبود دیگری را با خداوند نمی‌خوانند؛ و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمی‌کشند؛ و زنا نمی‌کنند؛ و هر کس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید!

نسخ در «قرآن» «به معنای کشف از تمام شدن عمر حکمی از احکام است. معنای دیگر کلمه نسخ، نقل یک نسخه کتاب به نسخه‌ای دیگر است، و این عمل را از این جهت نسخ می‌گویند، که گوئی کتاب اولی را از بین برده، و کتابی دیگر بجایش آورده‌اند.» برخی از نویسندگان نسخ را صرفاً در امور شرعی‌ و برخی دیگر هم در مورد امور شرعی و هم در امور تکوینی می‌دانند. ناسخ و منسوخ، دو دسته از آیات قرآن اند: ناسخ، آیاتی است که پس از نزول جای حکم آیاتی را که قبلاً نازل شده و مورد عمل بوده می‌گیرد. منسوخ، همان آیات قبلی است که با نزول آیات ناسخ، زمان عمل به آنها پایان می‌یابد.

طبق روایات از زمان پیامبر و خلیفه دوم عمر و حضرت علی حکم زنا سنگسار  بوده است و موارد متعددی در آن زمان به سنگسار محکوم شده بودند.از آنجا که در قران آیه ای وجود ندارد که حکم سنگسار را تایید کند بسیاری از علما و صاحب نظران علوم اسلامی بر این باورند که چون قرآن طی چند سال به صورت وحی به پیامبر نازل شد نسخ صورت گرفته است و  رهبران مسلمان از اقدامات پیامبر برای هدایت رفتارهای آینده خود استفاده کردند. یک مکتب فکری وجود دارد که استدلال می کند که سنگسار، همانطور که امروز ما آن را "سنگسار به مرگ" می دانیم، یک حکم تعیین شده بعد از محمد است که به خلیفه دوم عمر وابسته است. بدین ترتیب، خلیفه دوم حکم سنگسار را به عنوان یک اقدام مجاز ماندگار دانست به دلیل اینکه آیاتی از قرآن کریم حذف شده است.در کتابی به اسم نسخ در قرآن به نویسندگی روسلان عبدالرحیم خلاصه ای عالی از حدیث را که توسط خلیفه دوم اسلام نقل شده است به شرح زیر ارائه می دهد :محمد یک بار اعلام کرد: خدا راه را برای زنان تعیین کرده است: برای باکره (البریک) با باکره، صد شلاق و یک سال در تبعید، و برای غیر باکره (الطیب) با غیر باکره، صد ضربه شلاق و سنگسار.

ابن عباس: عمر یک بار اعتراف کرد: من میترسم از روزی که مردم میگویند ، "ما در" کتاب خدا "" سنگسار "(" ریم ") را پیدا نمی کنیم و به این ترتیب  با رها کردن آنچه که توسط وحی الهی تعیین شده است ازبین میروند ."سنگسار" واقعا در برابر کسی که مرتکب زنا می شود و بر اساس شواهد غیرقابل پیش بینی، بارداری یا اعتراف اثبات شده است. رسول خدا سنگسار کرد و ما نیز پس از او سنگسار کردیم.

روایات بسیاری از خلیفه دوم,حضرت علی,عایشه زن پیامبر و اصحاب دیگر پیامبر نقل شده است که بر این باورندکه  سنگسار در قرآن ذکر نشده است  و تنها اشاره به حدیث و سخنان پیامبر است.

