بدون اندیشه انتقادی ; نمیتوان به دمکراسی رسید


با توجه به پیچیدگی های جامعه بشری ,در عصر امروز و اهمیت دادن به مقوله دمکراسی و حقوق بشر, اهمیت اندیشه انتقادی بیش از هر زمانی احساس میشود .مبارزه با پوپولیست گرایی در عرصه های مختلف که تهدیدی بر علیه حقوق مردم میباشد, یکی از ابزارهای کلیدی اندیشه انتقادی در مقابله با این دیدگاه است.اساسا کارکرد مثبت اندیشه انتقادی ,منطق گرایی

و انعکاس واقعیت ها در یک جامعه میباشد .یکی از مولفه ها و شاخصه های هر فرد در یک اجتماع میل به دانستن و اندیشیدن و توانمند بودن فکر به صورت انتقادی است .
کاربرد تفکر انتقادی به جامعه بشری کمک مینماید, که پرسشگر باشد و مسائل را براساس واقعیت و نه یک ایدئولوژی خاص مورد کنکاش و بحث قرار دهد . تفکر انتقادی به جامعه کمک مینماید, که از انسداد و استبداد باید جلوگیری نمود .اساسا پویایی یک جامعه بستگی به تقویت و اهمیت دادن به تفکر و اندیشه انتقادی است .در نتیجه برخورداری از تفکر و اندیشه انتقادی در یک جامعه در عرصه های مختلف از جمله سیاسی ,فرهنگی , اجتماعی و اقتصادی به شهروندان یاری میرساند که افرادی اگاه و منطقی باشند و ازادی حقیقی را تجربه نمایند .
امروزه از دید خیلی از جامعه شناسان سیاسی ; یک از معضلات اجتماعی که به تداوم سرکوب و خفقان و سلطه و تداوم حکومت های خودکامه کمک میکند ,حضور انسانهای فاقد اندیشه انتقادی در عرصه های مختلف در یک جامعه میباشد .به همین دلیل روشن است که اندیشه انتقادی اهمیت بسیار زیادی دارد و با تجربه تاریخی در سطح جهان مشخص شده است که هر گاه توده مردم با حضور غیر انتقادی در حوزه های مختلف و گزینشهای سیاسی نمود داشته اند ,حضور حکومت ها و دولتهای خودکامه بیشتر شده است .در نتیجه تاکید بر اندیشه انتقادی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی اهمیت پیدا مینماید ; چرا که در تقابل با پارادوکس ,تضادها ,مغلطه و سفسطه سیاسی است و از دریچه استدلال و فاکت های منطقی خود را رونمایی مینماید .
تاکید بر اندیشه انتقادی باعث میشود ; گفتمانی اغاز گردد که یک جامعه باید در مقابل نظام های توتالیتاریسم و دیکتاتور ایستادگی نماید و تسلیم خواسته ها ی حکومت نشود و نباید اجازه داد حکومت های خودکامه هویت, رشد , پویایی ,دمکراسی ,حقوق شهروندی و حقوق بشر را پایمال نماید .در اصل اندیشه انتقادی باعث پویایی جامعه مدنی و سیاسی میشود و مکانیزیم اجرایی ان عمل نکردن به قواعد حکومت های توتالیتر است( نمونه بارز ان جمهوری اسلامی که عملا در تقابل با اندیشه انتقادی است)
اساسا در یک جوامع دمکراتیک, فاکت بر ارزشهاست و شهروندان برای اندیشیدن بصورت اندیشه انتقادی تربیت میشوند وافراد تحول خواه مشارکت بیشتری در عرصه های مختلف دارند و اگاهی جامعه در سطح بالایی قرار دارد .در چنین حکومت های دمکراتیک افراد یک جامعه ,خنثی نیستند و بر عکس منتقد ,فعال , کنجکاو, پرسشگر, جستجوگر و مسئولیت پذیرتر در مسائل سیاسی و اجتماعی هستند .با این تعریف و مقایسه حکومت های دمکراتیک با غیر دمکراتیک ,میتوان اذعان نمود, که تاکید بر اندیشه انتقادی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی ,اهمیت بسیار بالایی دارد و بدون چنین رویکردی ,نمیتوان به یک سیستم دمکرات رسید .چرا که اهمیت این موضوع این است ,که شهروندان یک جامعه از حالت انفعالی و بی مسئولیتی بیرون می ایند .در نتیجه تداوم حکومت های سرکوبگر در جوامع مختلف همین رویکرد انفعال است .بنا براین اگر میخواهیم جامعه ایی پویا و فعال داشته باشیم ,میبایست بر اندیشه انتقادی و ضریب رشد ان تاکید نمود. چرا که دمکراسی و حقوق بشر ,بدون گفتمان اندیشه انتقادی عملی نخواهد بود .
محمد زمانى 

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
Go to top