استدلال می رود که فقه اسلامی بر اساس چهار اصل اصلی (مبانی) استوار است. اینها عبارتند از: لغو تدریجی رفتارها، کاهش آسیب، رفاه اجتماعی و فردی و عدالت. با توجه به این مبانی فقه، چگونه می توانیم سنگسار امروز در ایران را نه تنها با اصول دینی اسلام، بلکه با مبانی قوانین اسلامی مقایسه کنیم؟

بحث در مورد سنگسار در اسلام و انجام آن در ایران مورد بحث قرار گرفت . اما این مسئله که وضعیت و اعتبار حقوقی زنان بعد از انقلاب اسلامی به شدت کاهش یافته است کاملا واضح و روشن است و چیز جدیدی نیست که اکثر مردم جهان از آن مطلع و آگاه نباشند. در ابتدا و قبل از ایجاد نهاد های قانونی ,قانون هایی برای محدود کردن حقوق زنان در نظر گرفته شد.تمام تلاش های که برای حقوق زنان و مدرنیزاسیون در قبل از انقلاب اسلامی شده بود در ظرف دو هفته پس  از به روی کار آمدن انقلاب اسلامی ایران کاملا تغییر کرد و سرکوب زنان در ایران آغاز شد.

تصمیم گیری های سرکوبگرانه در مورد پوشش اجباری زنان، عدم اجازه دادن به زنان در امر قضاوت، تقسیم اجباری مدارس و دانشگاه ها و جداسازی جنسیت در فضاهای عمومی صورت گرفت. در حالی که در دوره بین سال های 1376 تا  1384تلاش هایی برای اصلاح وجود داشت اما با این حال تلاش ها بی حاصل  بود. در سال 1382 اصلاح طلبان سلطه پارلمانی خود را از دست دادند و در سال 1384 ریاست جمهوری را از دست دادند. در این زمینه اصلاحات، رئیس قوه قضائیه در سال1381 ادعا کرد که عمدتا ممنوعیت سنگسار وجود دارد. با این حال، چندین بار در این دوره اتفاق افتاده بود و آمارها نشان می دهد ایران بیشترین اعدام زنان را در جهان داشته است.

در بحث حقوقی بین زن و شوهردر ایران که از قوانین اسلامی منشا گرفته است کفه ترازو به سمت مرد سنگینی می کند برای مثال حقوق طلاق,نگهداری از کودکان,سن ازدواج و این نشان دهنده این است که زنان چگونه مورد ناعدالتی قرار گرفته اند.

در قرآن 16 آیه وجود دارد که به زنا پرداخته اند، اما هیچ یک از آنها سنگسار نیستند. با این حال، مجازات سنگسار به نام "شریعت مقدس" همانطور که بالاتر در این مقاله دیده می شود، به طور گسترده و بدون شک در ایران مورد استفاده قرار می گیرد

جمهوری اسلامی تنها حکومتی نیست که به نام اسلام به سنگسار  زنا می پردازد. اگرچه اکثریت مطلق کشورهای اسلامی حکم سنگسار را از بین برده اند؛ اما هنوز در بسیاری از کشورهای اسلامی آن را اجرا می کنند. تعدادی از کشورهای اسلامی سنگسار را به دلیل اینکه حکم برگرفته از قرآن است و پیامبر (ص) و معاونان وی (خلیفه) این حکم را اجرا کرده اند هنوز در قانون مجازات خود دارند. این کشورها عبارتند از بنگلادش، موریتانی، نیجریه، پاکستان، عربستان سعودی، سنگال، سومالی و سودان.

با این تفاسیر آنچه ما در ایران کنونی میبینیم نوعی خشونت جنسیتی مبتنی بر قوانینی است که توسط دولت حاکم تعیین شده است.این  یک شکل قانونی خشونت قانونی علیه زنان  است.سنگسار و اعدام  شکلی از انسان کشی در ایران معاصر است.در ایران کنونی” مرد سالاری و دیکتاتوری ”در خانواده و اجتماع، نوعی قانونی محسوب می شود و این ها برگرفته از کتاب قوانین مذهبی در این کشور است.

به دلیل ماهیت دینی جمهوری اسلامی ایران، نوع تحقیقاتی که به طور معمول به کار می رود در جمع آوری داده های سیستماتیک در جوامع دموکراتیک بسیار آسان است. به عنوان مثال، دسترسی به دادگاه ,دادگستری و دادرسی به محققین اجازه می دهد که با استفاده از اطلاعات تحلیل های گسترده ای درباره ماهیت اتهامات جنایی و نحوه برخورد آن ها به وجود بیاورند ،که این امر در ایران ساده نیست. همین موضوع در مورد پرونده های پلیس در رابطه با جستجو و سایر جنبه های مربوط به اجرای قوانین یا تحقیقات جنایی نیز صادق است.

اکثر داده ها در این مقاله با ارجاع به منابع ثانویه از جمله اخبار و رسانه های چاپی منتشر شده اند که نتایج اخبار اعدام پس از انتشار توسط مقامات جمع آوری شده است. با این پیش فرض که رسانه های خبری و رسانه های ایران تحت  محدودیت شدید قرار می گیرند  اخبار و رسانه های چاپی مجبور به پیروی از خبرهای دولتی هستند. محققان متعددی که در زمینه مسایل جنسیتی در خاورمیانه تحقیق می کنند، ناتوانی خود در دسترسی به نوع داده های قابل اطمینان سیستماتیک که معمولا در دسترس محققان جوامع دموکراتیک است را ،گزارش کرده اند. با این وجود، علیرغم محدودیت های منابع موجود، تجزیه و تحلیل این موضوعات برای ایجاد درک نسبی از وضعیت زنان در سراسر جهان مهم هستند محققان باید قادر به انجام تحقیقات سیستماتیک "کلاسیک" در آن کشورها باشند.

 

 

نوشته شده توسط: امید محمدی

 

 

با وجود تلاش هواداران محیط زیست و وعده همکاری مسئولان منطقه، وضعیت تالاب انزلی حادتر می‌شود و عمق آب تالاب همچنان رو به کاهش است. در سال جاری حتی در بعضی از بخش‌های عمیق تالاب، ارتفاع آب تنها به نیم متر می‌رسد.

نایب دبیر شبکه سمن‌های محیط ‌زیست نسبت به وضعیت تالاب‌ها در استان گیلان و به ویژه "وضعیت حاد تالاب انزلی" هشدار داد.

خانم زهرا جنسی روز چهارشنبه (۱۶ خرداد/ ۶ ژوئن) در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفت: «متاسفانه تالاب‌های با ارزش ما در حال از دست رفتن هستند و اقدام عاجل و اثرگذاری در این خصوص نمی‌شود.»

این فعال محیط زیست به وضعیت تالاب انزلی اشاره کرد و گفت: «متاسفانه سال‌هاست که عمق بسیاری از بخش‌های عمیق انزلی به یک متر رسیده، این درحالی است که امسال در همین بخش‌ها نیم ‌متر آب هم وجود ندارد.»

تالاب انزلی در استان گیلان در حدود ۴۰ کیلومتری شمال رشت و در جنوب بندر انزلی واقع است. این تالاب یکی از بزرگ‌ترین زیست‌گاه‌های طبیعی جانوران به ویژه پرندگان به حساب می‌آید. سالانه هزاران پرنده مهاجر از سمت شمال به این تالاب می‌آیند.

کاهش عمق آب در تالاب انزلی می‌تواند فاجعه زیست‌محیطی را در منطقه ایجاد کند. 

گردشگری افسارگسیخته

زهرا جنسی با اشاره به این که برنامه‌ریزی‌های عنوان شده برای نجات تالاب‌های گیلان هنوز به مرحله عملی نرسیده و در حد حرف باقی مانده است، نسبت به گردشگری بی‌رویه و کنترل نشده و نیز عدم توجه به حفظ طبیعت تالاب هشدار داد.

او گفت که تالاب‌های گیلان به عنوان ذخیره زیستگاهی باید حفظ شوند، "اما در این روزها به سمت گردشگری می‌روند که ممکن است افسار گسیخته شود".

نائب دبیر شبکه سمن‌های محیط ‌زیست در ادامه گفت‌وگو با ایلنا با بیان این که فعالان محیط‌ زیست نمی‌خواهند محدوده‌های زیستی خالی از مردم باشد، اظهار داشت: «ما موافق گردشگری ضابطه‌مند هستیم، اما این ضابطه باید مشخص شود. اگرچه بسیاری از طرح‌های عمرانی پیوست زیست‌محیطی دارند، اما متاسفانه در عمل به خیلی از بندهای این پیوست‌های زیست‌محیطی عمل نمی‌شود.»

خانم جنسی نسبت به عواقب بی‌توجهی نسبت به وضعیت هشداردهنده تالاب‌های گیلان از تالاب انزلی به عنوان "یکی از تالاب‌های استراتژیک" نام برد و گفت: «[این تالاب] به غیر از اینکه یک تالاب بین‌المللی است، در صورتی که خشک شود پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بسیار زیادی هم برای مردم خواهد داشت. یعنی اگر نخواهیم از دریچه محیط‌ زیست به آن توجه کنیم درصورتی که تالاب انزلی خشک شود، با مشکلات عدیده‌ای روبرو خواهیم شد و همین اتفاق برای خیلی از تالاب‌ها با وسعت کم یا زیاد در حال وقوع است.»

آلودگی روزافزون آب

 یکی از مشکلاتی که تالاب انزلی از سال‌ها پیش با آن روبروست آلودگی روزافزون آب است. به گفته کارشناسان ورود فاضلاب شهری و روستایی به تالاب و همچنین پسماند کارخانه‌های اطراف به رودخانه‌ها، از جمله دو رودخانه زرجوب و گوهررود، باعث آلودگی هر چه بیشتر تالاب انزلی شده است.

زهرا جنسی در باره راه نجات از آلودگی تالاب انزلی پیشنهاد کرد: «برای نجات انزلی باید ورودی‌های انزلی را پاکسازی کرد. زرجوب و گوهررود از جمله آلوده‌ترین رودخانه‌هایی هستند که شاید در دنیا وجود دارند و ما در کنار این رودخانه‌های آلوده زندگی می‌کنیم.»

عیسی کلانتری، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، ۲ خرداد سال جاری (۱۳۹۷) از صدور مجوز توسط وزارت کشور برای شبکه سمن‌های محیط زیست، به عنوان مجموعه‌ای از سازمان‌های مردم نهاد محیط زیستی خبر داد و گفت که با صدور این مجوز، این شبکه دارای جایگاه رسمی شده است.

امنیت غذایی استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خراسان جنوبی بحرانی است. در سیستان و بلوچستان ۷۵ درصد مردم در فقر غذایی به سر می‌برند. نمایندگان این استان خواستار اقدام اضطراری دولت برای رفع این بحران هستند.

محمدنعیم امینی‌فرد، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، روز یکشنبه (۶ خرداد/۲۷ مه) امنیت غذایی در چهار استان کشور را بحرانی خواند. او در مصاحبه با ایلنا گفت که در نتیجه خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان بخشی از دامداری این استان از بین رفته است. او افزود: «این خشکسالی مردم روستاها را در شهرهای زابل، زاهدان و چابهار به حاشیه‌های شهرها کشانده و فاکتورهایی که مربوط به امنیت غذایی است را به قهقرا برده‌است.»

به گفته آقای امینی‌فرد که رئیس مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان است، پژوهش‌های دانشگاهی به عمل آمده در سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد که میزان قد و وزن ساکنان این استان نسبت به میانگین کشوری بسیار پایین‌تر است.

درخواست توزیع سبدهای غذایی

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس برای مبارزه و رفع این بحران به دولت پیشنهاد کرده است که "دولت باید اولاً اقدامی اضطراری در خصوص توزیع سبدهای غذایی کند و سپس توانمندسازی مردم این منطقه و ایجاد اشتغال را در دستور کار خود قرار دهد."

این نماینده مجلس ضمن اشاره به نقش مثبت گروه‌های مردم نهاد NGO گفته است که "انجمن مردمی ضدگرسنگی" اقداماتی را در خصوص توزیع، جمع آوری و انبار مواد غذایی صورت داده‌ است که موثر بوده و می‌تواند مشکل این منطقه را حل کند.

وضعیت استان سیستان و بلوچستان به لحاظ شاخص فقر و گرسنگی، کم آبی و خشکسالی با استان‌های دیگر و از جمله سه استانی که با بحران امنیت غذایی مواجه شدند تفاوت دارد.

اگرچه مسئولین آمار و ارقام دقیقی در ارتباط با بحرانی بودن امنیت غذایی استان‌های کشورعنوان نکرده‌اند ولی امینی‌فرد، نماینده مردم ایرانشهر که خود عنوان عضو کمیسیون بهداشت و درمان است می‌گوید استان سیستان و بلوچستان "با اختلاف" رتبه اول را در بحران امنیت غذایی به دست آورده است.

نیمی از ساکنین زاهدان آب سالم لوله‌کشی ندارند

به گفته علی یارمحمدی نماینده دیگر سیستان و بلوچستان "۷۵ درصد مردم استان سیستان و بلوچستان فقر امنیت غذایی دارند." او در شرح اوضاع نامطلوب این استان تاکید می‌کند که "مردم روستاهای این استان آب سالم برای خوردن ندارند، نان ندارند" و در نتیجه مشکلات استخوان‌بندی و گوارشی در این استان رایج شده است.

یارمحمدی، نماینده زاهدان اضافه کرد حتی در خود شهر زاهدان که حدود ۶۰۰ هزار نفر زندگی می‌کنند بالغ بر ۳۵۰ هزار نفر آب سالم لوله کشی ندارند و در بسیاری از نقاط  این شهر با تانکر آبرسانی می‌شود.

معاون وزیر نیرو: چیزی به عنوان خشکسالی وجود ندارد

از طرفی بحث خشکسالی، کم‌آبی در محافل رسانه‌ای و سیاسی کشور ادامه دارد. عباس سروش ، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا در گفت‌وگوی مفصل با ایسنا به موضوع خشکسالی و کم‌آبی اشاره می‌کند.

سروش با اشاره به میزان بارندگی و مصرف آب در ۵۰ سال گذشته در کشور نتیجه می‌گیرد که "از آب‌زیرزمینی بیش از ظرفیت استفاده شده و منبع جدید دیگری نیز جایگزین آن نشده است".

معاون وزیر نیرو خاطرنشان کرد: «طی این سال‌ها هرگز بارندگی بالای متوسط درازمدت (۴۹ ساله) را تجربه نکرده‌ایم، به همین دلیل ما در وزارت نیرو پذیرفته‌ایم که چیزی به عنوان خشکسالی وجود ندارد، چرا که خشکسالی به این معناست که ممکن است یک سال خشکسالی و یک سال ترسالی باشد، اما در حال حاضر پذیرفته‌ایم که با کم آبی طولانی مدت مواجه هستیم و به دلیل مجموعه شرایط تغییرات اقلیمی این مسئله به وجود آمده است.»

بالاخره حکم سعید طوسی نهایی شد.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به نقل از کلمه محمود صادقی‏ نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در توییتر خود خبر از تبرئه این قاری قرآن از اتهام‌های وارده داد. به نظر می‌رسد با اعمال نظر افراد صاحب نفوذ، این قاری قرآن تبرئه شده است.

محمود صادقی در توییتر خود در این باره نوشت: “شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود.”

صادقی پس از اعلام این خبر و انتشار اسناد سخنان خود در چند توییت پیاپی نوشت:

حکم مستشاران عاریتی شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر کیفری استان تهران مبنی بر تبرئه کودک آزار قرانی نشان می‌دهند دستگاه قضایی صدای اعتراض مردم را خوب شنیده است.

به نظر من پرچم جمهوری اسلامی ایران به دست صادرکنندگان احکام قضائی ظالمانه و اعمال نفوذکنندگان مافوق آنهاست که به آتش کشیده می شود.

از قرائن چنین برمی آید که کودک آزار قرآنی مستظهر به حمایت فرد یا افرادی است که در بیت مقام معظم رهبری نفوذ کرده اند.

سعید گندم نژاد طوسی از اساتید تلاوت قرآن که از شاخص‌ترین قاریان کشور به حساب می‌آید متهم به عمل خلاف عفت عمومی و تشویق به فساد شده بود.

پیش از این خانواده کودکانی که مورد اذیت و آزار از سوی این قاری قرآن قرار گفته بودند، خبر از اعمال نفوذهایی در این پرونده داده بودند. در همین رابطه، پدر یکی از شاکیان پرونده سعید طوسی، درباره آخرین خبرها از پرونده‌ی شکایت از این قاری قرآن از پیگیری هر روزه این خانواده در دادستانی تهران خبر داد و گفته بود: هر سه روز یکبار برای پیگیری پرونده از شهرستان به تهران مراجعه می‌کنم. فعلاً خبر خاصی نیست و از آقای صادقی (نماینده‌ی مجلس) خواستیم تا پیگیر این پرونده باشد؛ خدا خیرشان بدهد چرا که ایشان از جمله افراد پیگیر هستند.

همچنین چندی پیش رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس خبر داد که به دلیل «عدم اقناع از ادله موجود و وضعیت خاص متهم که از قاریان مشهور کشور است»، صدور قرار منع تعقیب برای طوسی اعلام شده است.

برای اولین بار در خرداد ماه امسال برخی رسانه‌ها از وجود پرونده علیه سعید طوسی به دلیل اعمال منافی عفت خبر دادند. این اخبار آن چنان مورد توجه قرار نگرفت تا اینکه اوایل مهر ماه یکی از رسانه های خارج از ایران اتهامات سنگینی علیه او مطرح کرد. این اتهامات بازتاب گسترده ای در شبکه های مجازی داشت. برخی شاکیان این پرونده نیز گفت و گوهایی با رسانه های خارج از ایران داشته اند که درآن ادعاها و اتهامات خودر را علیه سعید طوسی مطرح کردند. در واکنش به این اتهامات سعید طوسی دو بیانیه صادر کرد و همه ادعاها را رد کرد.

سعید طوسی در حالی تبرئه می‌شود که رییس قوه قضاییه، دبیر شورای نگهبان و خطیبان نماز جمعه تهران در چند هفته‌ی اخیر بارها تاکیید کرده بودند و از دستگاه قضا خواسته بودند که با معترضین بازداشت شده در اعتراضات مردمی برخورد شدید قضایی صورت گیرد.

در حالی به شب چله (یلدا) این جشن تاریخی و کهن میهن مان نزدیک میشویم که اکثر ایرانیان از فقر اقتصادی در رنج و درد هستند و میلیونها سرپرست خانوار که نمی توانند چرخه زندگی را بگردانند، شرمنده خانواده های خود شده اند .کارگران و کارمندان دولت همچنان به دنبال حقوق و مزایای عقب افتاده و پرداخت نشده خود هستند، جوانان تحصیل کرده درتمامی مقاطع تحصیلی بیکار و سرگرادن بازار کار هستند. سپرده گذارن که با هزار امید و آرزو برای گذران زندگی تمام سرمایه خود را با تضمین و حمایت دولت به دست موسسات سپرده گذاری سپرده بودند، نالان و سرگردان نمیدانند که از دزدان سرگردنه که خود حاکمان ایران هستند به کجا شکایت ببرند. هموطنان زلزله زده ما بدون هیچ گونه حمایت دولتی و رسیدگی به وضع نا بسامانشان در بدبختی و مصیبت به سر میبراند.
در داستانهایی که ازنیاکانمان برای ما مانده، آمده است، در سی ام اذر ماه که آخرین روز فصل پاییزاست، طولانی ترین شب سال بپایان می رسد و نور زاده می شود. ارزو داریم با همت و کوشش و مقاومت هموطنان این نور نیز بر میهن مان ظاهر شود. شب یلدا جشنی است که از دیرباز توسط آکثر مردم ایران برگزار می شود و این خود نشانی برای اتحاد بین ملل و قومیتهای ایرانی بوده است.
جشن شب یلدا را به شما هموطنان تبریک میگوییم وامیدواریم با تمام تلخی هایی که حکومت جمهوری اسلامی به کام مردم ما ریخته شبی ماندگار داشته باشید.

به گزارش جبهه دموکراتیک ایران و به  نقل از بی بی سی در حالی که شدت آلودگی هوا در هفته اخیر مدارس را در برای چندمین روز پیاپی در تهران و بعضی شهرهای دیگر تعطیل کرده، رئیس سازمان محیط زیست ایران می‌گوید که دولت چاره‌ای ندارد و "باید دعا کنیم که باد بوزد تا آلودگی از بین برود".

عیسی کلانتری، رئیس سازمان محیط زیست ایران روز سه‌شنبه ۲۸ آذر ماه (۱۹ دسامبر) با اشاره به اینکه گازوئیل موجود در ایران ده برابر استاندارد آلوده کننده است، به خبرگزاری ایسنا گفت: "بیشتر آلودگی هوا مربوط به گازوئیل و ماشین‌ها است، دولت چاره‌ای ندارد. اگر جلوی خودروها را بگیریم تا هوا را آلوده نکنند حمل و نقل از بین می‌رود. گازوئیل‌ها هم غیراستاندارد است. بالاخره باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد."

اما بحث آلودگی هوا به "اولین اجلاس ملی گزارش پیشرفت‌ها و رفع موانع تحقق حقوق شهروندی" که در تهران برگزار شد هم کشیده شد و حسن روحانی، در ابتدای سخنانش در این اجلاس با ابراز تاسف از اینکه مدارس به دلیل آلودگی هوا تعطیل است، وزرای صنعت، نیرو، نفت، مسئول سازمان محیط زیست را خطاب قرار داد و گفت این مسئولیت سنگین همه است.

آقای روحانی گفت: "صنعت ما، نیروگاه ما، خودرو ما و بنزین و گازوئیل باید درست شود. وسایل گرم کننده خانه‌ها باید درست شود. همه باید دست به دست هم دهیم و حتی در روزهایی هم از ماشین شخصی استفاده نکنیم."

رئیس جمهوری ایران در ادامه آلودگی هوا را یک معضل جهانی خواند و با اشاره به آلودگی هوای دهلی و پکن گفت: "هی درباره آلودگی هوا نگویید پس دولت چه کار می‌کند، بگویید پس دنیا چه کار می‌کند."

محسن هاشمی‌، رئیس شورای شهر هم در آغاز سی و یکمین جلسه علنی شورای شهر تهران در انتقاد از آلودگی هوا، شعری از سهراب سپهری، شاعر معاصر خواند: "جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود."

محمدجعفر منتظری، دادستان کل ایران هم اعلام کرد که دخالت دادستانی کل ایران در موضوع آلودگی هوا به عنوان مدعی‌العموم نتیجه‌ای نداشته است.

آقای منتظری در حاشیه مراسمی در تهران به خبرنگاران گفت: "دادستان به عنوان مدعی العموم به این موضوع ورود کرده، مکاتبات زیادی صورت گرفته و جلساتی هم برگزار شده اما خروجی مناسبی نداشته است چون دست اندرکاران امر مقابله با آلودگی هوا یکی دو دستگاه نیستند. بلکه مجموعه‌ای هستند که باید با هم همکاری کنند.

 

 

 

 

 

 

 

صفحه1 از2

فیلمها و ویدئوها

 

"راهکارهای گذر از جمهوری اسلامی با شرکت احزاب و سازمان ها در همایش ایرانیان هامبورگ (قسمت اول) "نامه حشمت اله طبرزدی 7 دیماه 1393" 
"سخنرانی محمد زمانی در هامبورگ 12 فروردین "بررسی پرونده حشمت الله طبرزدی" 

Go to top